در روزهای اخیر، فضای مطبوعاتی و رسانه ای افغانستان، شاهد موج تبلیغات وسیع و گسترده ای علیه جمهوری اسلامی ایران بود.
آگاهان امور به این اعتقادند که این روند، بی ارتباط با مواضع اخیر رئیس جمهور کشور علیه غربی ها و نزدیک شدن بیش از پیش وی با برخی از کشورهای همسایه و به ویژه جمهوری اسلامی ایران نمی باشد و هر زمان که این احساس پدید آید که دولت افغانستان مسیر غیر از خواست اجانب را که حتی منافع صد درصد اسلامی وملی افغان ها در آن نهفته باشد، بپیماید، دست های پیدا وپنهان خارجی ها عمل نموده سعی می نمایند از راه های گوناگون، فضا را متشنج نموده، در جهت تخدیش روابط افغانستان با همسایگان، چه ایران و یا هر کشور دیگری، اقدامات ایذایی را درپیش بگیرند.
این درحالی است که افغانستان، حداقل در مقطع کنونی، نیاز شدید به حسن روابط و بلکه استحکام بیش از پیش آن با همسایه های خود دارد و اگرچه این باور مردود نمی باشد که افغانستان می بایست، با سایر کشورهای جهان نیز روابط حسنه ونیکو و البته براساس منافع متقابل داشته باشد اما آنچه قابل توجه وتاکید به نظر می رسد اینکه: نباید روابط با همسایگان فدای رابطه با فلان کشور و قدرت منطقه ای ویا جهانی شود. مطابق اذعان نظریه پردازان عرصه دیپلماتیک، رابطه با هر کشور، جای خودش رادارد و هیچگاه برقراری رابطه با یکی به معنای بی نیازی از روابط با دیگران ویا نفی رابطه با کشور خاصی نمی باشد و حتی ناصواب نگفته اند دسته ای از سیاست مداران که اگر امر دایر شود بین رابطه با همسایه ها و غیر آن ها، قطعا اولویت برقراری روابط نیک وحسنه، با همسایه ها خواهد بود. چه این همسایه ایران باشد ویا پاکستان و چین و یا ازبکستان و یا ترکمنستان باشد و یا حتی کشور کوچک و بی بضاعتی، مانند تاجیکستان.
در این میان جمهوری اسلامی ایران که همسایه غربی ما می باشد از شرایط خاص تری برخوردار است. زیرا از جهات مختلف ویژگی های ممتازی دارد که ایجاب می کند تا افغانستان روابط کنونی خویش را با این کشورنه تنها حفظ نماید که می باید در راستای توسعه وتعمیق آن گام های اساسی تری بردارد. دسته ای از این ویژه گی های ممتاز به قرار زیر به نظر می رسند:
1 ـ جمهوری اسلامی ایران تنها کشور اسلامی است که در دنیا مستقل بوده و حرف خودش را می زند و نیز از تمام مستضعفان عالم دفاع وحمایت می نماید و تا هنوز اگر هرحادثه واتفاق غم انگیزی علیه کشورهای مسلمان و جریان های اسلامی صورت گرفته، از سوی این کشور ابرازهمدردی شده و تا حد توان به حمایت آنان شتافته است و در این کمک رسانی و اعلام حمایت، میان عرب وعجم، غربی وشرقی و شیعه و سنی هیچ تفاوتی گذاشته نشده، در همین راستا است که تاهنوز هیچ کشوری در دنیا بیش از ایران و یا درحد آن از سازمان حماس سنی حمایت بی دریغ ننموده و یا دست کمک به سوی حزب الله شیعه دراز نکرده است؟!. و نه تنها هیچ کشوری با این خصوصیت دیده نشده است که حتی بسیاری از دولت های عربی، در کنار دشمنان امت اسلامی و برضد مردم مسلمان و مظلوم فلسطین قرارگرفته و برای درهم کوبی مردم شجاع وانقلابی لبنان در رأس آن حزب الله، با اجانب همپیالگی نموده اند
2ـ جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری بوده است که براساس تکلیف دینی وانسانی، درکنار مجاهدین افغانستان قرار داشته و حتی آن زمان که خود، درگیر جنگ نابرابر با صدام وحامیان خارجی آن بود، از مجاهدین ومردم مسلمان افغانستان دربرابر تهاجم همه جانبه شوروی آن زمان پشتیبانی به عمل آورد. آنچه این حمایت را برای مردم افغانستان بی بدیل و ممتاز و قابل قدر وستایش می سازد، تاوانی است که مردم ایران بابت آن متحمل گردیدند. شاید حافظه تاریخی از یاد نبرده باشد آن هنگامی را که وزیر خارجه وقت شوروی در تهران خدمت حضرت امام خمینی"ره" رسید و پیشنهاد قطع حمایت ایران از مجاهدین افغانستان را نمود و درعوض، شوروی ها نیز مانع موشکباران تهران از سوی بغداد توسط موشک های اهدایی شوروی به عراق می شدند. با آن که حضرت امام "ره" می دانستند که قطع موشکباران تهران یعنی نجات جان هزاران ایرانی از کشته شدن و تکه و پاره گردیدن و محافظت صدها خانه و مکان دیگر از ویرانی وانهدام، اما این معامله را باروس ها نکردند تا بتوانند جانانه از مجاهدین مسلمان افغانستان حمایت نمایند.
