
حبیب ترکاشوند- رزمایش مشترک پیامبر اعظم(5) سپاه پاسداران که امروز آخرین مرحله آن در آبهای نیلگون خلیجفارس برگزار میشود، طی سه چهار روز گذشته شعاعی از قدرت نظامی و دفاعی نیروهای زمینی، دریایی و هوایی سپاه را در دفاع از کیان ایران اسلامی در معرض دید جهانیان قرار داده است.
اهمیت این رزمایش که در صدر اخبار رسانههای جهانی و منطقه قرار گرفته، از چند حیث قابلبررسی است:
1ـ این رزمایش درست چند روز پس از اعلام استراتژی جدید هستهای آمریکا توسط اوباما و تهدید هستهای ایران انجام میشود تا کارشناسان مسائل نظامی و سیاسی اینگونه تحلیل کنند که این مانور نظامی پاسخ طبیعی به تهدیدات سران کاخ سفید است تا در خیالپردازیهای خود علیه کشور مقتدری چون ایران، اندکی جنبه احتیاط را رعایت کنند.
2ـ پس از برگزاری موفقیتآمیز کنفرانس خلع سلاح در تهران که با حضور 60 کشور جهان برگزار شد و خصوصاً پیام محکم رهبر معظم انقلاب مبنی بر حرام دانستن استفاده از سلاحهای اتمی در دکترین نظامی ایران، رزمایش پیامبر اعظم(5) این پیام را به ملتهای کشورهای جهان میرساند که جمهوری اسلامی ایران همانگونه که خواهان حقیقی جهان عاری از سلاحهای کشتار جمعی است اما با استفاده از انواع تکنیکهای جنگ نامتقارن، استفاده از پتانسیل عظیم بسیج مردمی، تاکتیکهای بدیع و منحصر به فرد خود یکهتاز ایجاد امنیت و صلابت در منطقه است و رقیبی برای وی در منطقه متصور نیست.جایگاه خلیجفارس در معادلات جهانی
پس از آنکه تئوریسینهایی چون مکیندر نظریه معروف قلب زمین (Heart Land) را درباره خاورمیانه بهکار برد، افرادی همچون هانتینگتون صاحب نظریه دهکده جهانی اینگونه برآورد کردند که دهکده جهانی در آینده از آن کسی است که قلب جهان یا خاورمیانه را در اختیار داشته باشد. این نظریه هرچند در ادبیات رسمی مقامات واشنگتن کمتر شنیده میشود اما همیشه یک سند راه حرکتی آنان در برخورد با کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیجفارس است و از هیچ راهی برای تسخیر قلب جهان ابا ندارند. خصوصاً پس از فروپاشی بلوک شرق که جایگاه جولان کشورهای غربی به رهبری آمریکا را در منطقه افزایش داده است و رقیب قدری چون شوروی را اکنون در جلوی پاهای خود نمیبیند. منطقه سوقالجیشی خلیجفارس در مرکزیت خاورمیانه بهدلیل شاهراه مواصلاتی جهان و منابع اصلی انرژی جهان همیشه برای اروپا بهعنوان یک غنیمت بزرگ محسوب شده و طی چند سده گذشته همیشه شاهد حضور آنان در این منطقه بودهایم. یک روز پرتغالیها، روزی اسپانیاییها، روز دیگر انگلیسیها و روزی نیز ایالات متحده.دشمنسازی بهانهای برای حضور در منطقه
تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی رژیم پهلوی نزدیک نیم قرن سیاستهای اعمالی غرب را تحت عنوان ژاندارم منطقه ایفا میکرد اما با فروپاشی این رژیم، از آنجا که غرب به یکباره با خلأ نیرو در منطقه مواجه شد ناگزیر بود دست به انتخاب راههای جایگزین برای اعمال نفوذ خود در منطقه بزند که یکی پس از دیگری این سناریوها اعمال شد. یکی از این سیاستها ایجاد درگیری و اختلاف میان کشورهای منطقه خصوصاً همسایگان خلیجفارس بود که هرازگاهی با یک بهانه این امر محقق میشد. عظیمترین آن جنگ هشت ساله ایران و عراق