
محمد صادق زمانی- سراسیمه در حالی که چند شماره اخیر روزنامه جوان را در دست دارند، وارد دفتر روزنامه میشوند. یک زن و شوهر حدوداً 50 ساله هستند که اضطراب و نگرانی از سر و رویشان میبارد. نمیدانند از کجا شروع کنند اما بالاخره به سخن میآیند. دخترشان که 26 ساله است الان 64 روز است که غیبش زده!
مادرش در حالی که بغضش را پنهان نمیکند، میگوید: «از مدتی پیش، دخترم رفتارهایش تغییر کرد. ساعتها در اتاقش را میبست و بیرون نمیآمد. هر وقت از او میپرسیدیم چرا خودش را زندانی میکند، میگفت به او الهام میشود که چکار بکند و چه کاری را انجام ندهد».
پدرش میگوید: «وقتی در روزنامه شما درباره عرفانهای دروغین خواندم، گفتم شاید شما بتوانید ما را کمک کنید».این دختر 26 ساله که پس از عضویت در یک فرقه مدعی عرفان و معنویت از ادامه تحصیل در دانشگاه بدون اطلاع خانواده انصراف داده است هشتم اسفندماه 88 از منزل خارج میشود و تنها یک یادداشت از خودش به جا میگذارد: « بابا و مامان عزیز؛ مدتی برای مراقبه و خودسازی پیش یکی از دوستان قدیمی میروم».این بار پدر و مادر در شکستن بغضشان همنوا میشوند و اشکریزان میگویند دراین 64 روز کارشان شده است غصه، پلیس، پزشکی قانونی، بیمارستان و فرار از پاسخگویی به اقوام و آشناها از ترس آبرو. پدر میگوید: «به خدا ما خانواده آبروداری هستیم. دخترم از نظر مالی چیزی کم نداشت. ما با او بسیار منطقی رفتار میکردیم. نمیدانیم دخترمان عضو کدام یک ازاین گروههای دروغگو شده؛ چون تودار بود و چیزی بروز نمیداد. ولی مسئولان را قسم میدهیماین دستههای منحرف را تار و مار کنند».
تعدادی از زنان و دخترانی که به عضویت نحلهها و فرقههای مدعی عرفان در میآیند پس از مدتی ناپدید میشوند. برخی از آنها دوباره برمیگردند و برخی دیگر هم پیدایشان نمیشود. در تحلیل مفقود شدناین افراد بر اساس اطلاعاتی که از گروههای انحرافی معنویت وجود دارد، میتوان این فرقهها را به چند دسته تقسیم کرد:
دسته اول: با توجه به دلایل مادی و غیراخلاقی اثبات شدهای که در اندیشه پایهگذاراناین فرقهها وجود دارد، برخی از این گروهها پس از فریب زنان و دختران، آنان را به بهانه انجام «مراسم مراقبه جمعی»، «انقطاع از مادیات» و «طی کردن مرحله عزلت و گوشهنشینی» در راستای بهرهبرداریهای نامشروع به خارج از کشور منتقل میکنند. براین اساس، قاچاق دختران و زنان به خارج یکی از اقدامات فرقههاست.
دسته دوم: برخی دیگر ازاین فرقهها که داخلی بوده و ارتباطی با محافل زیرزمینی خارج از کشور ندارند، به بهانههای معنوی و عرفانی، دختران و زنان عضو را به مکان نامعلومیبرده و به صورت گروهی مورد آزار و اذیت قرار میدهند.
دسته سوم: در بین این فرقههای گمراه، گروههایی هم هستند که بر مبنای یک توهم، خودشان را متصل به انوار غیبیه و الهامات ماورایی میدانند.این طیف، دختران و زنان را به اماکن ویژهای که برایاینگونه فعالیتها دارند برده و به نام «خودسازی» حجم سنگینی از القائات و توهمات را به ذهن آنان سرریز میکنند.این دسته از دختران و زنان پس از بازگشت، دچار انواع بیماریهای روحی از جمله پارانوئید و شیزوفرنی شده و در نهایت سر از تیمارستان و ملاقاتهای پی در پی با روانپزشک در میآورند.