کد خبر: 390686
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۸۹ - ۲۱:۳۷
نگاهي گذرا به چند دهه فعاليت در راديو، دوبله و بازيگري در گفت‌وگوي «جوان» با منوچهر آذري
تنها صداست كه مي‌ماند... همين يك جمله كافي است براي آنكه متوجه شويم، صدا و راديو تا چه حد مي‌توانند در ذهن مخاطب، تأثيرگذار باشند، چون تنها صداست كه مي‌ماند. راديو و عرصه صدا داراي قدمتي حدود هفتاد سال است كه چندي پيش هفتاد سالگي خود را با حضور مسئولان اين عرصه و بازيگران خوش‌سابقه‌اش جشن گرفت. در اين بين، هنرمنداني كه هويت راديويي خود را تا الان حفظ كرده‌اند، معدود و البته شايد انگشت شمارند.
منوچهر آذري، مرد هنرمند و خوش‌سابقه راديويي است كه متولد سال 1322 در تهران است. او فارغ‌التحصيل از هنركده هنرهاي دراماتيك فن بيان، هنرپيشگي و كارگرداني است و از دوران نوجواني فعاليت هنري خود را در عرصه تلويزيون، راديو و سينما آغاز كرده است. از كارهاي تصويري او مي‌توان به فيلم‌ها و سريال‌هايي چون دزد عروسك‌ها، مجردها، زن‌بدلي، ديوار، تهران روزگار نو، يك مرد يك خرس، ماه و خورشيد، حسرت ديدار، سايه خيال، عبور از غبار، آخرين لحظه، در مسير تندباد، پيامك از ديار باقي، هزاردستان، آشپزباشي و... اشاره كرد. «جمعه ايراني» يا همان «صبح جمعه با شما» از پررنگ‌ترين كارهاي راديويي او به شمار مي‌رود.
اين برنامه از معدود برنامه‌هاي راديويي است كه تا به حال علاوه بر اينكه مخاطب خود را همچنان حفظ كرده، هفته به هفته نيز بر تعدادشان مي‌افزايد و اين ماحصل يك كار تيمي خوب و منسجم است. با منوچهر آذري از راديو، صدا، تلويزيون، خلاقيت‌هاي راديويي‌اش و... صحبت كرديم.
بسياري بر اين باورند كه شما جزو معدود افرادي هستيد كه توانستيد با تسلط بالا در عرصه‌ راديو و تلويزيون، سينما و تئاتر خوش بدرخشيد و تمامي اين سه عنصر را در كنار هم مديريت كنيد، خودتان چقدر بر اين باور صحه مي‌گذاريد.در كنار استادان و هنرمندان بزرگي كه سال‌هاي سال در عرصه راديو و تلويزيون فعاليت مي‌كنند، من اصلاً خود را درحدي نمي‌دانم كه شما مي‌گوييد و معتقدم كه درياي هنر آنقدر بيكران و بي‌انتهاست كه هر چقدر هم در آن حضور داشته باشي و ياد بگيري باز هم روزي احساس خواهي كرد كه هنوز بلد نيستي. در ادامه بايد بگويم، من نيز مثل تمامي مردم و از جنس خود آنها هستم، نه شاخص هستم و نه مشهور و اينكه خود را قطره‌اي از آن درياي بي‌كران هنر نيز نمي‌دانم! من هميشه براي مردم سرزمينم و شادي دل شان كار كردم و هميشه به خاطر عشق و علاقه‌اي كه نسبت به آنها داشته و دارم، پشت ميكروفن صدا (راديو) قرار گرفتم. هميشه و در تمامي شرايط، دلي و با عشق و علاقه كار كردم. مخاطبان و مردم نيز در تمامي اوقات، يار و ياور ما بوده و هستند.شما كار هنريتان را با تلويزيون آغاز كرديد و سپس در راديو مشغول شديد؟