
معمولا ارزیابی قدرت یک کشور کار دشواری است زیرا عوامل و عناصر متعددی اعم از ثابت و متغیر در بوجود آمدن، حفظ و استمرار آن موثرند. با این حال در جهان امروز بیش از هر زمان دیگر، میزان قدرت دولتهای ملی، کیفیت و نحوه ایفای نقش آنان را در صحنه روابط بینالملل معین میکند. در واقع ساختار نظام بینالملل بر این اساس و محور استوار است. این همان نظام کم و بیش سنتی موازنه قدرت است که اکنون در ابعاد و شیوه جدید در روابط بینالملل متجلی است. این برداشت به ویژه نزد پیروان مکتب اصالت قدرت جایگاه خاصی دارد. در این سیستم زمامداران سیاسی، رهبران و ملتها روابط متقابل خود را طوری تنظیم میکنند که مخاطره جنگ را با افزایش قدرت بازدارنده کاهش بدهند و در نهایت یک انصراف متقابل از توسل به قوه قهریه ایجاد نمایند. این توازن و تعادل از طریق توزیع قدرت و تفاهم تلویحی برای این منظور حاصل میگردد.
در این بین در حالی که در دنیای رو به جهانی شدن، مرزهای سرزمینی هر روز قابلیت خود را برای سد کردن تهدیدات علیه کشور را از دست میدهند، شکاف فزایندهای بین قلمرو تأثیرپذیری ایران و قلمرو تأثیرگذاری آن در حال ایجاد شدن است. به همین سبب جمهوری اسلامی ایران با توجه به تحولات جدید در محیط امنیتی منطقهای و بینالمللی نیازمند تحول در منابع تکنولوژیک و به کارگیری فناوریهای جدید است. ایران در منطقهای قرار دارد که دارای تنوع ساختارهای نظامی است و چنانچه جمهوری اسلامی تلاشی جدی، مداوم و برنامهریزی شده برای کسب توانایی نوآوری در زمینه فناوری، علوم یا حداقل کسب دانش تکنولوژیکی جهت تولید بومی فناوری به عمل نیاورد و یک حوزه تحقیق و توسعه ملی را پروش ندهد، تلاش آن برای حفظ و پیشبرد استقلال سیاسی و تعقیب سیاستهای مستقل اقتصادی، نظامی، فرهنگی و... ناممکن یا بسیار پر هزینه خواهد بود.
به خصوص که باید توجه داشت سطح تکنولوژی همواره بیانگر موقعیت سیاسی یک کشور بوده است. بر این اساس هر کشوری که خواهان صعود به موقعیت مناسب یک قدرت بزرگ باشد، لاجرم باید توجه ویژهای به افزایش توان تکنولوژیک خود داشته باشد. از این رو میتوان به تلاشهای جمهوری اسلامی ایران به منظور دستیابی به فناوری هستهای پی برد. اگر چه در این راه ایران با چالشها و موانع بسیاری نظیر ناخشنودی قدرتهای بزرگ مواجه است، با این حال باید همچنان با قدرت بسیار به مسیر خود ادامه دهد. زیرا دستیابی به فناوری هستهای نه تنها احتیاجات فنی کشور را در حوزههای مختلف مرتفع میسازد، بلکه آیندگان را نیز در برابر نیازهای پیش رو بیمه میکند.
علاوه بر این ارتقای توان هستهای میتواند قدرت چانهزنی ایران را در امور مختلف افزایش دهد. بیشک کشوری که دارای سطح قابل توجهی از تأسیسات و امکانات هستهای است، از وزنه بیشتری در معادلات جهانی برخوردار میباشد. از این رو به رغم اینکه طرح فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران در مجامع بینالمللی و تبدیل آن از مسألهای فنی و حقوقی به بحرانی سیاسی، یکی از مهمترین چالشهای سیاست خارجی ایران به حساب میآید، بنابراین باید در نظر داشت که در آینده میتوان این چالش را به یکی از ابزارهای سیاست خارجی مبدل نمود. در این راستا نباید از یاد برد ساختار نظام بینالملل که در حال حاضر به عنوان مهمترین مانع جهت دستیابی به این فناوری مطرح است، خود مهمترین عاملی است که ایران را جهت به دستیابی به فناوری هستهای برای خودیاری در جهت بقا ترغیب میکند.