محمود مصدق
«پ
این جملات و اظهاراتی شبیه این، اعترافات اکثر متهمان به قتل و جرم در برابر قضات محاکم کیفری است که درپی اختلافات و مشاجره با افراد دیگر به جای مراجعه به پلیس و دادسرا و اعلام شکایت جهت گرفتن حقشان از راه قانونی خود مجری قانون شده و خواسته یا ناخواسته (غیرعمد) مرتکب جنایتی شدهاند که قانون آئین دادرسی کیفری مجازاتهای سنگینی حتی قصاص نفس برای آنان پیشبینی کرده است.
دعوا کردن کار سخت و شجاعانهای نیست. دلیل و بهانه هم نمیخواهد. توی این مشکلات زندگی و بودن در جامعهای که آستانه تحمل افراد آن بسیار ضعیف است بوق زدن پشت ترافیک یا محکمتر بسته شدن در تاکسی و حتی یک نگاه چپ چپ (چشمغره) هم میتواند آدم را تحریک و او را به نزاعی خونین بکشاند که فرجامی جز نابودی زندگیش و طرف مقابلش را ندارد.
*نزاعهای بیاهمیت اما خانه خرابکن
باور کنید بسیاری از نزاعها که در بین افراد جامعه و بهویژه در بین نوجوانان و جوانان رخ میدهد آنقدر بیارزش و بیاهمیت است که آدم از شنیدن آن حیران و متعجب میماند. حتی خود آنان نیز پس از آنکه خشمشان فروکش کرده و یا دستبند و پابند سرد را بردستان و پاهایشان احساس کردند، باورشان نمیشود به خاطر چه موضوع پوچی مثل سر 50تومان کرایه اضافی به راننده تاکسی و یا متلکپراکنی دست به جنایت زدند و خانوادهای را داغدار کردند.
پرونده «صادق» 23 ساله، متأهل که بیست و چهارم فروردینماه سال 87 و در شب نامزدیاش دوست برادر خود را با ضربات چاقو به قتل رساند یکی از این نمونه است.
او درجریان محاکمهاش در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران درخصوص علت درگیری میگوید: قلیان «علی» (مرحوم) دست برادرم بود. آن شب به در خانه ما آمده بود تا آن را تحویل بگیرد اما داداشم به او نداد. سر همین موضوع بین آنان مشاجره لفظی درگرفت. همین موقع من وارد ماجرا شدم و وقتی دیدم فحش میدهد عصبانی شدم و چاقو را از آشپزخانه برداشتم و با آن دوضربه به شکم و رانش زدم و فرار کردم. البته فکر نمیکردم بمیرد ولی این اتفاق افتاد. الان نیز مثل... پشیمانم اما کاری از دستم برای خانوادهاش ساخته نیست. با این حال من که خشونت و درگیری را از پدر و برادرم یاد گرفته بودم اکنون و پس از این حادثه آموختم که خشمم را کنترل کنم حتی اگر شخصی به صورتم سیلی بزند و یا فحش و ناسزا به من بگوید.
*نزاعهای خیابانی بالاترین درصد قتل در کشور را به خود اختصاص دادند
براساس آمار دستگاههای متولی در سال 1370 تعداد 509 فقره قتل در کشور رخ داد که این رقم در سال 87 به حدود 2400مورد رسید. البته نکتهای که در گزارشات ارائه شده از سوی پلیس و پزشکی قانونی آمده و قابل توجه و نگرانکننده است موضوع نزاعهای خیابانی و اختصاص دادن بالاترین رقم قتلها به خود و همچنین سن منازعهکنندگان است. به طوری که حداقل حدود 50درصد از کشتهشدگان دعواها بین 20 تا 30 سال قرار دارند.
قاضی «تردست» ریاست شعبه 74 محاکم دادگاههای کیفری استان تهران میگوید: بهطور تقریبی میتوان گفت 90درصد پروندههایی که در این شعبه مورد رسیدگی قرار میگیرد مربوط به نزاعهای مرگبار است.
وی در همین راستا با اشاره به اینکه متهمان حدود 75درصد پروندههای نوجوانان و جوانان هستند، تصریح میکند: بسیاری از قتلها در کشور توسط دو قشر یادشده و به وسیله چاقو رخ میدهد. چون این تیپ افراد نحوه استفاده از چاقو را بلد نیستند و ضربه را به صورت چکشی وارد میکنند که همین امر شدت جراحت را افزایش داده و باعث قتل طرف مقابلشان میشود.
