زمانی که شعلههای حملات رژیم صهیونیستی در تموز 2006 عروس خاورمیانه را که درکام خود فرو میبرد، کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا معتقد بودکه جنگ 33 روزه درد زایمان خاورمیانه جدید آمریکایی است، اما چند هفته بعد ورق برگشت و کودک خاورمیانه سمت و سویی جدید گرفت.
زمانی که روزنامه پر تیراژ وال استریت ژورنال، در مطلب مهمی صراحتاً از «تشکیل خاورمیانه جدید به محوریت ایران» خبر داد شاید اغلب سیاستمداران غرب و منطقه از ارتباط معنوی ایران با حزب الله و حماس آگاه بودند و از آن بارها در رسانههای خود به عنوان یکی از نقاط قوت سیاست خارجی ایران یاد کردهاند به عبارتی ادبیات مقاومت و طرح خاورمیانه اسلامی دو روی یک سکهاند که با محوریت ایران در منطقه شکل گرفته است و در حال حاضر با گذر از مرزهای لبنان و فلسطین مرزهای عراق، شبه جزیره عربستان، افغانستان و پاکستان را درنوردیده و به مثابه یک الگوی مبارزاتی در کل خاورمیانه گسترده شده است.
از سوی دیگر طرح «خاورمیانه اسلامی» از سوی رهبر معظم انقلاب که در دیدار خود با سران مقاومت فلسطین از آن سخن گفتند به مثابه یک رهنمون اساسی چارچوبهای عملی را برای همهگیر کردن این مفهوم ترسیم کرد به طوری که ادبیات مقاومت در جای جای حرکتهای اعتراضی مردم خاورمیانه مشهود است و به همین دلیل است که برخی از پژوهشگران رژیم صهیونیستی اخیرا در مورد تأثیر مقاومت بر حرکتهای مردم علیه سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی بر این نکته اذعان کردهاند که مقاومت را نمیتوان نابود کرد چرا که در کل منطقه حضور دارد.
موسسه مطالعاتی امنیت داخلی دانشگاه تلآویو، اخیراً کتابی با نام «مقاومت؛ افزایش چالش مقاومت و تأثیر آن بر آینده امنیت داخلی اسرائیل» به قلم «میخائیل میلشتاین» متخصص تاریخ مسأله فلسطین منتشر کرده است که در مقدمه بحث این کتاب نوشته شده است: ایدهای قدیمی وجود دارد که در دهههای اخیر قلب و ذهن مردم خاورمیانه به طور کلی و قلب و ذهن مردم جهان عرب را به طور خاص در نوردیده و آن این است که مقاومت بیش از آنکه یک شیوه فعالیت نظامی یا ایدهای سیاسی باشد، یک رؤیای کامل است.
همزمان با این مطلب پایگاه مطالعاتی «المشهد الاسرائیلی» در گزارشی در این خصوص نوشت که امروز ایده مقاومت، عامل اصلی تروریسم مرزهای سیاسی، فکری و اجتماعی در خاورمیانه است و این ایدهای که برخی سازمانها و نه دولتها آن را در پیش گرفتهاند، جای خود را نزد برخی سازمانها در خاورمیانه یافته است و جمعیتهای بسیاری آن را با شور و هیجان در همه کشورهای منطقه پذیرفتهاند در واقع امر افکار دانشگاهی و محافل پژوهشی که بودجههای هنگفتی در راستای انجام این گونه تحقیقات خرج میکنند به این نتیجه رسیدهاند که مقاومت در خون و رگ مردم خاورمیانه ریشه تنیده و همهگیر شده است.
شاید به دلیل این گستردگی عمق استراتژیک مقاومت است که موسسه تحقیقاتی مشاورهای «کمیته خطر جاری» آمریکا در توصیهای به اوباما، خواستار تغییر استراتژی خاورمیانهای این کشور و اقدام جدی وی برای جلوگیری از گسترش روحیه مقاومت در خاورمیانه شده است.
