
متولد 1343 همدان و اصالتاً زنجانی، متأهل و دارای سه فرزند و جانباز جنگ تحمیلی است. از سال 1362 عکاسی را در لشکر 10 سیدالشهداء (ع) آغاز کرد. در اواخر سال 1365 وارد روایت فتح شد. بعد از پایان جنگ با سفر به افغانستان، جنگهای آذربایجان و ارمنستان، کشمیر، چچن، بوسنی، کوزوو، عراق، سومالی و. . . به عنوان یک خبرنگار جنگی شناخته شد.
وی با حضور در 14 جنگ بزرگ دنیا در دهههای اخیر و ساخت مجموعههای مستند از این جنگها، رکورددار حضور در مناطق بحرانی جهان است و تاکنون بیش از 12 مجموعه تلویزیونی و 44 مستند بلند و کوتاه ساخته است.
این مستند ساز در باره خود میگوید: جدّم از عیّاران منطقه بود و پدرم کار دباغی میکرد. از کودکی طبق آموزش پدرم، آزارم به کوچکتر از خودم نمی رسید ولی حرف زور را از بزرگتر از خودم هم نمیپذیرفتم. بچه بسیار شلوغی بودم. در دوران تحصیل، صبحها درس میخواندم و عصرها پیش یکی از بستگان خیاطی میکردم و از ورزش کردن و رفتن به باشگاه هیچ وقت غافل نبودم. رشتة اصلی ورزشی ام بوکس بود.
در مسجد هدایت بسیجی بودم و دورة آموزش نظامی دیدم و در 24 اسفند 59 به جنگ رفتم. آنجا با شهید چمران آشنا و در سوسنگرد در کنار رودخانه مجروح و دچار موج گرفتگی شدم. در عملیاتی که سال 60 در منطقه طراح شد و همچنین عملیات روستای مالکیت شرکت کردم. دراین عملیات ترکش خوردم. پس از مدتی در نخستین عملیات مهم ایران که در منطقه بستان انجام شد، توفیق شرکت پیدا کردم. بعدها در عملیاتهای گوناگون از جمله رمضان، خیبر تا فاو و شلمچه بودم و چندین بار از ناحیة پاها، دندهها و دست مجروح شدم.
من ابتدا از تک تیراندازی آغاز کردم. بعد آر. پى. جی زن شدم. پس از آن به گردان تخریب رفتم. مدتی هم در واحد اطلاعات عملیات خدمت کردم که بیشتر برای شناسایی مواضع دشمن و راهکارهای حمله فعالیت میکردم. پس از آن مدتی کار روی لودر را تجربه کردم. شنیده بودم که کاربرد لودر آن هم به هنگام عملیات و آتشبازی دشمن، جرأت و جربزه میخواهد. من هم گفتم خوب است هم خودم را محک بزنم و هم کمک کاری در شرایط سخت باشم.
وی هم اکنون سرگرم فیلم سازی و دیگر فعالیتهای فرهنگی خود در مؤسسه فرهنگی و هنری میثاق است. به همین دلیل بر آن شدیم تا در رابطه با موضوعی که معضل همیشگی جامعه فرهنگی ما بوده یعنی همان جنگ نرم با وی به گفتوگو بنشینیم. به نظر شما مستند و فیلم چگونه میتواند در مقابله با جنگ نرم مؤثر واقع شود؟زمانی که مقام معظم رهبری طی مباحث گستردهای به دشمنشناسی پرداختند هیچکس در این موضوع غور نکرد و همه از آن سطحی گذشتند، در حالی که وقتی درباره اصلاح الگوی مصرف جشنواره برگزار شد و فیلمهای زیادیتولید شد. اگر همه فرمایشات رهبر را جدی گرفته و کاربردی میکردیم به طور حتم مستند و فیلم نیز در جریان جنگ نرم وارد مسأله دشمنشناسی و راههای مقابله با آن میشدند و مشکل حل میشد.