بله ابتداي كارم در تلويزيون بود. در آن زمان با مرحوم «فرهنگ مهرپرور» آشنا شدم و چندين كار تلويزيوني در گروه‌هاي مختلف با هم انجام داديم. ابتدا كارهايم در تلويزيون مورد توجه قرار گرفتند و سپس با دعوت دوستان به سمت راديو آمدم. اولين كار راديويي‌ام نيز برنامه‌اي تحت عنوان «دوخت و دوز» بود و پس از آن پيشنهادهاي بسياري در اين دو عرصه به من شد.به طور معمول كاركردن در عرصه صدا به علاقه‌ باطني وخالص يك هنرمند بر مي‌گردد، چون كار در اين عرصه، كار چندان آساني نيست... اين علاقه از كودكي در شما وجود داشت؟بله يادمه وقتي خيلي كوچك بودم، نمايشنامه‌هاي كمدي مي‌نوشتم و جمعه‌ها بچه‌هاي مدرسه را به منزل دعوت مي‌كردم و براي آنها اين نمايش‌ها را روي سن‌هايي كه خودم آنها را درست مي‌كردم و مي‌چيدم، اجرا مي‌كردم.پس كاملاً مشخص است كه از همان ابتدا خنداندن و شاد كردن مردم، برايتان خيلي دلنشين بوده است؟ طوري كه زماني شما پا به اين عرصه گذاشتيد كه ورود به آن كار آساني نبود...بله و هميشه از مردم و ابراز لطفشان انرژي مي‌گيرم، چون همانطور كه گفتيد علاقه باطني در كارهاي هنري حرف اول را مي‌زند و من كه عاشق اين حرفه و مردم بودم، از بيان احساساتشان لذت مي‌بردم.در آن زمان ما با سختي‌ها و مشكلات فراوان پا به اين عرصه گذاشتيم، در حالي كه الان، جوان‌ها خيلي آسان و راحت، وارد اين حيطه مي‌شوند! چه بهتر است جوان‌هايي كه واقعاً علاقه‌مند هستند پا به اين عرصه گذاشته و درست نيز هدايت شوند.شما فارغ التحصيل از هنركده هنرهاي دراماتيك فن بيان، هنرپيشگي و كارگرداني هستيد، تحصيلات تا چه حد به پيشرفت كاريتان كمك كرده است؟تحصيلات در تمامي زمينه‌‌هاي هنري، فرهنگي و ... حرف اول را مي‌زند و نقش اساسي را ايفا مي‌كند. كما اينكه در كنار تحصيلات، كسب تجربه نيز بسيار مهم و ارزشمند است، طوري كه اگر من مي‌خواستم فقط و فقط به آموخته‌هايم در دانشكده اكتفا كنم، شايد هيچگاه به اين جايگاهي كه شما از آن صحبت مي‌كنيد، نمي‌رسيدم. براي مثال، فيلم‌هاي كمدي چارلي چاپلين و هارولويد را نمي‌ديدم، سرگذشت چارلي را مطالعه نمي‌كردم و كتاب‌هاي نويسندگان بزرگي چون شكسپير، موريس مترلينگ و چخوف كه در زمينه‌‌هاي تئاتر بودند را نمي‌خواندم، هيچگاه نمي‌توانستم دركارم موفق باشم.در حالت كلي،معتقدم كه شاخصه‌‌ اصلي و پشتوانه هميشگي هر انساني در زندگي‌اش، تحصيلات است.حال اگر اين تحصيلات، در زمينه حرفه‌اي كه دارد باشد، به او كمك دو چندان خواهد كرد.معمولاً مخاطبان راديو كمتر از تلويزيون هستند ولي برنامه صبح جمعه با شما (جمعه ايراني) با اجرا و هنرمندي چندين نفر از هنرمندان پرسابقه‌اي چون شما، رضا عبدي، عليرضا جاويدنيا، اصغر سمسارزاده، امير حسين مدرس، مهران اماميه و ... توانست مخاطب را به سمت راديو و برنامه‌هاي راديويي بكشاند و جالب است كه در حال حاضر نيز مثل گذشته‌ها روند صعودي تعداد مخاطب، آن هم به صورتي هفتگي در اين برنامه وجود دارد...