امین موسیوند -مقوله برگزاری کرسیهای آزاداندیشی در سه محور تئوری پردازی، نقد و مناظرات علمی و پاسخ به شبهات در سال 1381 از سوی رهبر فرزانه انقلاب مطرح شد. این موضوع در واقع پاسخی روزآمد و آینده نگر به یک نیاز و خلأ تاریخی بود. این روش اگر خوب فهم و عمل شود میتواند دانشگاهها و محافل علمی کشور را از سه چالش اساسی انفعال، التقاط و انحراف رها ساخته و با ترسیم چشماندازی روشن در مسیر شکوفایی و تولید علم بومی به حرکت در آورد. گفتمان آزاداندیشی دراندک زمانی در سطح دانشگاههای کشور فراگیر شد و به عنوان یک موضوع جدی اذهان دانشگاهیان انقلابی را به خود مشغول ساخت. در این زمینه گرچه کم و بیش فعالیتهایی انجام شده است اما به لحاظ بافت کلی حاکم بر دانشگاهها، انفعال عناصر انقلابی و مشکل فهم و عمل در بین مسئولان امر، آنچنان که شایسته بود تا کنون بدان پرداخته نشده است. لذا از این منظر خطری جدی کارآمدی دانشگاهها به خصوص در حوزه علوم انسانی را تهدید میکند. یکی از عوامل کم توجهی به این مقوله عدم معرفی الگو و اسوه در بین اساتید برای تحقق عملیاتی این گفتمان است. این نوشتار بر آن است تا استاد شهید مرتضی مطهری که به تعبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره) «مطهری یک فرهنگ بود» را به عنوان اسوه آزاداندیشی به جامعه دانشگاهی کشور معرفی کند. استاد مطهری به طور جامع دارای هشت خصیصه شخصیتی، روشی و فکری بود که در پرتو این شاخصهها گفتمان آزاداندیشی در دانشگاههای ایران اسلامی قابل تحقق و نهادینه شدن است.1- ایمان و اعتقاد آگاهانه به اسلامعلامه شهید مرتضی مطهری از عمق وجود به دین مبین اسلام ایمان داشت. ایمان وی به اسلام نشات گرفته از باور و اعتقادی آگاهانه و عمیق به اصولاندیشههای بنیادین اسلام بود. مطهری با تحقیقات علمی و روشهای عقلانی، جهان بینی اسلامی را در کشاکشی تطبیقی از میان همه مکاتب فکری و عقیدتی برگزیده بود. حاشیه وی بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم و نیز کتاب مقدمهای بر جهان بینی توحیدی نمونههایی از کاوشهای فکری این متفکر بزرگ اسلامی است.علامه طباطبایی، معتقد بود که ایشان برای نوشتن حاشیه کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم همه مکاتب فکری شرق و غرب عالم را مطالعه کرد. بی شک اعتقاد به اسلام، باور بنیادین فرهنگی و فکری جامعه ایران را تشکیل میدهد؛ لذا امروز کسانی میتوانند در تولید فکر و تعالی علمی و فرهنگی این جامعه نقش موثر ایفا کنند که به دین خاتم ایمان و اعتقادی آگاهانه داشته باشند اگرنه مسیر را اشتباه خواهند رفت.2- تسلط علمی بر علوم حوزوی و انسانیشهید مطهری با جدیت و عزمی راسخ به حوزه علمیه پا نهاد و به برکت نبوغ و هوش فراگیر خود توانست علوم مختلف اسلامی از فقه و اصول گرفته تا فلسفه و کلام و ... را در محضر بزرگترین مراجع و علمای اسلام فرا بگیرد و بر این علوم اشراف و تسلط لازم را به دست آورد و به یک متفکر اسلامی تبدیل شود. تسلط بینظیر وی بر علوم اسلامی و تاریخ اسلام در جای جای آثار علمی او نمایان است تا جایی که امام خمینی(ره) همه آثار شهید مطهری را بلااشکال و منطبق بر اصولاندیشه اسلامی میدانند. همچنین مطهری در کشاکش پیروزی فکری انقلاب اسلامی بر مکاتب و ایدئولوژیهای مادی و الحادی توانستاندیشههای اسلامی را پرورش و به خصوص در فضای دانشگاهی و دانشجویی زمان خود تبیین کند. لازمه این امر مطالعه و تحقیق در علوم انسانی روز بود که در پیوند میان مطهری و دانشگاه به دست آمد و در واقع یکی از دلایل گسترشاندیشه مطهری پیوند ایشان با دانشگاه به عنوان مصداقی از وحدت حوزه و دانشگاه بود.3- شناخت جامعه شناختی از فرهنگ ایراناز دیگر خصوصیات استاد مطهری آشنایی عمیق ایشان با فرهنگ و ظرفیتهای اجتماعی ایران است. مطهری به خوبی تاریخ ایران را میدانست و با انگارههای فرهنگی و فرزانگان این مرز پرگوهر آشنا بود. استاد گرچه به خدمات ارزشمند اسلام به ایران و ایرانی معتقد بود، همچنین بر این باور بود که ایران و فرهنگ ایرانی نیز متقابلا به اسلام و گسترش اسلام خدمت کرده است. بهترین اثر وی در این زمینه کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام