
به گزارش خبرنگار «جوان»، شامگاه اول فروردین سال 85 مأموران کلانتری 160 خزانه از طریق مرکز فوریتهای پلیسی از وقوع یک نزاع خونین در شهرک کاپولا با خبر شدند. مأموران پلیسی با حضور در محل دریافتند که مرد جوانی به نام «محمدرضا» به ضرب چاقوی «محسن» از پای درآمده است. تحقیقات ویژه پلیس درباره جنایت آنگونه دنبال شد که محسن که گمان نمیکرد ضربه مرگبار او محمدرضا را از پای درآورده باشد، پس از مداوای خود راهی کلانتری شد و از دست مقتول شکایت کرد. افسر نگهبان رسیدگی کننده به پرونده، او را به روز بعد موکول کرد، اما شاکی فردای آن روز به اتهام قتل بازداشت شد.
او زمانی که از مرگ محمدرضا اطمینان یافت اتهام قتل را پذیرفت و بیست و پنجم آبان سال گذشته در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد سلطان همتیار و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد. متهم گفت: دو ماه قبل از حادثه بر سر اجاره مغازه در بلوار ابریشم با مقتول مشاجره کردم. ما پیشتر هم با هم اختلاف داشتیم، اما به واسطه بستگان با یکدیگر سازش کرده بودیم. کدورت بین ما تا شب حادثه ادامه داشت، به طوری که برادرم با مقتول شروع به مشاجره کرد و سر برادرم شکست. محمدرضا آن شب با انگیزه انتقام با 25 نفر از دوستانش به سراغ من آمد و مرا به نزاع دعوت کرد. ما به شدت با هم گلاویز شدیم و از ترس با چاقو از خودم دفاع میکردم. من او را با چاقو مجروح کردم و در یک لحظه دوستانش بر سرم ریختند و مرا به شدت مجروح کردند.
متهم گفت: چشم که باز کردم در بیمارستان بودم و از سرنوشت محمدرضا بیخبر بودم. پس از پایان محاکمه، دادگاه با بررسی محتویات پرونده و پس از مشاوره، متهم را به قصاص محکوم کرد. این رأی از سوی شعبه 31 دیوان عالی کشور تأیید شد.