اين آماري است كه روابط عمومي راديو هر هفته به ما اعلام مي‌كند. به هر حال «جمعه ايراني» پرشنونده‌ترين برنامه طنز راديويي است و همانطور كه آقاي ضرغامي عنوان كردند، اين برنامه به عنوان «قله طنز در راديو» نام گرفته است.چندي پيش نخستين جشنواره طنز راديويي برگزار شد و اكثر هنرمندان راديويي نيز در اين جشنواره حضور داشتند.اميدوارم كه همه ساله از اين قبيل برنامه‌ها اجرا شود تا راديويي‌ها نيز در خاطر مردم بمانند. لازم به ذكر است كه بخش قابل توجهي از جوايزي كه در اين جشنواره به برنامه‌‌هاي مختلف راديويي تعلق گرفت، متعلق به «جمعه ايراني» بود و اين جاي خوشحالي دارد و افتخار من و ساير همكاران در اين برنامه است. ضمن اينكه آقاي ضرغامي در اين مراسم خيلي به ما لطف داشتند و از ما خواستند تا برنامه‌هاي طنز راديويي را بيشتر توليد كنيم.به عنوان بازيگر ثابت «جمعه ايراني» كه چند دهه در اين برنامه حضور داشتيد، فكر مي‌كنيد چه فاكتوري باعث صعود روند مخاطبان اين برنامه، ماندگاري آن در ذهن مردم (پس از سال‌ها) و در حالت كلي موفقيت آن شده است؟اين برنامه مشكلات مردم از قبيل خانوادگي، اجتماعي، اقتصادي و ... را به زبان طنز و با گويش و لهجه‌هاي مختلف به گوش مسوولان مي‌رساند و همين عامل باعث مي‌شود تا مردم، خودشان را در برنامه احساس كنند و با برنامه حس متقابلي را برقرار نمايند. كما اينكه وقتي مردم، خودشان، هنگام ضبط برنامه‌اي كه نمي‌بينند، حضور داشته باشند، آن برنامه بيشتر به دلشان مي‌نشيند و ارتباط بهتري با آن برقرار مي‌كنند، در نتيجه برنامه پرمخاطب خواهد شد.هنرمنداني كه چند شاخه هنري را دنبال مي‌كنند، به طور معمول در يكي از آن شاخه‌ها و عرصه‌ها صاحب سبك مي‌شوند و هويت خود را حفظ مي‌كنند. شما نيز در عرصه‌ صدا پررنگ‌تر عمل كرديد و رد پاي محكمي را در خاطر مخاطبان خود برجاي گذاشتيد... دليل اين مقوله را در چه فاكتوري مي‌دانيد؟فكر مي‌كنم دليل اين مسأله بر مي‌گردد به ايفاي نقش‌هايم در راديو، به مدد قلم نويسندگان خوبي كه ما در راديو داريم، شخصيت‌هاي ماندگار و ثابتي مثل شوت‌زاده، ملون و ... از آن دسته شخصيت‌هايي بودند و هستند كه از جنس مردم و مخاطبانند و چون حرف دل مردم را با زباني شيوا بيان مي‌كنند، در ذهن آنها ماندگار مي‌شوند و به دل آنها مي‌نشينند و آنها به راحتي با آن نقش‌ها ارتباط برقرار مي‌كنند و همين ماندگاري نقش‌ها و علاقه و حضور چند دهه در عرصه صدا مرا در اين عرصه پررنگ‌تر نشان داده است.خلاقيت و بداهه‌گويي، يكي از مهم‌ترين و اصلي‌ترين خصيصه‌هاي كارهاي راديويي است... شما در كارهايتان چه ميزان از بداهه و چقدر از متن استفاده مي‌كنيد؟