است. 4- تقوا، آگاهی و بصیرت سیاسی مطهری در کنار اشتغال به تحصیل و تدریس علوم مختلف همواره به مسائل جاری کشور و حتی دنیای اسلام و جهان آشنایی کافی داشت و به دقت موضوعات مهم سیاسی را رصد میکرد. این آگاهی و بصیرت سیاسی از تقوای بالای استاد نشأت گرفته بود. مطهری یک مصلح، انقلابی، مجاهد، ظلم ستیز و عدالت خواه واقعی بود. این خصوصیات حقیقی و در عمق وجود ایشان نهادینه شده بود. مطهری این چنین بود اما نه برای نام و نان و نه به عنوان حرفهای ریاکارانه و نه وسیلهای برای تفنن و سرگرمی بلکه این خصوصیات معبری بودند برای دستیابی استاد شهید به فیض عظیم شهادت در راه حقگویی و حق طلبی.بر همین اساس مطهری با درک و تحلیلی واقع بینانه از اوضاع جامعه خود و شناخت ولی فقیه زمان به نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) پیوست و در حلقه اول این نهضت قرار گرفت و بدین طریق خود یکی از پیشگامان و عناصر اصلی انقلاب اسلامی شد. بصیرت و تیزبینی سیاسی شهید مطهری همواره مورد تأیید بنیانگذار جمهوری اسلامی بود تا جایی که در مقطع پیروزی انقلاب ایشان به عنوان رئیس شورای انقلاب از سوی امام امت برگزیده شد. 5- مردمی بودنمطهری گرچه یک نخبه طراز اول بود اما هرگز خود را جدای از بدنه اجتماعی جامعه و متن مردم نمیپنداشت. از انتقادات وی به روشنفکران، جدا شدن از متن ملت بود. مطهری نه به پوپولیسم اعتقاد داشت و نه به الیتیسم بلکه یک نخبه مردمی بود که ساده زیستی و قناعت از ویژگیهای بارز زندگی او بود. او درد ملت را میشناخت و خود دردمند بود.6- قدرت نظریه پردازی، نقد و گفتوگویکی از ویژگیهای بارز استاد مطهری که وی را از دیگران متمایز میسازد قدرت نظریه پردازی و ارائه افکار نوین و ابتکارات علمی بود. استاد به صرف گفتههای دیگران اکتفا نمیکرد بلکه خود معماراندیشه و بناهای رفیع در ساحت نظر بود. این ویژگی در آثار بر جای مانده از ایشان مشهود است. البته جای بحث آن مجالی فراختر را میطلبد. همچنین جلسات و برنامههای سخنرانی استاد مطهری در قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره رونقی خاص داشت. در این جلسات بسیاری از دانشجویان و اساتید انقلابی حضور فعال داشتند. در این برنامهها استاد در فضایی کاملاً علمی و آزاد با حاضران به بحث و گفتوگو میپرداخت. به عنوان نمونه مشخص میتوان به جلسات معروفی که در مسجد قبا و حسینیه ارشاد برگزار میشد اشاره کرد. استاد چه در حوزه علمیه قم و چه در دانشگاهها همواره از نقد و گفتوگوهای علمی استقبال میکرد. برخی از کتابهای ایشان همچون مسأله حجاب حاصل همین جلسات علمی با جوانان است. 7- کادرسازی و تربیت شاگرد تربیت و پرورش شاگرد از دیگر خصوصیات استاد مطهری بود. این مهم در حلقههای فکری و معرفتی استاد محقق میشد. امروز بسیاری از کادرهای اصلی انقلاب در واقع برخاسته از پای درس استاد مطهری هستند. کادریابی و کادرسازی نیازهای اساسی یک انقلاب فراگیر هستند که آینده هر انقلابی را تحت الشعاع خود قرار میدهند. این اصل راهبردی امروز به یک خلا شکننده تبدیل شده است.8- مبارزه با خرافهگرایی و تحجر مطهری هم اسلام را میشناخت و هم انحرافات واردشده در اسلام را و هم مبارزه با خرافات و تحجر فکری را از وظایف علمای راستین اسلام میدانست. وی در کنار مبارزه با تجدد و مادیگرایی هرگز از مبارزه با تحجر و تفکرات ارتجاعی غافل نمی شد. استاد شهید گرچه در این مسیر متحمل سختیهای فراوانی شد اما توانست گرد خرافهپرستی را از چهره اسلام ناب بزداید و آثار ارزندهای را در این خصوص به جامعه اسلامی ارائه دهد که از نمونههای آن میتوان به دو کتاب ارزشمند بیست گفتار و تحریفات عاشورا اشاره کرد. هرگز از یادمان نرود که پیشانی استادشهید با شلیک گروه فرقان که نماد تحجرگرایی بود شکافته شد و ایشان به شهادت رسیدند.نتیجهگیریامروز آنچه میتواند آزاداندیشی را در دانشگاهها و محافل علمی و اجتماعی کشور محققسازد و پرچم نظریه پردازی و نقد و مناظرات علمی را بر فراز قله دانش این دیار اسلامی به اهتزاز درآورد توجه ویژه به این شاخصهای هشتگانه است. استادی که حتی یکی از این هشت ویژگی را ندارد بهتر آن است که پرچمدار همان تفکرات پوسیده و الحادی غرب باشد.