
کانون فتنه و اتاقهای فرمان آن در خارج از کشور، درست همزمان با خط القای شکاف و تفرقه بین نیروهای اصولگرا، تلاش گستردهای را برای جذب و انسجام بخشی نیروهای مخالف و ضدانقلاب به نفع خود آغاز کردهاند. این تاکتیک که علاوه بر ترتیبدادن جلسات و نشستهای حضوری با سران گروهکی و مسألهدار برای رفع اختلافات و نزدیکی مواضع، به تجلیلها و دلجوییهای رسانهای نیز کشیده شده، در پارهای از موارد شکل طنزگونه و کمدی به خود گرفته و پرده از چهره نفاق جدید برمیدارد.
نمونه آن تجلیل سایت جرس از حمایت مدیران ارشد وزارت ارشاد دولت خاتمی از دستاندرکاران روزنامه جامعه است که با قلم ابراهیم نبوی طنزنویس فراری به نگارش درآمده است... او که اخیراً ژست تئوریپردازی نیز به خود میگیرد، با اذعان به برخوردار بودن این روزنامه غیردولتی و خصوصی از حمایتهای بیدریغ معاون مطبوعاتی مهاجرانی، با اشاره به مدیرمسئولی جلاییپور و سردبیری شمسالواعظین، طیفی از نیروهای سلطنتطلب، منافقین ، وابستگان نهضت آزادی و باقیماندگان باند آدمکش مهدی هاشمی را به عنوان همکاران روزنامه جامعه نام میبرد که از حمایت مدیران وزارت ارشاد دولت اصلاحات برخوردار بودهاند.
این درحالی است که اغلب این افراد، همچون خود نبوی به خارج گریخته و اینک با مواجب و انعام رسانههای وابسته به دستگاههای جاسوسی غرب ارتزاق مینمایند.
این شیوه جذب که برای آشتی با نیروهای بریده صورت میگیرد، حاکی از وجود روحیه فرصتطلبی سران و هدایتکنندگان فتنه است که حافظه تاریخی مخاطبان خود را نیز به حساب نمیآورند. همین آقای مهاجرانی که اینک از سردمداران سایت جرس و سفارشدهنده مطلب به امثال نبوی است، درهمان دوران مسئولیت، درست پس از آنکه عکس او در حال نوشیدن قهوه در دفتر روزنامه جامعه چاپ شده بود، برای حفظ مسئولیت و منافع خویش به مشی این روزنامه حمله برد و گردانندگان آن را عناصر سلطنتطلب، وابسته به نهضت آزادی و مخالف انقلاب نامید که تصور میکنند میتوانند خاتمی را مانند گورباچف کنار بزنند و خود جانشین وی گردند.
جالبتر اینکه درهمین حال کانون فتنه در داخل با تظاهر به وفاداری به نظام و قبول داشتن قانون اساسی و خط امام، سعی در بازسازی چهره مخدوش شده خویش و حفظ سرپلهای درون نظام را دارد که نمونه آن ادعای سیدمحمد خاتمی مبنی بر وفاداری به نظام و واسطه قراردادن برخی شخصیتهای دارای مواضع دوپهلو برای مذاکره و گفتوگو با نظام و همچنین استفاده از عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحتنظام برای میرحسین توسط روزنامههای وابسته به فتنه رنگی است.
اما بهکارگیری این تاکتیکهای متناقض که از روی استیصال و باهدف حفظ پتانسیل نیروهای رنگینکمانی و جلوگیری از ریزش آنها، پس از مواجه شدن با هزینههای ناشی از توهم و افراط سران فتنه و لو دادن این نیروها نزد نیروهای مدافع نظام و دستگاه امنیتی و انتظامی کشور است، نمیتواند کارآمد باشد، چرا که تکرار همان خداجو نامیدن طیف ضدانقلاب شرکتکننده در اغتشاشات و حرمتشکنیهای روز عاشورا توسط میرحسین است که حتی از سوی حرمتشکنان نیز به شوخی گرفته شد، چرا که خود آنان ماهیت الحادی و سکولار خویش را کتمان نکرده و چنین توصیفی را ناشی از محافظهکاری و مصلحتجویی میدانستند. لذا امروز هم تاکتیک بازگشت به نظام در بین نیروهای معتقد به نظام وجاهتی ندارد و بر چیزی جز نفاق مسخره حمل نمیشود و هم تاکتیک جذب مخالفان و معارضان بیفایده خواهد بود، چرا که آنان از تحمل هزینه شعارهای پوچ و توهمات سران روان پریش فتنه رنجیده و از عواقب آن ترسیدهاند. گویا این مشیت الهی است که شاخصه برجسته منافقین را به نمایش گذارده که وقتی با کافران روبهرو میشوند مدعیاند با شماییم و وقتی با مؤمنین مواجه میشوند میگویند ما فقط اهل اصلاحیم.