این مقام قضایی با تأکید براینکه بسیاری از دعواهای خیابانی منجر به جرم و قتل فاقد دلیل و بیاهمیت است، میافزاید: اگر افراد جامعهای برای گرفتن حق خود به مرجع قضایی و داوری اعتماد نداشته و یاکم اعتماد باشند فرهنگ تلافی و تقاص شخصی در اذهان آنان رشد پیدا میکند. قاضی تردست در خاتمه با اشاره به اینکه دستگاه قضایی باید بهگونهای عمل و اعتماد عمومی را جلب کند که اگر شخص پرخاشگری در خیابان، خانه یا محل کار تهدید به اعلام شکایت از خود شد از درگیری فیزیکی و انجام خشونت پرهیز کند، بیان میکند: البته در کنار این اقدام سایر دستگاههای متولی در امر فرهنگ و اقتصاد نیز برای کاهش هرچه بیشتر خشونت درجامعه باید به درستی وظایفشان را انجام دهند تا با رشد امکانات آموزشی ـ رفاهی و تفریحی و همچنین فقرزدایی از مناطق محروم به هدف موردنظر دست یابیم.
* کاهش آستانه تحمل بهعنوان یک عامل مهم
در رابطه با بروز نزاع در بین افراد و بهویژه جوانان دلایل مختلفی میتوان بیان کرد از جمله بیکاری، ابراز وجود، نبود شرایط مناسب برای تخلیه انرژی، بیمهری و کمبود محبت، ضعف تربیت و آموزش صحیح، احساس ناامیدی و سرخوردگی، الگوهای رفتاری خشن و نامناسب، تعصبات فامیلی و قومی و غیره با این حال به اعتقاد جامعهشناسان و آسیبشناسان اجتماعی در یک نگاه کلی میتوان این پدیده را با کاهش آستانه تحمل عمومی اجتماع همراه دانست. یعنی با کاهش آرامش درونی افراد، آدمها پرخاشگرتر میشوند و رفتارهای خشونتآمیز از خود بروز میدهند و بالعکس.
دکتر «محمد جعفر ساعد» جرمشناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران میگوید: «در هر جامعهای افراد از لحاظ رفتاری از دو منظر متفاوت دیده میشوند. یکی از نگاه فرهنگ جمعی و دیگری از نگاه فرهنگ فردی. بنابراین در نگاه محیطی یا جمعی، فرهنگ رفتاری در طبقه بالادست معمولاً مبتنی برمنطق است. در این طبقه مردم معمولاً درمقابله با مشکلات از توان فکری خود استفاده و با منطق رفتار میکنند. لذا میزان درگیریها بسیار پایین است، چون افراد آن با آموزش مناسب یاد گرفتند که با گفتمان مسائلشان را حل کنند.
وی با بیان اینکه درطبقه فرادست اشخاص مجرم بیشتر دست به جرایم فکری مثل اختلاس و کلاهبرداری میزنند، میافزاید: درمقابل فرهنگ رفتاری حاکم در طبقات پایین و محلههای فقیرنشین به خاطر فقر، عدم بهرهمندی از امکانات رفاهی ـ تفریحی، سطح آموزش و غیره معمولاً مبتنی بر عمل و منطق نیست از اینرو افراد یک چنین محیطی تمایل چندانی به استفاده از قابلیتهای فکری خود ندارند و به جای فکر و اندیشهشان سعی میکنند از زور و بازویشان بهره بگیرند.
این استاد دانشگاه شهید بهشتی درهمین راستا میافزاید: درنتیجه درچنین محیطی اگر افراد مرتکب جرمی شوند معمولاً عنصر اصلی آن فیزیکی یا زور است لذا دعوا و چاقوکشی در محلهای فقیرنشین رقم قابل توجهی دارد.
ساعد در خاتمه راهکار کاهش نزاع در جامعه را ارتقای فرهنگ اجتماعی میداند و میگوید: اگر مقوله فرهنگ اجتماعی را زیر عنوان سیاست قرار دهیم دولت بهعنوان حاکمی که مدیریت میکند باید زیر چتر سیاست مسائل فرهنگی و اقتصادی را مدیریت کند و با برنامهریزی درست و اصولی سعی کند کفه ترازوی طبقات را برابر و یا از نوسان زیاد آن جلوگیری کند.
با همه این تفاسیر انسان دارای اراده است و افراد براساس این موهبت الهی که به او اعطا شده میتوانند درگیر نشوند. اگر دست از خودخواهی و خودبرتربینی بردارند و بدانند دست بالای دست بسیار است یا اگر به قانون احترام بگذارند و درمواجهه با اشخاص بیمنطق به جای مشاجره، فحاشی، ضرب و شتم به پلیس و دادسرا مراجعه کنند و حقشان را از راه قانونی بگیرند.
همچنین اگر اکسیر ببخشید را فراموش نکنند.