به نكته خوبي اشاره كرديد، به نظر من بداهه‌گويي علاوه بر اينكه اصلي‌ترين خصايص كارهاي راديويي است، از مهم‌ترين ويژگي‌هاي كمدي، حال چه در راديو و چه در تلويزيون نيز به شمار مي‌رود، طوري كه كمدي بدون بداهه‌گويي، معنايي ندارد. حال اين مقوله را بايد به خوبي آموخت و تعليم داد. ضمن اينكه يك هنرمند بايد سال‌ها در حيطه بداهه، تمرين و ممارست داشته باشد تا بتواند به خوبي به آن تسلط پيدا كند.ما در بداهه موظف به رعايت يكسري خط قرمزها هستيم. تا در اين بين، جملاتي توهين آميز نگوييم. براي مثال ممكن است در بداهه جمله‌اي گفته شود كه در عين خنده‌دار بودن، به عده زيادي از مردم توهين كرده باشد و اين خيلي ناراحت كننده است.ما در كارمان شعاري داريم و آن اين است: «بهتر است كه با هم بخنديم نه به هم» . ضمن اينكه بايد تعادل در بداهه‌گويي و متن‌خواني برقرار شود. يعني گوينده بايد توانايي اين را داشته باشد كه بداهه و متن را در كنار هم پيش ببرد، طوري كه نه از متن دور شود و نه به بداهه‌اش ضربه وارد شود. من هم تا الان سعي‌ام بر اين بوده كه تعادل را در اين مقوله حفظ كنم و اميدوارم كه موفق شده باشم.در وهله بعدي، تداعي معاني از بارزترين خصيصه‌هاي يك هنرمند طنز آن هم در راديو است. اينكه ذهن گوينده كاملاً باز باشد و بلافاصله بعد از گفتن يك جمله با فكر و انديشه از قبل داشته به سمت بعدي برود.بله، با حرف شما موافقم. خلاقيت و تداعي معاني در كنار هم شكل مي‌گيرند. مثلاً اگر درباره سير صحبتي به ميان مي‌آيد، ذهن من ناخود آگاه به سمت پياز، تره فرنگي و ... خواهد رفت، يعني مي‌خواهم بگويم كه اين كار، ذهني كاملاً باز و آماده مي‌خواهد. يادم است يكبار نقش گزارشگر مسابقه فوتبال را ايفا مي‌‌كردم ، اواسط گزارشگري، احتياج به سوت داور داشتم ولي شيئي به نام سوت در دسترسم نبود، همان لحظه و با استفاده از همين تمرين و ممارست‌‌هايي كه در قبل به آنها اشاره كردم، از طريق دهانم، صداي سوت در آوردم، در حالت كلي بايد بگويم بداهه و تداعي معاني از ملزومات كار ما به ويژه در عرصه صداست.در حال حاضر، مخاطبان شاهد حضور شما در سريال «آشپزباشي» به كارگرداني محمدرضا هنرمند هستند.بله، پس از مدت‌ها، همكاران ما در تلويزيون به ياد ما افتادند. من تجربه‌ بازي در فيلم آقاي هنرمند «دزد عروسك‌ها‌» را داشتم. پس از مدتي روزي به طور اتفاقي پرويز پرستويي عزيز را در خيابان ديدم و با اصرار او به پشت صحنه و محل ضبط اين سريال رفتم. آقاي هنرمند كه پس از مدتها مرا ديدند، همانجا از نبودم در تلويزيون خيلي گله كردند و گفتند نقشي در اين سريال دارم كه فقط تو مي‌تواني از عهده آن بربيايي و مرا به همكاري دعوت كردند و من كه در پروژه سينمايي‌ايشان حضور داشتم و با كارشان از نزديك آشنا بودم، با كمال ميل اين نقش را پذيرفتم.گويا دلتان از كم لطفي اهالي تلويزيون خيلي پر است؟!بله، چون كارم را با تلويزيون آغاز كردم و بعد به كار صدا روي آوردم، توقع ديگري از دوستان تلويزيوني داشتم ولي گاهي اوقات به ما كم لطفي‌هايي مي‌شود. فكر مي‌كنم اگر آنها از چندين نفري كه در زمينه طنز، تجربه چند دهه‌اي و بيننده و شنونده خود را دارند در كارهاي كمدي خود استفاده كنند، هم استقبال مخاطبان، بيشتر خواهد شد و هم ما مي‌توانيم زنده‌تر و شاداب‌تر كار كنيم. اين براي ما نوعي دلگرمي است كه اهالي تلويزيون ما را از ياد نبرده‌اند. علاوه بر اهالي تلويزيون از اهالي راديو نيز كمي دلگيرم. در روز هفتاد سالگي راديو به جاي اينكه از پيشكسوتان راديويي دعوت شود، از پيشكسوتان عرصه بازيگري دعوت به‌عمل آمد و اين جاي بسي تعجب داشت.بسياري بر اين باورند كه در حال حاضر، تلويزيون با پخش سريال، فيلم و برنامه‌هاي متنوع، بيشتر در بين نسل امروز و بالاخص جوانان جا باز كرده است و اين طور احساس مي‌شود كه مخاطبان راديو روز به روز رو به افول هستند. فكر نمي‌كنيد شايد اين مقوله براي راديو و اهالي آن، خبر بدي باشد؟نه، چون معتقدم كه هر گلي يك بويي دارد. راديو و تلويزيون، هر كدام مخاطبان خاص خود را دارند و هر كدام مي‌توانند با برنامه‌هاي متنوع خود و با تشخيص خوب سليقه مخاطبان، آنها را به سمت خود بكشند كما اينكه افرادي نيز هستند كه هم مخاطب ثابت تلويزيون و هم مخاطب ثابت راديو هستند و هر دو آنها را به طور جدي دنبال مي‌كنند.گويا قرار است كه «جمعه ايراني» از تلويزيون نيز پخش شود؟!بله، درست است حدود يك سالي است كه اين پيشنهاد مطرح شده و اميدوارم هر چه زودتر به انجام برسد تا مخاطبان آنطور كه مي‌خواهند و دوست دارند به ديدار با اين برنامه بنشينند.به عنوان بازيگري كه چند دهه در عرصه صدا و تصوير فعاليت مي‌كنيد، تفاوت بارز و عمده راديو و تلويزيون را با حذف فاكتور ديده شدن در تصوير در چه مي‌بينيد؟به هر حال، راديو نسبت به تلويزيون قدمت بيشتري دارد. همانطور كه مي‌دانيد ما امسال جشن هفتاد سالگي راديو را برگزار كرديم ولي تلويزيون هم مخاطبان خود را دارد. تلويزيون به خاطر تصوير و جذابيت‌هاي تصويري‌‌اش در جذب مخاطب، تأثيرگذارتر است و توجه بسياري از مردم را به خود جلب كرده. كما اينكه راديو فقط صداست و تنها صداست كه مي‌ماند. من بارها و بارها نيز گفته‌ام كه راديو هيچ جذابيتي از لحاظ تصوير، رنگ، دكور، صحنه، لباس و ... ندارد و اين گوينده و بازيگر راديويي است كه به نقش بدون هيچ وسيله‌اي و تنها با صداي خود، جان مي‌دهد و نقش را براي مخاطب، باورپذير مي‌كند. ولي اين را هم مي‌دانم كه شنيدن كي بود، مانند ديدن!در ادامه از تفاوت‌هاي راديو و تلويزيون مي‌توانم به دردسترس بودن راديو در هر مكان و زمان اشاره كنم. به نظر من، يك مخاطب، اگر راديو همراه خودش داشته باشد، همه چيز دارد حال از زمان گرفته تا اوقات شرعي، اطلاعات جامع در هر زمينه علمي، فرهنگي، ادبي، هنري، ورزشي و ... يعني او مي‌تواند با در دست داشتن راديو از همه اين امكانات استفاده كند ولي همان مخاطب نمي‌تواند تلويزيون را در هر جا كه خواست با خود ببرد. تا به حال برايتان پيش آمده كه مردم شما را از صدايتان بشناسند نه چهره‌تان؟!