جمهوری اسلامی ایران علاوه براینکه با مجاهدین افغانی در داخل کشور، تنگاتنگ رابطه داشته و حمایت های مادی ومعنوی خود را شامل حال آن ها کرد، پذیرای میلیون ها مهاجر دیگر از این مردم در داخل شهرهای خود شد.
در رابطه با مسئله مهاجرین دونکته حایز اهمیت است:
الف: با آنکه جمهوری اسلامی ایران در محاصره شدید اقتصادی قرارداشت وهزینه جنگ نیز بیش از پیش برشانه های دولت ومردم ایران سنگینی می نمود، حضور میلیون ها مهاجر بی بضاعت، بار مضاعفی بود که بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل گردید اما این دولت وملت نه تنها کوچکترین عکس العمل منفی نداشتند که در حد توان، سعی بر انجام وظیفه درست، براساس تکلیف اسلامی و رسالت انسانی نمودند. اگرچه نمی توان وجود مشکلات و معضلات گوناگون را در امر ساماندهی مهاجرین انکار کرد اما واضح ومبرهن می نماید که سرازیر شدن یکبارگی میلیون ها مهاجر در یک کشور تازه انقلاب دیده و حوادث تلخ وشیرین پشت سرگذاشته، کار ساده به نظر نمی رسد و اگر نبود دید اسلامی مسؤلین ومردم کشور ایران، قطعا مشکلات ونارسایی ها به مراتب بیش از آنچه قابل تصور بود به وجود می آمد.
ب: اتباع افغانستان به محض ورود در ایران، چون اتباع خود این کشور، با اختیار خود، هرشهری را که برای اسکان مناسب دیدند اختیار نمودند، در حالی که ایرانی ها می توانستند چون پاکستانی ها، کمپ های مخصوصی را برای مهاجرین درنظر گرفته ومانع اختلاط مهاجرین با اتباع خود شوند. و باز اگرچه مهاجرین درابتدای ورود در مراکز نگهداری مهاجرین رهنمون می گشتند اما مدت کوتاهی بیش در آن مراکز به سر نبرده به زودی راهی شهر ها و روستاهای مورد نظر خود در نقاط مختلف ایران می شدند.
3 ـ جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی جهاد نیز همچنان درکنارمردم مابوده و به شهادت شخصیت های مطرح کشور و فرماندهان مشهور جهادی و نیز اسناد وشواهدتاریخی، به خصوص در دوران مقاومت، اگر نبود کمک وهمیاری جمهوری اسلامی ایران با مقاومت گران درعرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، هیچگاه و به هیچ وجه، پیروزی ی برای مقاومت گران متصور نبود، از این رو با قاطعیت می توان اذعان کردکه: آن فضایی که امروزدر آن به سر می بریم ودقیقا با استفاده از همین فضا، وابستگان سیاسی، نظامی وفرهنگی بیش از 40 کشور خارجی، راست راست در کوچه وخیابان این مملکت راه می روند و هراز گاهی باد به غبغب می اندازند و بدخواهان نیز، چیز هایی نشخوار می کنند، با کمک جمهوری اسلامی ایران به مقاومت گران و مجاهدین مدافع دین و آیین وتمامیت ارضی این مرزوبوم پدیدار گشت، در غیر آن، کشور همچنان تحت حاکمیت طالبان، دست وپا می زد و مردم ما می رفتند تا شرایط زندگی قرون وسطایی را بیش از پیش تجربه نمایند.
4 ـ جمهوری اسلامی ایران از زمان پس از سقوط طالبان تا حالا نیز بیش از هرکشور دیگر، البته واقعی وعینی تر، درکنار دولت ومردم ما حضور مستمر داشته و از هرچه درتوانش بوده هیچگاه برای تامین ثبات، بازسازی ونوسازی افغانستان دریغ نورزیده است و به شهادت مسؤلین بالای مملکتی، کمکهای اهدایی جمهوری اسلامی ایران اگر چه از نظر کمی، با کمک های دیگران برابری نمی کرده اما از نظر کیفیت، به صورت واقعی در اختیار دولت ومردم ماقرارگرفته و در عرصه های مختلف داخلی، به مصرف رسیده است. در حالی که کمک دیگر کشورها اگرچه ده ها ملیارد دالر بوده اما از در، داده شده ولی از دریچه توسط عوامل خود همین کشورها از افغانستان خارج ساخته شده است.
