کد خبر: 386948
تاریخ انتشار: ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۲۰:۰۴
رئيس سازمان بسيج كارگري در گفت‌وگو با «جوان»:
كبري آسوپار - جامعه كارگري، هر سال ارديبهشت، شور ديگري مي‌گيرد؛ 11 ارديبهشت روز جهاني كارگر است و تجمعات كارگري در سراسر دنيا، باشكوه ويژه‌اي برگزار مي‌شود. اين شور و شكوه اما اغلب به اغراض سياسي سردمداران خودخوانده جامعه كارگري آلوده مي‌شود و پيگيري مشكلات صنفي اين قشر كه دليل اصلي برپايي تجمعات بوده، در لابه‌لاي هياهوي تبليغاتي احزاب سياسي گم مي‌شود. چنين فضايي بسيج كارگري را به حضوري فعال‌تر در عرصه اجتماعي مكلف كرد. بسيج كارگري قرار است از امسال با حضوري پررنگ‌تر در جامعه كارگري و با گراميداشت 9 ارديبهشت، سالروز تدفين شهيد عبد‌الحسين برونسي، به عنوان روز بسيج كارگري، رنگ و بوي اسلامي تجمعات كارگري را در جامعه ايراني‌مان پررنگ كند تا اين قشر زحمتكش، با دور ماندن از فضايي كه سوء‌استفاده سياسي از آنها را رقم مي‌زند، فردايي روشن‌تر را در مقابل خود به تماشا بنشيند.
در همين زمينه، ساعتي را در تحريريه «جوان» در خدمت علي سليميان، رئيس سازمان بسيج كارگري بوديم تا از اهداف و برنامه‌هايشان بگويد. حاصل اين گفت‌وگو از نظرتان مي‌گذرد.
‌بسيج كارگري چگونه و با طي چه روندي شكل گرفت؟از همان ابتداي امر، بسيج در همه اقشار براي خودش جايگاه و پايگاهي داشت و در مجموعه ادارات هم، از ابتدا بسيج فعاليتش را شروع كرد. در ستاد نيرو، به عنوان دفتر مشاورت بود، ولي در مراكز ادارات، پايگاه‌ها و حوزه‌هاي مختلفي را تأسيس كرده و فعال بود. ضرورت هدايت اين مجموعه بزرگ، با يك تشكيلاتي مثل مشاورت همخواني نداشت؛ مثل اين بود كه يك كسي بدنش خيلي بزرگ و مغزش كوچك باشد. بر همين اساس، حدود سال 81-80، تصميم گرفته شد كه مجموعه بسيج ادارات به معاونت بسيج ادارات تبديل شود.با تشكيل و راه‌اندازي اين معاونت، بسيج ادارات در سه مجموعه مختلف و در سه محيط مختلف كارگري، كارمندي و اصناف، فعاليت خود را آغاز كرد. اين فعاليت چون سه محيط مختلف داشت و هر كدام در يك شرايط مختلف، يعني بسيج كارمندان در يك محيط تقريباً نيمه‌باز، بسيج كارگري در يك محيط كاملاً بسته مثل كارخانجات و مؤسسات توليدي و بسيج اصناف و بازار كه آنها هم با شرايط خاص صنفي خودشان بايد دنبال شود. اين اتفاق تا سال 1387 ادامه داشت. از آنجايي كه ديدند هم گستردگي كار بسيار زياد است و هم اقشار داراي تخصص‌ها و رفتارهاي مختلفي هستند و بايد يك مديريت جامع‌تري را حاكم كرد، با نظر فرمانده محترم سپاه و تصويب ستاد كل نيروهاي مسلح، معاونت بسيج ادارات به سه سازمان بسيج كارمندي، بسيج كارگري و بسيج اصناف تبديل شد. بسيج اصناف از دي‌ماه 87 جدا شد، ولي مجموعه كارمندان و كارگران تا خرداد 88 با هم بودند كه 18 خرداد 88، بسيج كارگري هم منفك شد.‌چه ضرورتي براي تشكيل سازماني مستقل براي بسيج كارگري احساس مي‌شد؟