در واقع موسسه کمیته خطر جاری، قدرت گرفتن حماس، حزب الله لبنان، ایران و سوریه در منطقه و همچنین کاهش دنباله روی کشورهای عربی منطقه خاورمیانه از سیاستهای ایالات متحده را یک شکست برای سیاست خارجی این کشور عنوان کرده است.
عدهای بر این عقیدهاند که ایران، سوریه، حزب الله در شرایط فعلی اتحاد مثلث محورهای مقاومت درخاورمیانه را تشکیل دادهاند و زنگ خطر را برای تلاویو و حامیان آن به صدا درآوردهاند و این اتحاد روز به روز با الحاق سازمانهای مقاومت کشورهای منطقه گستردهتر میشود و به خصوص برگزاری همایشها و نشستهای سران مقاومت در ایران،سوریه و لبنان به مرور این اتحاد را کاملتر و نهادینهتر میکند.
در واقع شاید ترس اصلی سران تل آویو و کشورهای غربی از این است که رایزنیهای ایران در کل جهان و به خصوص منطقه خاورمیانه و ارتباط تنگاتنگ با مقامات سوری و حزب الله منجر به اتحاد محورهای مقاومت «در خاورمیانه و جایگزین کردن آن به جای مفهوم ناسیونالیسم نخنمای عربی است و از اینکه این اتحاد با بازیگری فعال ایران بتواند 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی را به «اقدامات قانون ساز» در عرصه بینالمللی وادارد نگران هستند کاری که ایران استارت آن را زده و این دیپلماسی فعال در حال به ثمر نشستن است.
شاید ذکر این نکته ضروری است که هرحکومتی تهدیدات محوری و اصلی را که موجودیت و منافع اساسی آن را با خطر مواجه میکند تعیین و مشخص میکند و بر اساس این شاخصهها، راهکار مرتبط مقابله با آن را در بعد نظامی، دیپلماتیک، اقتصادی و غیره تدارک می بیند و تل آویو و حامیان آنها با تدارک سه اصل نیروی بازدارنده، تهدید و پیروز قطعی در جنگ به مقابله با مقاومت برخاستهاند ولی با واکنش مقاومت این استراتژی شکست خورده است و روز به روز بر گستره جغرافیایی آن افزوده شده است و این امر مقامات اسرائیلی را مجاب کرده است بار دیگر به ارزیابی رویکرد سیاسی و امنیتی کنونی خود و افزایش ابعاد جدیدی به مفاهیم و اصول اساسی که واکنش نظامی رژیم صهیونیستی بر اساس آن پایه ریزی و ساخته شده است بپردازد.
البته شاید یادآوری این نکته ضروری باشد که آغاز مقاومت در منطقه و همهگیری آن از نشانههای تشکیل خاورمیانه اسلامی است چرا که گسترش ارتباطات و تکنولوژی در خاورمیانه که به سلطه رسانههای قدرتهای بزرگ پایان داده و باعث شده تا زبان و پیام ملتهای اسلامی به گوش یکدیگر برسد و تصاویر و اخبار جنایتهای آمریکا در عراق و افغانستان و یمن و رژیم صهیونیستی در غزه هر روز به نمایش در میآید نیز از عوامل اصلی پایان دوران آمریکا در خاورمیانه است و با توجه به مشکلاتی که آمریکا در عراق و افغانستان و همچنین در رابطه با رژیمهای محافظه کار عرب دارد، محبوبیت گروههای مقاومت در میان مردم منطقه به شدت افزایش یافته و دوران جدیدی در خاورمیانه آغاز شده است و این استدلال در اذهان عموم منطقه و جهان پذیرفته شده است که روح مقاومت در کل خاورمیانه به مثابه یک الگو درآمده و همهگیر شده است و ندای مقاومت هر روز از جای جای این منطقه بر علیه اشغال و سرکوب و تجاوز بلند شده و خاورمیانه اسلامی شکل گرفته است