مصر و رئیسجمهورش 30 سال است که یک سناریوی تکراری را برای منطقه، جهان و آمریکا به تصویر میکشند، سناریویی خوفانگیز که در آن مخالفان لیبرال و اخوان اسلامگرا با یک چوب رانده میشوند و حکم زندان برایشان جاری میشود. آقای مبارک و حلقه اطرافیان او یعنی حزب دموکراتیک ملی(NDP) 30 سال است که میگویند اگر گروه دیگری در قاهره بر اسب قدرت سوار شود، مصر 82 میلیونی به آشوب کشیده خواهد شد. حوادث سالهای 2004 و 2005 را خاطر بیاورید، زمانی که جنبش الکفایته به عنوان جریانی فراگیر، چپگراها، لیبرالها، ناصریستها و حتی اسلامگرایان را زیر چترش جمع کرد تا قبل از انتخابات 2005 هرطور که شده اصل 6 قانون اساسی مصر را تغییر دهد، به امید اینکه شمارش معکوس 25 سال حکومت آقای مبارک در مصر شروع شود. ولی هیچگاه این اتفاق نیفتاد.
ایمن نور رئیس حزب تازه تأسیس الفد دستگیر شد و تعداد زیادی از اعضای اخوانالمسلمین به عنوان بزرگترین و عریض و طویلترین تشکیلات سیاسی مصر به زندان افتادند. حتی خانم رایس وزیر خارجه وقت آمریکا سفر از پیش برنامهریزی شدهاش به قاهره را در اعتراض به دستگیری ایمن نور لغو کرد و گزارشهایی درباره فشار بوش به مبارک منتشر شد، ولی مبارک 81 ساله خیلی زود توانست با اعزام احمد نظیف نخستوزیر وقت مصر به واشنگتن، آمریکاییها را مجاب کند که به قدرت رسیدن مخالفان نه به سود اوست و نه به نفع متحدان آمریکاییاش. به فاصله چند روز بعد از سفر نظیف به واشنگتن منابع غیررسمی در کاخ سفید به صراحت گفتند که جورج بوش قانع شده که باقی ماندن حسنی مبارک برای یک دوره 5 ساله دیگر مفید، ضروری و براساس منافع آمریکاست.
صحبتهای پنجشنبه قبل رئیسجمهور مصر یکبار دیگر سناریوی تکرار تحولات سال 2005 را زنده کرد. مبارک در صحبتهایش تضمین داد که انتخابات آتی مصر آزاد و سالم برگزار خواهد شد و سعی کرد با درخواست برنامه از بزرگترین رقیب رئیسجمهور یعنی محمد البرادعی، او و مخالفان مصری را به چالش بکشد ولی یکبار دیگر با پیش کشیدن «خطر آشوب» در مصر، برگ بازیای را به کار گرفت که 30 سال است به مدد آن حکمرانی میکند. مبارک گفت: «در این شرایط حساس کسانی که تغییرات را با آشوب در هم میآمیزند، هیچ جایگاهی ندارند... روی سخن من با کسانی است که شعار میدهند و خودشان را با ژستگرفتن قانع میکنند. این برای به دست آوردن اعتماد مردم کافی نیست آنها باید به سؤالات فقرا جواب دهند و بگویند که برای آنها چه دارند؟»
بخش مهمی از سخنان مبارک خطاب به طبقات متوسط به پایین مصر است که او و حزب حاکم سعی میکنند بین آنها و احزاب سیاسی مصر که خاستگاه طبقاتی متوسط به بالا دارند، شکاف ایجاد کند.
اما او با طرح موضوع «آشوب» در مصر، سعی دارد یکبار دیگر زنگهای خطر را برای آمریکا و متحدان غربی و منطقهای به صدا درآورد.
آقای مبارک با زبان بیزبانی به آمریکاییها میگوید که اگر حزب حاکم در اثر انتخابات کنترل اوضاع را به دست مخالفان اسلامگرا یا حتی لیبرال بدهد، هیچ تضمینی برای تداوم ثبات در نزدیکترین همسایه اسراییل وجود ندارد.
رئیسجمهور مصر معتقد است اگر آقای البرادعی و یا فرد دیگری خارج از حلقه حاکم به قدرت برسد و بخواهد موتور دموکراسی در مصر را به حرکت درآورد، امنیت اسراییل در مرزهای جنوب غربیاش هم مثل مرزهای شمالی و شمال شرقی به خطر خواهد افتاد.
دموکراسی در مصر برای آقای مبارک فقط به معنی پیاده شدن از اسب قدرت است ولی برای آمریکا و اسراییل معنایی به غایت خطرناکتر دارد. برای اسراییلیها و آمریکاییها، دموکراسی در مصر به معنای تکرار سناریوی به قدرت رسیدن حماس در انتخابات ژانویه 2006 است. دموکراسی در مصر برای اسراییلیها به معنی شرطبندی روی حوادثی غیرقابل پیشبینی است، حوادثی که امنیت مرزهای سرزمینهای اشغالی با مصر را همانند امنیت مرزهای لبنان پرخطر میکند. دموکراسی در مصر یعنی اینکه به حلقه نظامهای عربی همسایه اسراییل بازیگری اضافه شود که در خوشبینانهترین حالت، حکومتی لیبرال بر آن حاکم است که اسلامگرایان اخوان هر لحظه ممکن است آن را از قدرت ساقط کنند. دموکراسی در مصر در زندان امنیت اسراییل دست و پا میزند.