ضرورت امر، براساس تخصصي بودن كار است. هر قشري بنا به ضرورت و نوع رفتار و مديريت با هم متفاوت است. بسيج كارگري هم با توجه به تأثيرگذاري قشر كارگر در بحث اقتصادي، اجتماعي و سياسي و همچنين جمعيت گسترده 5/7 ميليون نفري و با توجه به اينكه بحث، بحث معيشتي است، طبيعتاً خانواده‌ها هم شامل اين موقعيت و شرايط مي‌شوند، از حساسيت ويژه‌اي برخوردار است؛ علاوه بر اينكه كارگرها در خط توليد و اقتصاد هم نقش اساسي دارند.اگر برگشتي هم به گذشته و به‌خصوص قبل از انقلاب داشته باشيم، خواهيم ديد كه يكي از پايه‌هايي كه رژيم گذشته را به زانو درآورد و كار را فلج كرد، بستن شيرهاي نفت، توقف خط توليد و زمين خوردن كشور در رژيم گذشته، به لحاظ همين رفتاري بود كه كارگران براي نهضت اسلامي انجام دادند.‌تلاش سازمان بسيج كارگري، بيشتر بر پيگيري مشكلات صنفي كارگران است يا انجام كار فرهنگي؟بيشترين تأثير را كار فرهنگي دارد. چون توجه ويژه به بعد فرهنگي كار، در روند كار اجتماعي و فكري و اقتصادي افراد هم مؤثر است. ما اگر برگرديم به يك جمله از حضرت آقا كه اشاره شد، استقلال سياسي و استقلال فرهنگي و استقلال اقتصادي، كدام يك مهم است، حضرت آقا فرمودند استقلال فرهنگي؛ چون در استقلال سياسي و حتي اقتصادي مي‌شود تغيير و تحولات ايجاد كرد و فعاليت‌هايي انجام داد كه نتيجه گرفت، ولي در بحث فرهنگي اگر آن وابستگي بر وجود افراد و جامعه حاكم باشد، حتي اگر بهترين شرايط را هم داشته باشيم، نمي‌توانيم به استقلال اصلي خودمان برسيم. طبيعتاً براي ما هم در بخش كارگري، اول كار فكري و انديشه و كار اجتماعي است. در بعد دوم هم حقانيت و مسائل قانونمندي در زمينه كار است. اگر ما بتوانيم در زمينه قوانين كار و نيازمندي‌هاي مربوط به كارگران قدم‌هايي مؤثر برداريم، توانسته‌‌ايم يك مقدار رو به جلو برويم. در بحث قانون كار بايد توجه ما، بيشتر به صنف كارگر باشد. يا در بخش اصلي 44 قانون اساسي و خصوصي‌سازي، ما مشكلاتي داريم. در قوانين ميان كارگر و كارفرما، ما هنوز خلأ داريم. بايد مثلث بين كارگر و كارفرما و دولت را به عنوان يك حركت هدفمند نگاه كنيم. ما براي رسيدن به اين موضوع بايد از ابعاد مختلف استفاده كنيم؛ هم بخش فرهنگي، هم بخش قانون و مدون كردن آنها و هم بحث اقتصادي.‌چه تعداد از كارگران، عضو بسيج كارگري هستند؟ما حدود پنج درصد از كارگران كشور را توانستيم عضو بسيج كنيم. البته اينكه مي‌گويم، در واقع پنج درصد، كساني هستند كه شناسنامه‌دار و با كارت و پرونده عضو بسيج كارگري هستند. اما در بحران‌هاي مختلف و شرايط مختلف، افراد خيلي باصلابت حضور داشتند. اين پنج درصد نشان مي‌دهد كه بسيج، در اين زمينه كم‌كاري كرده است.شايد به نوعي، يك جور بي‌اعتمادي هم از طرف كارگران براي عضو شدن در چنين سازمان‌هايي وجود داشته باشد؛ NGOهايي بودند كه با وعده و وعيد عضوگيري كردند اما وعده‌ها عملي نشد يا تشكيلاتي كه خود را متولي كارگران مي‌داند، بيشتر به فعاليت‌هاي سياسي مشغول بوده است. ‌براي اعتمادسازي چه برنامه‌هايي قرار است انجام دهيد؟