
جعفر تکبیری-سوءاستفاده و تحریف اندیشههای امام خمینی(ره) توسط برخی افراطیون اصلاحطلب در حالی صورت میگیرد که این جریان با انتساب خود به خط امام، پای در رقابتهای انتخاباتی گذاشت؛ رقابتهایی که پس از آن ماهیت اصلی این جریان را بر ملا کرد و این موضوع را به اثبات رساند که نه تنها جریان سبز هیچ وابستگی به اندیشههای امام ندارد، بلکه با قرارگیری برخی افراطیون نظیر سروش و گنجی در رأس هرم رهبری این فرقه، تلاش مضاعفی را برای حذف و استحاله اندیشههای امام از نظام سیاسی و اجتماعی کشور آغاز کردهاند.
اما دلیل این گرایش شدید اصلاحطلبان برای معرفی خود به عنوان پیروان خط امام چیست؟ شاید بتوان پاسخ این سؤال را اینگونه داد که با توجه به جایگاه بینظیر امام(ره) در بین تودههای مردم و نیاز این افراد به پیدا کردن جایگاه در بین مردم به رغم انجام اعمالی که قطعاً با اندیشههای امام(ره) در حکومتداری ناسازگار است، آنها سعی در معرفی و نسبت دادن خود به عنوان پیروان خط امام دارند.موضوعی که به خوبی اصلاحطلبان از آن آگاهی دارند و به همین خاطر تلاشهای زیادی نیز برای جلب حمایت اطرافیان امام(ره) به کاربستهاند تا شاید از این طریق به بخشی از اهداف خود برسند.اهدافی که در حذف این اندیشهها از نظام سیاسی کشور منتج میشود.سکوت در برابر توهینها
اما به رغم تمامی این تلاش ها، آن چیز که از خروجی جریان اصلاحات برای مصادره اندیشههای امام(ره) توسط آنها قابل مشاهده است، به خوبی میتواند بیانکننده فاصله عمیق آنها نه تنها با اندیشههای امام بلکه با شخص ایشان نیز باشد.نمونه این ادعا را میتوان در سکوت عجیب و معنادار اصلاح طلبان در قبال گزافه گوییهای اکبر گنجی و توهینهای وی به شخص امام خمینی(ره) در بهمن ماه سال گذشته مشاهده کرد.توهینهایی که با تفسیر به رأی و تأویلهای غیرعلمی و غیرمنطقی از بیانات امام(ره) به زعم خود تطورات اندیشهای ایشان را مورد بررسی قرار داده و با اعلام مرگ خدا(!) ادعا کرده: آیتالله خمینی دولت را جانشین خدا کرد.اما هرگز این توهین باعث رنجش این مدعیان نشد چراکه این سخنان از زبان یکی از ابوذرهای میرحسین موسوی بیان میشد.و البته در همین گفتار گنجی رسماً فرقه سبز را فاقد نسبت با امام(ره) دانسته است تا از این طریق تمامی تلاشهای جریان اصلاحات برای انتصاب خود به اندیشههای امام را بر باد دهد. اما این تمامی توهینهای مدعیان خط امام به شخص امام نبود چراکه پیروان این فرقه در روز دانشجو با پاره کردن عکس امام(ره) بیسابقهترین هتاکی نسبت به بنیان گذار جمهوری اسلامی را رقم زدند اما این کار هم نتوانست حتی کمی از غیرت این جماعت مدعی را به جوش بیاورد.چراکه آنها به جای عذرخواهی و محکوم کردن اینحرکت، شروع به واژهپردازی و انتساب این حرکت به دیگر افراد کردند و البته سکوت دولت اصلاحات درخصوص ادعای پیوستن امام خمینی(ره) به موزههای تاریخ هم که خود حکایتی جداگانه است.حذف اندیشههای امام در تبعیت از ولایت فقیه
این واقعیت که برخی اصلاح طلبان رفت و آمدهایی در بیت امام خمینی(ره) داشتند، واقعیتی پذیرفتنی است.واقعیتی که امروز دستاویزی برای همین عده قرار گرفته تا خود را منتسب به خط امام کنند.این عده که در همان زمان به ظاهر تندترین تفکرات را نسبت به بحث ولایت فقیه داشتند و به صراحت میگفتند هرکس که ولایت فقیه را نپذیرد، مهدورالدم است، امروز با هدایت جریان اپوزیسیون و هتاک بیشترین زاویه را با این اصل گرفتهاند تا اثبات کنند که آن روز نانشان در حمایت از این اصل بود و امروز در تکذیب آن.همین مدعیان در زمان امام(ره) خود را خط امامی محض میدانستند و سایر افراد را متهم به خروج از خط امام (ره) میکردند در حالیکه پس از رحلت امام (ره) خودشان راه و روش امام(ره) را گم کردند و به بیراهه رفتند و همواره سعی در به انحراف کشیدن خط و اندیشه امام (ره) داشتند.نمونه این رفتار را میتوان در ماجرای تشکیل حلقه کیان و یا 13 رجب آیتالله منتظری که در سال های فراق امام شکل گرفت، جستوجو کرد. این جماعت از آن پس تندترین حملات را متوجه اصل ولایت فقیه کرد و رسماً از این طریق ایجاد زاویه شدید خود را با این اصل اعلام کرد.تغییر رفتار مدعیان از حرکات پنهانی به حملات آشکار
اگرچه در گذشته سران فتنه مدعی خط امام، با ایجاد اتهام خروج و انحراف به برخی از یاران امام سعی در ادامه حرکتی آرام برای حذف اندیشههای امام از نظام سیاسی کشور داشتند اما پس از انتخابات این حرکت آرام به حملاتی شدید تبدیل شد.بنابراین درجریانات پس از انتخابات این موضوع به خوبی مشهود شد که حقیقتا چه کسانی با به انحراف کشیدن خط امام (ره) و هتک حرمت به عکس امام(ره)، پشت به همه آرمانهای انقلابی و خط امامی کردند و آنها تنها سکوت اختیار کردند.درنهایت باید گفت که رفتار و عملکرد یک ساله اخیر این مدعیان نشان داده که آنها در حال حاضر بیشترین زاویه را با اندیشه امام (ره) پیدا کردهاند و مردم آنها را هم پیمان با خارجنشینانی مثل گنجی و سروش و منحرف از صراط مستقیم امام (ره) میدانند؛ صراطی که دیگر هیچ امیدی برای بازگشتشان دیده نمیشود.