بله، چندي پيش براي خريد به فروشگاهي رفته بودم. با فروشنده در حال صحبت بودم كه ناگهان متوجه نگاه‌هاي مردم شدم كه از صدايم مرا شناخته بودند و مي‌گفتند: آقاي آذري شما هستيد؟ در ادامه بايد بگويم كه فقط تصوير نيست كه هنرمند را مي‌شناساند، بلكه صدا هم مي‌تواند در اين امر تأثيرگذار باشد.خود واقعي منوچهر آذري را در راديو بيشتر مي‌بينيد يا تلويزيون؟!خود واقعي‌ام كه فقط در منزل و در كنار خانواده هستم و سعي مي‌كنم هميشه در نقش‌هايم، شخصيت‌پردازي كنم ولي گاهي اوقات نيز از حال و احوال خودم در كار استفاده كرده‌ام كه خيلي تأثيرگذار هم بوده است ولي در كل خيلي كم پيش آمده كه نقش خودم را بازي كنم. چون بر اين باورم كه شخصيت‌پردازي مي‌تواند به نقش‌هايم، آب و رنگ دهد و آنها را قابل باورتر كند.از همان ابتدا، چطور شد كه به دوبله روي آورديد؟پس از تلويزيون و راديو به همراه مرحوم فرهنگ مهرپرور، به مركز راديو رفتيم و در آنجا تست داديم و قبول شديم و از آنجايي كه سابقه راديويي نيز داشتيم و كار ما را در راديو شنيده بودند، از حضورمان استفاده كردند و پس از شش ماه به ما كارت دوبله دادند.از مرحوم فرهنگ مهرپرور، چندين بار در گفت‌وگو ياد كرديد... زماني شما و ايشان به عنوان زوج‌هاي كمدي در راديو، تلويزيون و سينما شناخته شده بوديد.در سال 1344 در تالار فرهنگ با ايشان آشنا شدم. من و او هر كدام از طرف مدرسه، نمايشنامه‌هايي كه خودمان نويسندگي كرده بوديم را براي اجرا به تالار فرهنگ آورده بوديم. كارهايمان در آن زمان امتياز و جايزه گرفتند. سپس در نوار‌هاي قصه و در كارهاي كودك و بزرگسال و... با هم فعاليت كرديم كه از شاخص‌ترين آنها مي‌توان به برنامه‌هاي «صدسال به اين سا‌ل‌ها» كه با حسين محب‌اهري، عباس محبي و... همبازي بوديم و نيز «پروفسور پژوهشگر پژوهنده پيروز» اشاره كنم. ضمن اينكه مرحوم مهرپرور، از نظر من هنرمندي به تمام معنا بود، او علاوه بر كارهاي صدا و تصويري‌اش، خطاط و نقاش ماهري نيز بود.به خاطر دارم بعد از فوت ايشان مقام معظم رهبري پيام تسليت و نامه‌اي را به راديو ابلاغ كردند. بله ايشان هميشه حامي هنرمندان بوده و هستند. در 14 شهريور سال 73 كه فرهنگ مهرپرور فوت شد و همچنين در سال 84 كه منوچهر نوذري چشم از جهان فرو بست، آقاي خامنه‌اي پيام تسليت و تسلاي خاطري را براي ما كه همكاران و دوستان آن دو عزيز بوديم فرستادند و همچنين ايشان با لطف خود دستوراتي را در مورد خانواده مهرپرور صادر كردند كه به خوبي اجرا شد. فكر مي‌كنم يكي از خاطرات پررنگ و فراموش نشدني شما برمي‌گردد به بازديد مقام معظم رهبري در دوران رياست جمهوري‌شان از برنامه صبح جمعه با شما. بله اين خاطره از بهترين خاطرات دوران فعاليت ما در راديو