گروه‌ها و NGO‌ها چون با يك نگاه سياسي كار را دنبال مي‌‌كردند، به دنبال اهداف حزبي خودشان بودند؛ ولي ما اينجا نمي‌خواهيم مثل حزب كار كنيم. ما اينجا در همان مثلث دولت، كارفرما و كارگر كار مي‌‌كنيم؛ يعني آن چيزي كه مي‌تواند شرايط را براي يك امنيت شغلي و موقعيت را براي ايجاد يك خلاقيت و يك ابتكار و بالا بردن بهره‌وري در كشور ما فراهم كند. اين مي‌طلبد كه ما با مجلس براي قانونمند كردن كار، با قوه قضائيه براي برخورد با متخلفان و با دولت براي زمينه‌سازي از طريق وزارتخانه‌هاي مختلف كار كنيم. آن NGOها و گروه‌ها فرقشان با ما در اين است كه موضوعات را صرفاً از بعد سازمان و گروه خودشان دنبال مي‌كنند. اما ما جامع نگر و به دنبال اصلاح موقعيت و شرايط جامعه براي حفظ استقلال و دستاوردهاي انقلاب هستيم. اگر كساني هم باشند كه بخواهند با ما همكاري كنند و كنار ما باشند، ما دست آنها را هم مي‌فشاريم و خوشحال هم مي‌شويم كه يك انسجام و وحدت رويه‌اي در كار باشد.‌در مورد كارگاه‌هاي كوچك، مثلاً زير 10 نفر، چگونه مي‌توانند عضو شوند؟ اگر در محيط كارگري خودشان دفاتر بسيج باشد، به آنجا مراجعه ‌كنند، در غير اين صورت در محيط مسكوني خود، مي‌توانند به پايگاه‌هاي بسيج مراجعه كنند.‌اگر فراخواني براي بسيج باشد، چطور خبردار خواهند شد؟اينها اول سازماندهي مي‌شوند، آموزش مي‌بينند بعد براساس سازماندهي و آموزشي كه مي‌بينند، در برنامه‌هاي مختلف فراخواني مي‌شوند. به هر حال خصوصيات براي كارگران نسبت به بسيج محلات يا دانش‌آموزان و دانشجويان متفاوت است؛ فراخوان كارگران بايد به نحوي باشد كه به كارش و به خط توليد لطمه نزند. ظرافت خاصي در اين قضيه هست؛ هرچند ما قانون داريم كه حدود 15 روز يك بسيجي مي‌تواند از محل كارش منفك شود براي انجام مأموريت‌هاي بسيج يا شركت در مانورها، ولي بايد دقت داشت كه مشكلي براي كارخانه و محيط‌ كاري خودش به وجود نيايد. براي اين مورد بايد حتماً هماهنگي لازم با كارفرما صورت بگيرد.‌با وجود مشكلات صنفي و مالي، چه انگيزه‌اي براي يك كارگر براي عضويت در بسيج هست؟اولين چيزي كه كارگر دنبال آن هست، امنيت شغلي است. اگر اين امنيت برايش ايجاد شود، هر محيطي مي‌تواند باعث جذب آنها شود. دومين موضوع، ارزش اجتماعي كارگر است. اگر كارگر بداند كه در محيط اجتماعي، ارزش و جايگاه خودش را پيدا كرده است، انگيزه و توان مضاعفي مي‌يابد.‌9 ارديبهشت، سالروز شهادت شهيد برونسي است و روز بسيج كارگري، انتخاب اين روز به خاطر سالروز شهيد برونسي بود يا اينكه يك نگاه ويژه‌اي هم بود كه حتماً در روز كارگر باشد؟