5 ـ جمهوری اسلامی ایران امروزه یک کشورقدرتمند درمنطقه وحتی کل دنیا است و به راحتی می توان ادعا کرد که در رأس قطب عالم اسلام قرار دارد و در حالی که درهمسایگی ما نیز است از ظرفیت ها وتوانمندی های بالایی برخوردار می باشد به گونه ای که اگر برتر از بسیاری قدرت های منطقه ای وجهانی نباشد کمتر از آن ها نیز نخواهد بود وچه بسا به دلیل نزدیکی ایران به افغانستان و هم زبانی وهم فرهنگی مردم آن با مردم ما، دسترسی به منابع و امکانات و تکنولوژی و سایر موهبت های موجود این کشور به مراتب آسان تر و به صرفه تر برای دولت ومردم ما می باشد.
این ویژه گی ها ونیزامتیازات دیگری که اشاره حتی مختصر به همه آنها موجب اطاله این نوشتار می شود، هرکدام به تنهایی باعث شده است جمهوری اسلامی ایران در میان تمام همسایه ها یک سرو گردن بالابنماید و جایگاه آن را درمیان مردم افغانستان برجسته بسازد.
اما وجود بیش از 40 کشور خارجی در افغانستان، با ادعای مبارزه با تروریزم و برگرداندن صلح و ثبات به این کشور و کمک به بازسازی آن، ونیز مواضع خصمانه علیه ایران، سبب شده است تا جمهوری اسلامی ایران، نتواند نقش مثبت ومؤثر خود را در مسایل افغانستان ایفا نماید. این درحالی است که غربی ها برای تضعیف و حتی از میان برداشتن زمینه های هرگونه همکاری و چه بسا ایجاد تضاد و تخاصم میان دوکشور همسایه، هزینه های گزافی را به مصرف می رسانند، همین است که هم خود، در راستای پرتنش ساختن شرایط کشور علیه ایران کار می نمایند وهم جریان های مختلف سیاسی، فرهنگی ورسانه ای را که در ارتباط با آنها هستند و به گونه ای از سوی آن ها تمویل می شوند، مجبور می سازند تا راه رفته غربی ها را بپیمایند و جهت مشوه نمودن افکار واذهان مردم افغانستان نسبت به اهداف و نیات خیرخواهانه جمهوری اسلامی ایران، اقدامات ایذایی و تخریبی را درپیش بگیرند.
اگرچه دولت افغانستان ودر رأس آن شخص رئیس جمهور، تحت تاثیر این جوسازی، قرارنگرفته بلکه به مراتب بیش از انتظار، درراستای تحکیم روابط با جمهوری اسلامی ایران تلاش ورزیده و دقیقا همان سیاستی را با جدیت دنبال نموده که مطابق با واقعیات جامعه افغانستان ومنطقه و مورد تایید دلسوزان کشور می باشد. اما حامدکرزی برای پیشبرد این سیاست، راه پرپیچ و خمی را طی نموده وهمچنان در این مسیر مجبور است عقبه های صعب العبور و پر از موانع را طی نماید. چه اینکه به عقیده آگاهان امور، امتیازات برشمرده شده، هر آدم عاقل و فهیمی چون رئیس جمهور فعلی را که به درستی منافع علیای افغانستان را می تواند تشخیص بدهد، وامی دارد تا به اهمیت ارتباط و تداوم و استحکام بخشیدن آن با ایران بیاندیشد و در راستای به دست آوردن آن نه تنها تلاش نماید که اگر لازم باشد، هزینه های آن را نیز بپردازد.
. از این رو لازم به نظر می رسد که نهادهای رسمی، جریان های سیاسی وفرهنگی و دستجات رسانه ای، نیزبیش از این، حسایت شرایط را درک نموده و به اهمیت وجود روابط نیک ومستحکم با همسایه ها بیاندیشند و اگر نسبت به این مهم وقوف کامل و آگاهی مناسب ندارند، می ارزد تا وقتی را نیز در این عرصه صرف کنند، تا بتوانند با اطلاعات ومعلومات کافی و ابزار و ادوات سیاسی، فرهنگی ورسانه ای، در راستای حفظ منافع ومصالح علیای افغانستان حرکت نمایند و اگر نمی توانند شکر گزار این همه همکاری ها و همیاری های جمهوری اسلامی ایران با دولت ومردم ما باشند حداقل راه و سیاستی را درپیش نگیرند که کفران نعمت شود و بزرگترین همسایه مسلمان خود را ناراحت و پشیمان از همه خدمات و همکاری هایش بنماییم. چه، دیگران رفتنی هستند و بگذریم از مسایل دینی ومذهبی و همکاری های مداوم در زمینه های مختلف، که همسایه، همسایه است و تا تاریخ، تاریخ است ودنیا، دنیا، در کنار ما خواهد بود و آنچه زندگی باهمی همسایگان را خوش وخرم می نماید، زندگی مسالمت آمیز و بلکه همکاری های دوجانبه ومتقابل نزدیک و تنگاتنگ خواهد بود وبس. والسلام