کد خبر: 388780
تاریخ انتشار: ۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۹:۲۱
قصاص زنی که همسرش را کشت


حسین فصیحی
به گزارش خبرنگار «جوان»، روز بیست و دوم فروردین سال 88 مردی سراسیمه مرکز فوریت‌های پلیسی را از وقوع یک جنایت باخبر کرد. این مرد گفت که زنی مقابل قهوه‌خانه عشاق در شهرستان ورامین مرد جوانی را به ضرب چاقو زخمی و از محل متواری شده است. مأموران پلیس پس از حضور در محل حادثه دریافتند جوان مجروح به نام غلامرضا بر اثر شدت جراحت به بیمارستان مفتح اعزام شده است.
تلاش بی‌وقفه تیم پزشکی برای نجات جان غلامرضا سرانجامی نداشت و او تسلیم مرگ شد. با حضور بازپرس ویژه قتل در پرونده تلاش برای حل معمای پلیسی آغاز شد.
شاهدان حادثه به مأموران پلیس گفتند که متقول به ضرب چاقوی همسرش به نام سحر از پای درآمده است. تجسس‌های نامحسوس پلیسی برای دستگیری سحر آغاز شد و او هنگامی که درهای فرار را به روی خود بسته‌اید 13 روز پس از ارتکاب جنایت، خود را تسلیم مأموران پلیس کرد. وی ارتکاب به جنایت را پذیرفت و روز گذشته جلسه رسیدگی به اتهام او در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
متهم پس از آنکه صبقی‌زاده نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند و اولیای دم تقاضای قصاص کردند در جایگاه قرار گرفته و تفهیم اتهام شد. او اتهام قتل را پذیرفت اما گفت قتل عمد را قبول ندارم. متهم گفت همسرم فردی بیکار بود و حاضر نبود که برای تأمین مخارج زندگی کار کند. او همواره مرا می‌زد و من مجبور می‌شدم خودم با اجاره یک مغازه، مخارج زندگی را تأمین کنم. او در ادامه افزود: بر اثر یک سانحه رانندگی مچ پای راستش قطع شد و 17 میلیون دیه دریافت کرد. شوهرم نصف پول را بابت پول‌هایی که از مردم برای آسایش خود خرج کرده بود، پرداخت کرد و بقیه را هم خرج خودش کرد. من از زندگی که او برایم فراهم کرده بود به ستوه آمده بودم از این رو بارها به دستگاه‌های قضایی شکایت کردم. یک سال بود که جداگانه زندگی می‌کردیم. من درخواست طلاق داشتم و سه روز قبل از حادثه به شورای حل اختلاف مراجعه کردم. هرچند آنها او را محکوم به پرداخت ماهانه نیم سکه کردند اما به دلیل نبودن کپی شناسنامه شوهرم، پرونده تشکیل نشد.
او پروند را بر سر من کوبید و از آنجا خارج شد. عصر آن روز به مغازه من آمد و مقابل دیدگان همسایه شروع به فحاشی و کتک‌زدن من کرد و گفت حاضر نیست مرا طلاق دهد.
من روز حادثه با او تماس گرفتم که کپی مدارکش را دریافت کنم. او گفت که در قهوه‌خانه عشاق است و از من خواست برای حرف زدن به آنجا بروم اما نگفت که مدارک را خواهد آورد. متهم در ادامه گفت: وقتی به مقابل قهوه‌خانه رسیدم یکی از دوستانش رفت و او را صدا زد. وقتی که شوهرم از پله‌ها پایین می‌آمد با دیدن من شروع به فحاشی کرد. پیش از اینکه حرفی بزنم صدایش را به سرم هوار کرده بود. من تصمیم گرفتم جواب او را بدهم. به او گفتم دیگر از تو نمی‌ترسم. او با چاقویی که در دست داشت مرا تهدید کرد.
من به یاد آوردم که در کیفم یک چاقو دارم. به سرعت چاقو را درآوردم، او قصد حمله کردن به مرا داشت که یک ضربه به سینه‌اش وارد کردم.
متهم در ادامه گفت:‌به شدت ترسیده بودم. بیم آن داشتم که نکند به من صدمه بزند و یا مرا دنبال کند. تا انتهای خیابان رسالت دویدم و حتی ترسیدم به پشت سرم نگاه کنم. تصور می‌کردم او مرا دنبال می‌کند.
چند ساعت پس از حادثه با پدرم تماس گرفتم و به او گفتم که شوهرم را مجروح کرده‌ام. او از من خواست آرامش خود را حفظ کنم و به خانه بروم. ساعتی را با خود کلنجار رفتم و دوباره با خانه پدرم تماس گرفتم. مردی که گوشی تلفن را برداشت خود را مأمور آگاهی معرفی کرد. دنیا بر سرم هوار شد. ناباورانه علت حضورشان را که پرسیدم گفتند که مرتکب قتل شده‌ام. من از ترس به خانه نرفتم و سیزده روز را در تهران و همدان سپری کردم. وقتی فهمیدم پدرم به واسطه من تحت نظر است خودم را تسلیم مأموران کردم. من آن 13 روز را ناباورانه از اتفاقی که افتاده است در کما سپری کردم.
متهم به دادگاه گفت: من اصلاً قصد دعوا نداشتم. او قصد زدن مرا داشت و من از ترس او را زدم.
متهم به دادگاه گفت: همسرم تصور نمی‌کرد من او را بزنم. او از خودش دفاعی نکرد.
من از خانواده او هیچ بدی ندیده‌ام. تنها او بود که همواره مرا آزار می‌داد.
دادگاه در ادامه جلسه وارد شور شد و پس از مشاوره با مستشار، متهم را به قصاص محکوم کرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار