
علی باکری درسال 1322 در میاندوآب متولد شد. در سال 1341 موفق شد با رتبه اول در رشته مهندسی شیمی دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شود. از همان ابتدای دوران دانشجویی، تحت تأثیر جریاناتی جون جبهه ملی دوم و نهضت آزادی و نیز فاجعه 15 خرداد قرار گرفت. با داشتن زمینه مذهبی، به مطالعه کتابهای مهندس بازرگان و ناصر مکارم شیرازی روی آورد؛ و درسالهای دوم و سوم دانشگاه به جریان نهضت آزادی جلب شد.
باکری در اواسط سال 1344، با معرفی ناصر صادق، در کلاسهای مطالعاتی که توسط سعید محسن اداره میشد، شرکت کرد و از این طریق بود که اولین تماسهای وی با سازمان برقرار شد. وی در سال 1345، با کسب رتبه اول، فارغالتحصیل شد و در همان حال، ضمن تدریس در دانشگاه تا اواخر سال 1347 فقط به کار مطالعاتی و بحث و بررسی موضوعات مختلف عقیدتی و سیاسی پرداخت. از ابتدای سال 1348 به عضویت کادر مرکزی سازمان درآمد و در واقع پس از بنیانگذاران و شخص اصغر بدیعزادگان، نخستین عضوی بود که به مرکزیت راه یافت.
باکری در تاریخ پنجم مرداد ماه 1349، به اتفاق رضا رضایی، در تربت حیدریه مورد سوءظن مأموران انتظامی قرار گرفته و بازداشت شد، ولی پس از مدت کوتاهی آزاد شد. در اواسط سال 1349 از آنجا در مورد نحوه تعلیمات نظامی اعضای سازمان با مسؤولان جنبش «الفتح» مذاکره کرد. پس از آن، در اواخر سال 1349، به منظور شناسایی سازمانها و گروههای مبارز در خارج از کشور، به اتفاق اصغر بدیعزادگان وارد فرانسه شد. در پاریس، ضمن تماس با مسؤول سازمان در آنجا یعنی حسین روحانی، به اتفاق بدیعزادگان مدارک و اسناد مربوط به حزب توده، سازمان انقلابی، توفان و جبهه ملی را جمعآوری و تلخیص کرد که سرانجام دو نفر فوق به این نتیجه رسیدند که ایجاد ارتباط رسمی با این سازمانها به صلاح تشکیلات نیست. در همانجا، علی باکری به اتفاق حسین روحانی چند بار با سفارت چین و چند کشور سوسیالیستی دیگر ـ مانند کوبا و شوروی ـ تماس برقرار کردند که تنها توانستند نشریاتی را از آنان دریافت دارند.
باکری در اردیبهشت ماه 1350 از پاریس به بیروت بازگشت و با مشورت مشکینفام، مقادیری اسلحه و مهمات تهیه کرد. در تیرماه همان سال، مستقیماً از بیروت به ایران آمد و اسلحه و مهمات تدارک شده را به صورت قاچاق وارد کرد. وی مشروح جریانات و بحثهای خارج از کشور را به کادر مرکزی سازمان ارائه داد. در ارتباط با مسؤولیت قبلی خود، به عنوان سرپرست «گروه شیمی» جزوهای نیز درباره مواد منفجره تدوین کرد. سرانجام در ششم شهریور ماه 1350 در منزل یکی از دوستانش دستگیر شد. پس از گذراندن دوره بازجویی، در دادگاه نظامی رژیم به اعدام محکوم شد که حکم صادره در 30 فروردین 1351 به اجرا در آمد.
سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام / ص 434