
حبیب ترکاشوند - میرحسین موسوی پس از دو دیدار با گروهک ملیمذهبی و جمعی که آنان را ایثارگران نامید، روز گذشته میزبان اصلاحطلبان آذربایجانی بود تا توهمات خویش را برای آنان تشریح کند و احتمالاً نظرات آنان را برای احیای جنبش به موزه پیوسته سبز جویا شود. پس از دیدار با فسیلهای مطرود امام و امت و همچنین عدهای نامعلوم مدعی ایثارگری، اینبار کاندیدای ناکام انتخابات روی مسأله اقوام دست گذاشته تا شاید بتواند از پتانسیل آنان برای ادامه حرکت ضدنظام خود بهره بگیرد و با استفاده از احساس همزبانی و همولایتی بودن، راهکارهای غیرعقلانی خود را به آنان تسری دهد.
انتقاد اصلاحطلبان از دهنکجی جنبشسبز به ارزشهاآنگونه که سایت کلمه گزارش داده، در ابتدای این دیدار چندتن از این افراد لب به سخن میگشایند و مسائل مختلف روز را با میرحسین مطرح میکنند که یکی از آنها از نگاه سایت موسوی «نقش دین و اخلاق در مباحث مربوط به جنبش سبز» است.از نوع نگارش خبر و پاسخی که بعد از آن میرحسین داده است، مشخص میشود این افراد به هرهری مذهبی و دهنکجی جنبش سبز نسبت به ارزشهای دینی به تنگ آمدهاند و خطرات این ساختارشکنی را به رئیس جنبش بیسروته تذکر میدهند، چرا که در ادامه میرحسین ضمن پذیرفتن این موضوع، راهکارهای منحصر به فرد خود را برای این معضل بیان میکند.
اعتراف میرحسین به آنارشیست بودن جنبشدر ادامه خبر سایت موسوی آمده است: نخستوزیر دوران دفاع مقدس ضمن اشاره به نحلههای فکری گوناگون جنبش سبز، به لزوم حرکتجهشی و تقویت تعامل و تکیه بر مشترکات با حفظ مواضع تأکید کرد و گفت: ما در یک چارچوب اخلاقی حرکت میکنیم و بدین سبب جنبش سبز در هر حادثهای به دور از تعصب، به خوب، خوب گفته است و بد را بد دیده است. همانگونه که مشاهده میشود آقای موسوی با بهکار بردن «نحلههای فکری گوناگون در جنبش» اعتراف میکند که انواع تفکرها همانند لائیک، سکولار، سلطنتطلب، مارکسیست، منافق، اپوزیسیون ضدنظام و همه و همه در این جنبش لانه کردهاند. بنابراین پیشنهاد میدهد که باید بر مشترکات(!) تأکید کرد.مشخص نیست این چه مشترکاتی است که این افراد با هم دارند تا بتوانند با هم، آن هم در یک چارچوب اخلاقی البته از نگاه موسوی حرکت کنند.
خارج شدن از کشتی نظام و ادعای عضو مجمعتشخیص مصلحت آنمیرحسین موسوی که قریب 10ماه با بستن شمشیر از رو به جنگ با نظام آمده است، حال که اندک حامیان خود را از دست داده و همچون مرغی که کرک و پر آن ریخته، توهم او تا حدودی فروکش کرده، ظاهراً تاکتیک خود را عوض کرده و میخواهد خود را یک عنصر داخل نظام فرض کند، چرا که طی یکی دو هفته اخیر و از جمله روز گذشته سایت وی، میرحسین را با نام عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یاد کرده است. این درحالی است که وی پس از انتخابات سال 88 تاکنون نه تنها در جلسات مجمع شرکت نکرده بلکه ارکان نظام را مورد آماج بدترین تهمتهای ممکن قرار داده است و البته خود نیز اعتراف کرده است که از کشتی نظام خارج شده است، حال چگونه کسی که در داخل کشتی نظام نیست خود را عضو مجمع تشخیص مصلحت آن میداند، نکتهای است که باید وی پاسخ دهد!
برگشتن از تئوری اردوکشی خیابانیآقای ناکام انتخابات که در بیانیههای سریالی خود همیشه هواداران را به حضور در خیابانها به منظور تحت فشار گذاشتن نظام تشویق میکرد و تجمعات خیابانی را دلیل تقلب در انتخابات و غصبشدن حق خود برمیشمرد به یکباره با 180 درجه تغییر ادعا میکند که: «نباید این جنبش را فقط در سطح خیابانها تحلیل کرد.» ظاهراً پسلرزههای دوحماسه 9دی و 22بهمن چنان استخوانهای فتنه را شکسته که فعلاً قدرت برخاستن و عرض اندام خیابانی ندارد. بنابراین موسوی مجبور است با این تحلیلهای مضحک که افکار قبلی خود او را نیز نقض میکند، بهدنبال راه توجیه شکست جنبشاش برآید.
عدم اجتهاد درمقابل نص قانون اساسی؟موسوی در ابتدای جلسه نکتهای را میگوید که شاید اولین مخاطب او در این سرزمین 74میلیونی خود وی باشد. میرحسین اجرای بدون تنازل قانون اساسی و عدم اجتهاد درمقابل نص قانون اساسی را تنها راه برای وحدت ملی و استیفای حقوق همه اقوام برمیشمرد؛ همان قانونی که طی 10ماه گذشته خود او و جنبش فتنهاش اصول آن را زیر پاهای خود در خیابانها گذاشتند و با عربدهکشی سعی کردند با بازسازی تئوری شعبانیسم، اندیشههای خود را غالب سازند و نظام را به چالش بکشند.