دو کشور مهم منطقه و تقسیم کردن کشورهای دیگر له یا علیه این جنگ بود. بهگونهای که طی این دوران منطقه همیشه آبستن خطرات و تنش بود. جایگزین ساختن رژیم بعث بهجای پهلوی سیستم دیگری بود که اعمال شد اما پس از چند صباحی فهمیدند که این انتخاب چندان عاقلانه نبوده، چرا که بلندپروازیهای صدام قابل پیشبینی نبود کمااینکه در موضوع حمله به کویت (شریک استراتژیک غرب) شاهد بودیم. با شکست این سناریو و قدرت یافتن روزافزون ایران خصوصاً پس از جنگ تحمیلی، سناریوهای پیچیدهای از سوی آمریکا در منطقه پیاده شد که اولویت اصلی این طراحیها پروژه «ایرانهراسی در کشورهای منطقه» بود. تبدیل خاورمیانه به یک انبار اسلحه
برای پیادهسازی تدریجی اهداف غرب ابتدا لازم بود منطقه خاورمیانه به یک انبار اسلحه بزرگ تبدیل شود و در این راستا کشورهای غربی با ایجاد مسابقه تسلیحاتی سعی در تشویق بیشتر کشورهای حاشیه خلیج فارس به خرید سلاحهای پیشرفته نمایند. این موضوع باعث شد هر کدام از این کشورها که کمتر از پتانسیل حمایت مردمی نیز برخوردارند ترغیب شوند هر چه بیشتر رابطه سیاسی و نظامی خود را با کشورهای غربی خصوصاً آمریکا تقویت بخشند و حتی هرازگاهی با رزمایش های مشترک آمریکایی موافقت کنند. پروژه اختلاف نظر تاریخی
اختلاف بر سر جزایر سه گانه ایرانی با کشور کوچک امارات در جنوب ایران که از زمان رژیم گذشته تاکنون استمرار داشته، بهانه خوبی برای سناریوی تقابل اعراب خلیج با همسایه شمالی خود ایجاد کرده است که آمریکا از این پتانسیل به خوبی استفاده کرده است. آنان با بزرگنمایی خطر ایران برای کشورهای منطقه و دادن تضمینهای امنیتی به سران این کشورها مبنی بر حمایت از آنان در قبال خطر ایران، همیشه سعی کردند یک دیوار بیاعتمادی در میان کشورهای جنوب خلیج فارس با ایران درست کنند و در تمامی مناسبتهای پیش رو در آتش این اختلاف بدمند. سیستم بازدارندگی ایران و پاتک به غرب
با سپری شدن دوران پس از جنگ تحمیلی و بازسازی قوای نظامی ایران، کم کم دکترین دفاعی ایران در عرصههای مختلف تکمیل شد. در این دکترین بهجای سلاحهای غیرمتعارف نظامی، اقتدار همهجانبه و امنیت پایدار مرزهای جمهوری اسلامی در اولویت نخست است. در راهبردی که برای این دکترین تدوین شده به جای اقتدار فردی در منطقه، اقتدار دسته جمعی کشورهای منطقه در مقابل تهدیدات کشورهای بیگانه مدنظر قرار گرفته است و اعتمادسازی به کشورهای همسایه حرف نخست این دکترین است. در این دکترین که نمونه کوچکی از آن را طی چند روز گذشته شاهد بودیم، از یک طرف اقتدار پایدار ایران و قدرت مقابله با هر نوع تهدیدی مورد تأکید قرار میگیرد و از طرفی پیام صلح و دوستی به کشورهای منطقه صادر میشود تا آنان احساس امنیت از همسایه مقتدر خود داشته باشند.
کما اینکه شاهد بازدید نمایندگان نظامی برخی از آنها از رزمایش بزرگ پیامبر اعظم 5 بودیم. با این استراتژی ایران به تمامی جهانیان این پیام را میرساند که ایران برای حفاظت از خود نیازی به سلاحهای اتمی و... ندارد و از سوی دیگر حاوی این پیام است که امنیت خلیج فارس و منطقه حساس خاورمیانه تنها با مشارکت فعال و اتحاد کشورهای منطقه حاصل میشود و در این باره نیازی به لشکرکشی غرب و آمریکا به منطقه نیست.