مجسمههای تهران قربانی چه شدند؟چالشهای تازه شهر و هنر با اندیشه سارقانمعصومه دیودارشهر و شهروندی واژههای نام آشنا در عصر حاضر هستند و این شهر با تمام زیباییها و زشتیهایش زندگی روزمره شهروندان را محاصره کرده است و همواره در ظرف مکان و زمان آن قدم میزنیم و ... حال آنکه چه بر سر شهری که با خون دلها آن را از دست بیگانگان حفظ کردیم، آمده است؟ چراکه این روزها شاهد اجرای سریالی جدید در خیابانها و میادین خود است! اتفاقی سرقت مجسمهها در آن کمترین اهمیت را دارد. بلکه مهمتر از همه، سؤالات بیپاسخ و شبهههایی است که در ذهنها خلق میشود. سریالی که کارگردان، تهیه کننده، چگونگی اجرا و بازیگران آن برای عموم مردم اعم از مسؤولان و نگهبانان شهر گرفته تا رفتگر و بقال محل نامشخص است و تنها آگاهی ما از لوکیشن این سریال است که همانا خیابانها و میادین شهر تهران هستند. آری از دزدیده شدن مجسمههایی میگویم که طی هفته گذشته تبدیل به داغترین بحث روز شده بود، ولی گویی دزدان از این خبرسازیها خسته شدهاند و در تلاشند تا به نحوی دیگر از روزنهای دیگر هویدا شوند، چراکه چندروزی است به تعطیلات رفته و شهر را در حیرت جاهای خالی مجسمه هایش رها کردهاند.
سوابق مجسمهها در شهر بیش از 5 قرن از زمان استفاده از مجسمهها در شهرها میگذرد. آن زمانی که میکل آنژ و داوینچی برای آوردن هنر به میان مردم و قرار دادن آن در سطح شهر-نه در گالریها و نمایشگاهها- بامسئولان وقت خود به کشمکش میپرداختند و در نتیجه این تلاشها موفق شدند تا مجسمه داوود اثر میکل آنژ را در مرکز شهر فلورانس نصب کنند. هرچند پس از مدتی آن را به فضای آکادمی منتقل کردند، ولی اولین گامها برداشته شده بود. در اینجا این سؤال پیش میآید که چرا بزرگان هنر و علم و ادب در پی آوردن هنر- از هر نوع و شاخه آن- به میان مردم بودهاند؟ این سؤال پاسخی ساده دارد و پاسخی نیست جز آنکه هویت عمومی و رشد و تعالی معنویات در جامعه جز از طریق هنر ممکن نخواهد بود و هرگز نمیتوان تأثیر هنر را بر تغییر رفتار اجتماعی انکار کرد.
ضرورت هنرهای شهری هنرهای تجسمی یکی از ماندگارترین شاخههای هفتگانه هنر به شمار میرود و این روزها بهره جستن از این مهم در شهرهای جهان جهت بالابردن دید بصری و زیباسازی شهر امری رایج و شناخته شده است، به گونهای که بسیاری از هنرمندان برای ارائه طرح و اثری که بتواند برای این مهم برگزیده شود با یکدیگر به رقابت میپردازند. در این میان مجسمه و نقاشیهای دیواری بیشترین توجه مردم را به خود جلب میکنند، چراکه در اکثر مواقع یادآور تاریخ، پیروزیها و رشادتهای قومی هستند که سالها برای رسیدن به آنچه که باید باشند در تلاش است و از سوی دیگر میراث دار تلاشهای آنان است به آیندگان. حال آنکه برای حفظ و نگهداری این میراث تا چه اندازه تلاش میکنیم؟یا بهتر است بگویم برای نگهداری آن اصلاً تلاش میکنیم؟قریب به 15 روز از رسانهای شدن سرقت حدود 14 مجسمه و سردیس مشاهیر در تهران میگذرد، ولی کماکان این معما سر به مهر باقی مانده است. تاکنون تندیس «شهریار»، محمدخان، باقرخان، صنیع خاتم، استاد معین، ابوسعید ابوالخیر، بوعلی سینا، شریعتی، مادر وفرزند و ... ربوده شدهاند. در ابتدا گمانه زنیها بر سر انگیزه مادی سارقان برای دزدیدن این مجسمههای برنزی بود، ولی با صحبتهایی که سازندگان مجسمهها و شهردار و استاندار تهران کردند این گمانه زنی رد شد، چراکه براساس اعلام شهرداری تهران ارزش ریالی مجسمهها 100 میلیون تومان است و این مبلغی نیست که دزدان معمولی بهخاطر آن دست به چنین اقدامی بزنند مگر آنکه این دزدان آن دزدانی نباشند که در فیلمها و سریالهایمان میبینیم و به قول قالیباف «دزدیدن مجسمههای شهر اقدامی سازماندهی شده است و افراد عادی دست به این کار نمیزنند؛ این کار به صورت باندی صورت گرفته است.»از آنجایی که این مجسمهها دارای وزن بالایی بودند و اکثر آنها را بدون جرثقیل نمیتوان جابهجا کرد این گمانه پیش میآید که دزدان چگونه توانستند به راحتی و با چنین سرعتی 14 مجسمه را که وزن برخی از آنها به 400 کیلوگرم هم میرسد، بدزدند!پس از شکایت شهرداری که معلوم نیست، چرا با وقفه انجام شد و احتمالاً بهخاطر فشارهای وارده از سوی رسانهها صورت گرفت، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران از ضبط فیلم سرقت یکی از مجسمههای ربوده شده شهرداری توسط دوربینهای مرکز کنترل ترافیک خبر داد که همچنان در مرحله تحقیق است و معلوم نیست کی این گره باز شود.
اهداف سارقان مجسمهها مدیر مرکز هنرهای تجسمی سازمان فرهنگی _ هنری شهر تهران نیز بر این اعتقاد است که این سرقتها میتواند چالشهای جدی را در عرصه هنر و به ویژه هنر مجسمهسازی ایجاد کند. -شاید یکی از اهداف دزدان هم همین باشد- این درحالی است که مجتبی موسوی، رئیس اداره حجم سازمان زیباسازی شهرداری تهران از ادامه نصب مجسمهها در سطح شهر خبر میدهد و میگوید : امسال حدود 30 مجسمه از جنس برنز، آهن و فایبر گلاس در شهر تهران نصب میشود و مجسمه شهید همت یکی از این مجسمهها خواهد بود. حال آنکه این سریال هفتگی شهر تهران تا کی ادامه خواهد داشت و مجریان آن کی و چگونه و توسط چه کسانی شناسایی خواهند شد، سؤالاتی است که باید در انتظار رسیدن به پاسخ آنها صبر کرد و به تبع آن امید است که این سریال نتواند اثراتی جبران ناپذیر بر پیکره شهر و شهروندی و امنیت شهری بنهند.