بود. آن زمان «صبح جمعه با شما» در استوديو اصلي راديو در ميدان «ارگ» ضبط مي‌شد. يادم است روزي كه ايشان به برنامه ما آمدند رضا عبدي كه نقش «آميرز عبد الطمع» را داشت حين بازي‌اش خطاب به همسرش گفت: «خانم رئيس جمهور آمدند پاشو برو و از ايشان عيدي بگير». كه در همان لحظه آقاي خامنه‌اي به تمام بچه‌هاي دست اندركار برنامه «صبح جمعه با شما» عيدي دادند و اين از بهترين خاطره‌هاي همه ما شد. و پس از آن در دوران رهبري ايشان بچه‌هاي راديو و برنامه «جمعه ايراني» به بيت رهبري دعوت شدند. بله، اين دو خاطره و بازديد رهبر معظم انقلاب از برنامه ما به تمام بچه‌ها روحيه داد. ايشان كه خود برنامه ما را دنبال مي‌كردند از كاستي‌هاي برنامه با ما صحبت كردند و از ما خواستند تا برنامه را شادتر و وزين‌تر اجرا كنيم و كاري نكنيم كه خداي نكرده به كسي توهين بشود. ايشان در آن روز با تمام بچه‌هاي راديو از جمله پريچهر بهروان، مهين ديهيم، آقاي منافي، مرحوم منوچهر نوذري، حسين عرفاني، منوچهر والي‌زاده، و شيشه‌گران درباره كار و زندگي‌شان صحبت ‌كردند و همين جا از تمامي محبت‌هايشان كه در اين چند سال شامل حال ما شد، متشكرم.از سريال‌هاي شاخصي كه در آن ايفاي نقش داشتيد، مي‌توان به سريال «هزار دستان» به كارگرداني مرحوم «علي حاتمي» اشاره كرد.بله، در آن زمان آقاي حاتمي، مرا دعوت به همكاري كردند. ايشان در ابتدا توضيحاتي درباره نقش به من دادند و گفتند ممكن است، چون نقش دربان هتل را داري، ديالوگ‌ زيادي براي بازي نداشته باشي ولي من با كمال ميل، آن نقش را پذيرفتم و يادم است به ايشان گفتم، اگر شما نقش ديوار را هم به من مي‌دادي باز هم قبول مي‌كردم، چون از افتخارات من است كه با كارگرداني مثل شما همكاري كنم.و جالب است بدانيد كه پس از گرفتن اولين سكانس‌ها از آنجايي كه با استفاده از ذهنم، در جلوي دوربين كارهاي به قول دوستان جالب مي‌كنم، آقاي حاتمي از كاري كه من كرده بودند (برداشتن چمدان‌هاي خالي و وانمود كردن اينكه خيلي سنگين وزنند)، متعجب مانده بودند و مي‌گفتند: تو چطوري اينكار را كردي؟ انگار كه هر كدام از اين چمدان‌هاي خالي دويست كيلو وزن داشتند. و در ادامه گفتند كه تو بيشتر از سه‌ قسمت نقش نداشتي ولي با اين كاري كه كردي تا پايان سريال بايد همراهيمان كني. سريال هزاردستان و تجربه همكاري با مرحوم حاتمي، از افتخارات كاري من به شمار مي‌رود و همه جا از آن ياد مي‌كنم.باورپذيري مخاطب در راديو بيشتر است يا تلويزيون؟معتقدم اگر تمامي عوامل از نويسنده گرفته تا كارگردان و بازيگر و... كار خود را به نحو احسن انجام دهند، باورپذيري مخاطب، چه در تلويزيون و چه راديو، بيشتر خواهد شد و مخاطبان مي‌توانند، با شخصيت‌پردازي بازيگر در قصه، خود را به او نزديك‌تر ببينند و با او و كارش ارتباط بهتري برقرار كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار