
به گزارش خبرنگار «جوان»، شامگاه بیست و چهارم اردیبهشت سال 87 مأموران کلانتری 128 تهران نو از طریق مرکز فوریتهای پلیسی از وقوع یک جنایت با خبر شدند. مأموران پلیس پس از حضور در محل دریافتند که مرد جوانی به نام «بهرام» پس از مشاجره با مادرش او را زخمی کرده که بر اثر شدت جراحت با کمک مأموران اورژانس به درمانگاه شفا فرستاده شده است.
تلاش بیوقفه پزشکان برای نجات «سهیلا» به سرانجامی نرسید و او تسلیم مرگ شد.
با حضور بازپرس ویژه قتل رمزگشایی از علت و نوع جنایت آغاز شد.
بهرام به بازپرس ویژه گفت: بر سر حاضر نبودن غذا با مادرم مشاجره کردم و درحالی که عصبانی بودم با چاقویی که تهیه کرده بودم مادرم را تهدید کردم.
او گفت: من مدتها بود که کارتن خوابی میکردم و مرا به خانه راه نمیدادند. با پولی که تهیه کردم یک خودرو خریدم و مسافرکشی میکردم. من دچار بدگمانی شده بودم و دست به ارتکاب قتل زدم.
روز گذشته جلسه محاکمه قاتل در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و قاسمی، نظیری راستی، حسینی و رستمی (مستشاران) برگزار شد.
نماینده دادستان در ابتدای جلسه متن کیفرخواست را خواند. سید حسینی گفت: از آنجایی که متهم رضایت اولیای دم را در دادسرا جلب کرده است از جنبه عمومی درخواست مجازات متهم را دارم.
قاضی تردست در ادامه متهم را به جایگاه فراخواند. او که با پاهای زنجیر شده در جایگاه حضور یافته بود، به قاضی گفت که قادر نیست با پابند به سؤالات قاضی پاسخ گوید. به دستور قاضی مأموران زندان، زنجیر را باز کردند.
او اتهام قتل را نپذیرفت و پرسشهای قاضی جلسه را به صورت انحرافی پاسخ میداد: به گفته رئیس جلسه، متهم به دلیل غذاب وجدان از بیان حقایق خودداری میکرد.
متهم درباره شب حادثه گفت: بر اثر تحریک دوستانم به خانوادهام بدگمان شده بودم. وارد خانه شدم و مثل هر شب درخواست غذا کردم. آن شب غذا حاضر نبود و من عصبانی بودم. قبلاً چاقویی از یک باجه خریده بودم. مادرم داشت از دستم فرار میکرد که او را با یک ضربه از پشت زدم. من از ارتکاب قتل پشیمانم.
در ادامه جلسه، دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا حکم نهایی را پس از مشاوره با مستشاران اعلام کند.