تعریف جنگ نرم را از دیدگاه خود به عنوان یک سینماگر بیان کنید؟به اعتقاد من، این جنگ نامتعارف بوده و بدون حضور سلاح و جنگندهها در مسیری که خاص خودش است پیش میرود.در حال حاضر وجود ماهواره و اینترنت در زندگی انسانها تمام مرزها را از میان برداشته و به همین علت دیگر تابلوی «عکاسی ممنوع» معنا ندارد، چرا که از طریق اینترنت میتوان عکس هوایی هر منطقه یا حتی پادگان نظامی را مشاهده کرد.زمان ورود مستشرقین غربی به شرق، شناخت غرب از مشرق کم بود، زمانی که میرزای شیرازی در رابطه با تحریم تنباکو فتوا داد شاید برای غربیها عجیب بود که همه مردم به فتوای وی عمل کردند. میرزای شیرازی به آنها نشان داد قدرت ما در مذهب ماست، پس غربیها متوجه شدند که علمای دینی ما چه قدرت بالایی دارند و با چند خط نوشتن و حرفی را گفتن، میتوانند روال یک مملکت را تغییر دهند.
به گمان من این مسأله محدود به غربشناسان نشد و شرقشناسان نیز دراین میان نقش داشتهاند؛ در این رابطه نیز توضیح دهید.زمانی که شرقشناسان وارد سرزمینهای شرق شدند در کنار خود میسیونرهای مذهبی را نیز وارد کردند که آنها شروع به تقویت مسیحیت در کشورهایی مانند هند کردند و در ایران نیز که مسیحیت از سالها قبل وجود داشت به تقویت بنیه مسیحیت پرداختند. در این زمان بود که گروههای مختلف فراماسونها و گروههای بهایی نیز وارد ایران شدند و جنگ نرم از همان زمان شروع شد. غربیها با کتب مذهبی خود شروع به مقابله با اسلام و شیعه کردند و در ادامه با پیشرفت تکنولوژی ابزار این جنگ تغییر کرد، بهطوری که در حال حاضر بهراحتی وارد خانههای ما شده و تبلیغ میکنند، با این تفاوت که تبلیغ کنونی غرب حالت جمعی پیدا کرده است.این تبلیغ با غرب زدههایی که از حدود 10 سال پیش در ایران کار خود را با ترجمه متون غربی در حوزه ادبیات شروع کردهاند شکل امروزی به خود گرفته و در شرایطی واقع شده که آن را جنگ نرم مینامند که این مسأله بسیار طبیعی است؛ چرا که با تغییر شرایط باید شکل جدیدی برای این مبارزات به وجود بیاید.با روی کار آمدن رضاخان معروف به میرپنج، این امر سیر تندتری به خود گرفت و با جنگ جهانی دوم و برکناری رضاشاه و آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی فراماسونرها به شکلی رسمی و با داشتن لژ و جایگاه در ایران به کار خود ادامه دادند و حتی رفته رفته وارد دولت نیز شده و بسیار راحتتر از قبل به کار خود ادامه دادند.تکنولوژی آن زمان به تلویزیون، رادیو و ادبیات ختم میشد در حالی که امروزه فعالیتها فراتر از ترجمه یک کتاب است. یکی از بزرگترین اهداف این جنگ نرم اسلامزدایی است که به دو صورت فعالیت خود را انجام میدهد؛ یکی اینکه مسلمانان را انسانهایی صلحجو معرفی میکنند و از این طریق آنها را به خوب و بد تقسیم میکنند اما با روی کار آوردن گروههایی مانند القاعده و طالبان سعی در مخدوش کردن چهره مذهب شیعه و دین اسلام دارند.آنها در کشور خود نسل جوانی را دارند که به دنبال گمشده خود میگردند، چرا که پس از داشتن آزادیهای نامحدود در جوامع خود به پوچی رسیده و دنبال چیزی هستند تا با آن خلأ درونی خود را پر کنند. یکی از این جوانان میگفت: همه دینهای دنیا را تجربه کردهام؛ از بودیسم و مسیحی تا پوچگرایی و مسیحیت و اسلام، اما شیعه را انتخاب کردم؛ چراکه شیعیان به خاطر اشکی که برای امامانشان میریزند تمام کمبودهای درونی خود را پر میکنند. این جوان میگفت تمام خلأهای درونی خود را با یافتن امام حسین(ع) پر کرده است.
این مسأله چه خطری برای غرب دارد که آنها تا این حد از امام حسین(ع) میترسند؟تفکر عاشورایی دو چیز با خود به همراه دارد؛ یکی آرامش قلبی و دیگری آموزشی صحیح برای مبارزه با دشمن.امام حسین(ع) میگوید: یک انسان اگر مسلمان نیست میتواند آزاده باشد و زیر بار ظلم و ستم نرود. جنگ نرم حاکم بسیار پیچیدهتر از جنگ نظامی است.در جنگ نظامی تنها گروهی رزمنده در خطر بودند اما در این جنگ تمام اقشار جامعه در خطرند، چرا که تأثیر خود را روی تمام سنین و گروهها میگذارد و با برنامهریزیهای فعلی خود توانسته به خانهها راه پیدا کند.