در يك كشور انقلابي، ايام هم بايد با ارزش‌هاي آن هماهنگ باشد، اگر اين نباشد، زيربنا و قداست خاص هم نخواهد بود. سال‌هاست روز جهاني كارگر را مي‌گيرند؛ اول ماه مي يا 11 ارديبهشت، به تاريخ ما. مبناي اين روز به كشورهاي كمونيستي و اتفاقات سال 1876 برمي‌گردد؛ شايد رنگ و بوي مبارزات كارگري داشته باشد. ما به اين مبارزات احترام مي‌گذاريم، ولي به نظر مي‌آيد در يك كشور انقلابي، بايد ارزش‌ها حفظ شود. ما افراد زيادي را براي انتخاب اين روز در نظر داشتيم، ولي شهيد برونسي را به چند دليل انتخاب كرديم؛ اول اينكه خصوصيت اخلاقي و رفتاري اين بزرگوار مي‌تواند يك الگوي ويژه براي جامعه كارگري باشد. مسأله دوم اين بود كه ما مي‌خواستيم يك هماهنگي و تعاملي هم در اين زمينه با جامعه كارگري خودمان و آن چيزي كه در جهان اتفاق مي‌افتد، داشته باشيم. بر همين اساس روز 9 ارديبهشت را كه روز تدفين شهيد برونسي است، به عنوان روز بسيج كارگري انتخاب كرديم.‌با توجه به اينكه اولين سال هست كه روز بسيج كارگري در سالروز تدفين شهيد برونسي برگزار مي‌شود، چه برنامه‌هايي براي اين روز در نظر گرفتيد؟تلاش اصلي ما برگزاري مراسم در خراسان رضوي، محل تدفين اين شهيد بزرگوار است و خانواده‌ ايشان هم آنجا هستند. در اين برنامه حدود 1000 نفر از كارگران و خانواده شهداي كارگري خراسان رضوي و نيز وزير كار و امور اجتماعي فرمانده محترم سازمان بسيج مستضعفين حضور خواهند داشت. به طور همزمان مراسمي هم در مراكز استان‌ها و شهرستان‌هاي كشور برگزار خواهد شد. مراسمي هم روز 11 ارديبهشت با حضور وزير محترم صنايع و كارگران بسيجي در تهران برگزار خواهد شد.‌در پايان اگر توضيح ويژه‌اي مدنظر داريد، بفرماييد.چيزي كه امروز خيلي حائز اهميت است، اين است كه به نظر مي‌رسد يك عده‌اي در تكاپوي بهره‌برداري سياسي از اين قشر زحمتكش هستند و به دنبال اين هستند كه بتوانند از اين قشر در مسير اهداف شخصي يا سياسي و سازماني خود سوء‌استفاده كنند. سپاه پاسداران كه وظيفه‌اش حفظ دستاوردهاي انقلاب است، بايد از اين موضوع پاسداري كند. بعد از اتفاقات اخير، ما بايد خيلي هوشيار باشيم. من همين جا توصيه مي‌كنم به كارگران عزيز كه به اين موضوع اشراف داشته باشند كه خدايي نكرده برخي‌ها با بيان برخي مشكلات و ابراز دلسوزي‌هاي نابجا يا بيان برخي سوء‌مديريت‌ها كه در هر جامعه‌اي ممكن است باشد، از آنها سوء‌استفاده نكنند. ما بايد به دنبال اين باشيم كه آن استقلال و حاكميت فرهنگي و اقتصادي كشور را حفظ كنيم. ما نبايد به واسطه اينكه مشكلاتي در كشور هست، به فتنه‌گران و ضدانقلاب و كساني كه 31 سال است با انقلاب اسلامي مقابله مي‌كنند، كمك كنيم. موضوع بعد كمك بسيج به اشتغال و كارآفريني است. در يك كلام، امروز بسيج مي‌خواهد سرباز صنعت باشد و همچون دوران دفاع مقدس در صحنه‌كار و صنعت تلاش كند و مثل آن دوران، ايثارگري و ازخودگذشتگي‌هايش را داشته باشد تا حداقل آسيب‌پذيري را در اين جامعه در اين قشر داشته باشيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار