
در شرایطی که کاخ سفید از مدتها پیش تلاش داشت تا یاران و مزدوران منطقهای خود را در اجلاس بازنگری NPT حول موضوع هستهای ایران صفآرایی کند ولی ایران اسلامی با هوشمندی تاریخی خود، دست آمریکا را رو کرد و توانست با طرح پیشنهاد خاورمیانه عاری از سلاح هستهای جریانسازی آمریکا را با امواج سهمگین و کوبنده درهم بشکند و تک سیاسی و روانی واشنگتن را با طرح 11پیشنهاد عادلانه و عاقلانه خنثی سازد. رژیم صهیونیستی که تنها غایب این اجلاس بینالمللی بوده با طرح احمدینژاد مبنی بر خاورمیانه عاری از سلاح هستهای دچار یک شوک هولناکی گشت و بهشدت از آمریکا به دلیل عدم پیشبینی از طرح ایران، بسیار عصبانی گشته و انتقادات روزنامههای صهیونیستی از آمریکا ـ بیانگر همین امر میباشد.
خروج نمایندگان آمریکا، انگلیس، هلند، فرانسه و مراکش از جلسه سخنرانی اجلاس بهمحض اینکه احمدینژاد واژه زرادخانه رژیم صهیونیستی را به کار برد، تا حدودی طبیعی و عادی بود زیرا چهار کشور یاد شده نقش بسزایی در پایهریزی رژیم اسراییل در فلسطین اشغالی داشته ولی آنچه برای تمام مسلمانان و اعراب واقعاً تعجبآور بود، خروج نمایندگان مراکش از سالن اجلاس است زیرا این کشور که پادشاهش امیرالمؤمنین و رئیس کمیته قدس است، نباید از حرفی یا انتقادی درباره رژیم صهیونیستی بهراسد و عصبانی شود، مگر اینکه پادشاه و دربار آن وابستگی و یا روابطی با صهیونیستها داشته باشد. اغلب مقالات، نشریات و روزنامههای عربی پیرامون سخنان نماینده ایران در اجلاس NPT از مواضع آن ستایش و پیشنهادات ایران را بررسی کردند و حتی طرفهای عربی منتقد سیاست هستهای ایران امروز سکوت کرده اما برای همگان، خروج نماینده مراکش از جلسه سخنرانی احمدینژاد تعجبآور بوده است. بهنظر برخی از پژوهشگران رفتار نماینده مراکش تعجبآور نبوده بلکه اینگونه رفتار منطبق با سیاست همگرایی دربار مراکش با سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. سیاست رباط در اشغال صحرای باختری (75 کشور جهان جمهوری دموکراتیک عربی صحرا به رسمیت میشناسند) بیشتر شبیه سیاست تلآویو در اشغال فلسطین است و همچنین واشنگتن از دو رژیم صهیونیستی و مراکش طی شش دهه اخیر حمایتهای راهبردی کرده است.
نهضتهای مردمی و قیامهای آزادگان مراکش علیه نظام استبدادی آن توسط سیا و موساد خنثی شده است و نهادهای نظامی و امنیتی مراکش همواره زیر چتر حمایتی آمریکا، فرانسه و اسراییل بودهاند. مشاوران یهودی چه در زمان حسن دوم و چه در زمان پسرش محمد ششم جایگاه والایی داشته و هر دو توسط لابیهای صهیونیستی مورد حمایت قرار گرفتهاند.
در سرزمین امیرالمؤمنین محمد ششم انجمنها و جمعیتهای صهیونیستی مراکش آزادی کامل دارند ولی تمام جمعیتها و سازمانهای اسلامی همواره تحت یک نظام استبدادی و دیکتاتوری مورد بیمهری و سرکوب قرار میگیرند. پادشاه محمدششم و پدرش حسن دوم که همواره ریاکارانه خود را مدافع و حامی فلسطین و قدس شریف میدانند ولی همین پادشاهان بسترساز روند سازش اعراب و رژیم صهیونیستی بودهاند. براساس پژوهشهای آکادمی، حسن دوم بانی اول و موسس مؤثر آشتی میان بگین و سادات بوده و در این راستا وی هم واسطه صلح میان اسراییل و مصر بوده و هم مشوق اول سادات جهت امضای قرارداد ننگین کمپدیوید محسوب میشود و ملت انقلابی ایران یادش نمیرود که حسن دوم از شاه فراری و خانواده فاسدش چگونه استقبال کرد و هنوز دو خانواده پهلوی و محمد ششم روابط دوستی دارند و در محافل خصوصی و رسمی فرح دیبا و فرزندانش به رباط سفر میکنند. در همین سرزمین جایی که رژیم آن با مسلمانان و نیروهای مجاهد و طرفدار فلسطین و قضایای اسلامی آن همواره رفتار خشن و غیرانسانی دارد (تمام محافل حقوق بشر محلی، منطقهای و بینالمللی سیاستهای ضدبشری دربار محمد ششم را محکوم میکنند) فرقه ضاله بهائیت و فراماسونها و تشکیلات صهیونیستی آزادی فعالیت دارند و همچنین مورد توجه دربار هم هستند. روابط رباط با رژیم صهیونیستی و محافل صهیونیسم بینالملل نیاز به مقالات زیادی دارد و آزادیخواهان مراکش یادشان نمیرود که چگونه سرویس امنیتی مراکش با همکاری اطلاعات فرانسه و شبکه موساد در پاریس مبارز نستوه مهدی بنبرکه را ترور کردند. حافظه تاریخی مردم مسلمان و آزاده مراکش هرگز یادش نخواهد رفت که چگونه دربار مراکش با دستور فرانسه و فراماسونها مانع از بازگشت قهرمان ملی و شیر ژیان گروههای ریف(یعنی مبارز عبدالکریم خطابی) به میهن خویش، شد و حتی از بازگشت جسد آن قهرمان مسلمان به وطن خود جلوگیری کرد.
در پایان تمام میهنپرستان مراکش به یاد دارند که چگونه دربار مراکش روابط خود را با ونزوئلا (که مناسبات خود را بهخاطر هجوم وحشیانه ارتش صهیونیستی به غزه قطع کرد) گسست و بهخاطر حمایتهای ایران از قضیه فلسطین پس از مدتی نیز روابطش را با تهران قطع نمود.