در این میان نقش ما چیست و چه راهکاری میتواند ما را در این مبارزه هدایت کند؟مسیر جنگ نرم شاهراهی دو طرفه است که ما نیز میتوانیم در این مسیر حرکت کنیم و علیه غرب جنگ نرم را ادامه دهیم اما متأسفانه سستی میکنیم و اگر همین رویه را ادامه دهیم، شکست خواهیم خورد. دشمن خود را آماده کرده که ما را نابود کند و در افکار عمومی، غرب، اسلام را با تصویر القاعده معرفی میکند و در فیلمهای خود مسلمانان را افرادی خونخوار نشان میدهد که در مراسم مذهبی خود به کودکی سه ساله با شمشیر ضربه میزنند و از این طریق اعلام میکنند مسلمانان خون و خونریزی را دوست دارند و با آن عجین شدهاند که غرب در این امر تا حدودی هم موفق بودهاند.
درمورد دیگر ادیان نیز چطور؟ به عقیده شما برخورد غرب با دیگر دینهای جهان چگونه است؟آنها دست برخی از ادیان شرقی مانند بودیسم را در اروپا باز گذاشته و به جوانان میگویند اگر میخواهید به آرامش برسید، دین بودا یکی از بهترین ادیان است.
آنها چه دیدگاهی به اسلام دارند؟ در قسمتی از سخن خود گفتید سعی میکنند چهره اسلام را خوب نشان ندهند. اگر ممکن است این مطلب را بیشتر توضیح دهید؟غربیها در بسیاری موارد چهره خوبی از اسلام نشان میدهند اما به تعبیر امام خمینی (ره) آنها اسلام عربستان را قبول دارند چرا که به منافعشان لطمه نمیزند از این رو به عربها اجازه میدهند در برخی از شهرهای اروپا مسجد بسازند یا کشوری مانند ترکیه طلاب دینی تربیت کند؛ طلابی که مبلغ اسلام آمریکایی بدون مبارزه هستند و انتظار صاحب الزمان (عج) برایشان معنی ندارد.
پس آنها با اسلام ایران مشکل دارند؟بله، آنها با اسلامی که در مقابل ظلم بایستد و مبارزهگر باشد، مشکل دارند و سعی میکنند چهرهاش را مخدوش کرده و به اهداف خود برسند.به طور مثال فتوایی که امام خمینی (ره) در ارتباط با سلمان رشدی دادند، سبب شد تا رشد مسلمانان در انگلیس چند برابر شود. این در حالی است که تا همین چند سال پیش هم هنوز نمیدانستند امام(ره) چه کرده حتی برخی در مقابل این عملکرد جبهه گرفتند و گفتند: با این اقدام غرب روبهروی ما خواهد ایستاد.
اما امام (ره) میدانستند بعد از فرمان قتل، چاپ کتاب چند برابر میشود چرا که بسیاری مشتاق میشوند بدانند این کتابی که نویسنده آن محکوم به مرگ شده چیست؟اما این سکه روی دیگری هم داشت زیرا عدهای رفتند دنبال این سؤال که فردی که در کتاب آنقدر به آن توهین میشود، چه کسی است و برای یافتن پاسخ سؤال خود با دین اسلام آشنا شدند.در واقع امام (ره) از همان مسیری تیر انداخت که غرب شلیک کرده بود و حتی این اقدام باعث شد که قرآن چند سال بعد چاپ چند میلیونی در کشورهای غربی داشته باشد.
نکته جالب این امر برای شما در چیست؟جنگ نرم با مواد مخدر، شیطان پرستی، خرافه گرایی و هر آنچه خلاف دین است موج میزند و جوانان شیفته حقیقت در غرب از این طرق در حال نابودی هستند. شیطان پرستی در دیگر کشورها چند برابر کشوری مانند آلمان است که این امر از آنجا رشد کرده است و این یعنی همان جنگ نرم.
و راه مقابله...؟در شرایطی که رشد تکنولوژی به نهایت خود رسیده و ارتباطها
رو در رو شده تنها راه مقابله تولید فرهنگی خواهد بود.هر چند مدیران فرهنگی ما بسیار صحبت کردن را خوب میدانند اما قدرت و تخصص لازم را در این امر ندارند.
منظورتان را از تولید توضیح دهید؟زمانی که «آقا» در زمینه دشمن شناسی صحبت کردند اکثر دوستان مدیر و مسؤول کاملاً سطحی از آن گذشتند به طور مثال در آخرین جشنوارهای که حضور داشتم از میان 400 فیلم تنها 5 اثر در زمینه اصلاح الگوی مصرف به تولید رسیده بود.
شما دلیل این امر را چه میدانید؟عدم توجه صرف به سخنان مقام معظم رهبری در کنار نبود تشکلهایی با عنوان دشمن شناسی در دانشگاهها و سقف پایین تربیت نیروی متخصص دلایل تولیدات محدود کشورمان است.متأسفانه فیلمسازهایی وجود دارند که توان ساخت یک اثر 20 دقیقهای کلاسیک را ندارند و در مقابل، تصاویری بیسر و تهی را با عنوان «سینمای من» به تولید میرسانند هر چند این امر با آموزش و تربیت درست اصلاح خواهد شد. ما هیچ گاه نتوانستیم در لحظه، درستترین رفتار را ارائه دهیم. مثلاً در زمان جنگ که همه توان سینما باید معطوف به این مسأله میشد، فیلمی مانند اجارهنشینها صدر جشنواره فیلم فجر میشود.
در مورد آموزش جوانان بیشتر صحبت کنید؟از زمان جنگ آقا مرتضی شروع کرد به آموزش حدود 25 تا 30 نفر که از میان آنها در حال حاضر پنج،شش نفر فیلمساز حرفهای هستند امابعد از «مرتضی» این روند ادامه پیدا نکرد و کسی به آموزش جوانان فکر نمیکند. هر چند بنده امیدوارم دوستان جدید سینمایی به فکر این مسأله باشند چرا که «آقا» معتقدند یک جان تازه به پیکر نیمه جان سینما تزریق شود. متأسفانه فیلمهایی که در این چند سال اخیر ساخته شدهاند کمدی و عاشقانه سطح پایین بودهاند به طوری که یک بار به همراه خانواده برای دیدن فیلمی به سینما رفتم که سبب خجالت بنده شد و این در جمهوری اسلامی یعنی فاجعه و اگر مدیران به فکر نباشند چهار سال آینده شرایط به مراتب بدتری خواهیم داشت.
چه راهکاری برای فیلمسازها و مدیران سینمایی دارید؟اگر فیلمسازها کتابهای دفاع مقدس را مطالعه کنند با سوژههای نابی روبهرو میشوند اما فیلمهایی که امروز تولید میشوند به شدت سطحی هستند و افرادی با نظرات غیر کارشناسانه خود در ترویج یک فرهنگ نادرست قدم برمیدارند .چرا که اعتقاد دارند سینما را باید به دو دسته قبل از «اخراجیها» و بعد از «اخراجیها» تقسیم کرد. این یعنی ترغیب همه به سمت ساخت فیلم کمدی درباره جنگ.
مگر فیلم کمدی جنگی ایرادی دارد؟زمانی، اثری کمدی مانند «لیلی با من است» درباره جنگ ساخته شد اما در آن کوچکترین توهینی به رزمندهها نشد. اما در فیلم اخراجیها چند بار به رزمندهها توهین شد و در «زم هریر» که الاماشاءالـله. بنده معتقدم دلیل این امر عدم شناخت و آگاهی باشد اگر بخواهم این مسأله را کاملاً باز توضیح دهم آتش به خرمن این آشفته بازار ریختهام به همین دلیل باید اجازه داد تا مدیران جدید با آرامش فعالیت کنند، این مدیران برای برپایی جشنواره فیلم فجر با بحرانهایی روبهرو بودند که اگر درایت به خرج نمیدادند با بدترین آسیبها مواجه میشدند و جشنواره، آزمایش سختی در مرحله ورود آنها بود که به نظر بنده در این آزمایش سر بلند بیرون آمدند.
یعنی شما میگویید مدیران جدید را نقد نکنیم؟معتقدم دشمن در حال حاضر رکن نظام را نشانه رفته، صحبت درباره رنگ و اندازه پرچم بیمعنا است به همین دلیل زمانی که اصل نظام و «آقا» را نشانه رفتهاند دیگر صحبت کردن درباره جزئیات سینما معنا ندارد. دوستان سینماگری که دوستدار انقلاب اسلامی یا حتی ایران سربلند و شاد هستند باید آستین بالا زنند زیرا دشمن با تمام توان به جلو آمده است و تنها راه جلوگیری از تهاجم فرهنگی دشمن، تولید فرهنگی است هر چند این تولیدات باید در تمام عرصهها، اورانیوم غنی شده، کشاورزی تا کتاب و فیلم همزمان جلو رود.
نقش سینماگران را در کاهش یا افزایش موج آشوبهای بعد از انتخابات چطور میبینید؟متأسفانه سینماگران کم لطفی کردند. برخی روزنامهنگاران، فیلمسازان و هنرپیشگان به عرصه آمدند و زیر رنگی سینه زدند که در مقابل رهبری ایستاد. آزادی بیان برای این افراد آیا بیشتر از آنکه مقابل «آقا» هم ایستادند و حرف خود را زدند. شاید اگر حضرت امام زنده بودند طوری دیگر با این افراد برخورد میکردند اما «آقا» سعه صدر نشان دادند و جذب حداکثری و دفع حداقلی را خواستار شدند.
نقش رسانههای جمعی را در ترویج فرهنگ مقاومت چطور میبینید؟نقش رسانهها کاملاً مقطعی است و به ایامی چون هفته جنگ و بسیج خلاصه میشود و معتقدم حق بچههای جنگ این نیست که با آنها این گونه رفتار شود. در نظر گرفتن بودجهای از سوی دولت جهت حفظ دستاوردهای جنگ الزامی است. زمانی که بزرگداشت «عماد مغنیه» را برگزار میکنیم در واقع خواهان نشان دادن مقاومت این فرد هستیم.
گمان نمیکنید برای حفظ مقاومت باید بیشتر در داخل کشور تلاش کرد؟ زیرا نسل سوم جامعه نیز به آموختن این مقاومت نیاز دارد و اگر مقاومت برای این نسل باورپذیر شود دیگر مشکلات ما با آن سوی مرزها معنی نخواهد داشت؟ایراد اصلی به رسانههایی چون تلویزیون و سینما وارد است چرا نسل امروز با کلماتی مانند مقاومت و مفاهیم آن آشنا نباشند و یا چرا نباید جشنواره فیلمهای دفاع مقدس دیگر برگزار نشود. مگر چند سال از جنگ میگذرد؟ اروپاییها به سربازان خود که در جنگ «نرماندی» شرکت داشتند مدال شجاعت دادهاند، چرا ما به رزمندگان خود چنین احترامی نمیگذاریم.نمیخواهم از تمام زوایا و بخشهای دولت موجود طرفداری کنم؛ چرا که به برخی از فعالیتها و افراد این دولت انتقاد دارم و از ورود عدهای به عرصه سینما معترض هستم زیرا معتقدم افرادی باید وارد این عرصه شوند که بتوانند باری از دوش مردم بردارند.آقا مرتضی همیشه تأکید میکردند اگر برای فیلمسازی وارد روستایی میشوید حتماً به مدرسه آن روستا رفته و چند ساعت به آنها درس عکاسی و یا فیلمسازی دهید، به همین دلیل فیلمساز امروز باید بتواند چنین طرز فکری داشته باشد.
اگر شهید آوینی بودند و اتفاقات اخیر را میدیدند چه عملکردی داشتند؟نمیدانم. مرتضی فردی چند وجهی بود؛ به طوری که در برههای از زمان در ساختههایش از موسیقی استفاده نمیکردند به طوری که روایت فتح فقط ریتم داشت اما بعد از چند سال در آثاری مانند «سراب» از موسیقی غربی بهره برد؛ یعنی مرتضی همیشه در حال نقد خود بود و به طور مداوم خود را نقد میکرد.اما به طور حتم در هر شرایطی پشت ولایت فقیه میایستاد(قبول دارید در جریانات اخیر خیلیها که به ظاهر طرفدار رهبری بودند آن کردند که نباید...)بسیاری بودند که به آقا میگفتند: آقای من، مولای من و القاب اینگونه و اگر همان زمان به چهره ایشان دقت میکردیم عدم رضایتشان را متوجه میشدیم و اینجاست که بحث خواص و عوام مطرح میشود.در آخر جز دعا برای جانبازان که گوشه آسایشگاه با دردهای بسیار خود دست و پنجه نرم میکنند حرف دیگری ندارم.