موقعیت خاص جغرافیایی، حایل بودن بین چین و تاجیکستان و همسایگی با کشورهای قزاقستان و ازبکستان و همچنین قرار داشتن در مسیر جاده ابریشم، به همراه وفور منابع و مواد خام در قرقیزستان، این کشور را برای غرب و قدرتهای بزرگ از اهمیت ویژهای برخوردار کرده است، به نحوی که این کشور پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به سرعت بهعنوان یکی از دریافتکنندگان عمده کمک مالی تبدیل و بیش از سایر کشورهای آسیای مرکزی از کمکهای خارجی بهرهمند شد.در این بین آنچه بیش از هر چیز در صحنه سیاسی قرقیزستان چه در جریان انقلاب لاله و چه در جریان تحولات اخیر این کشور خودنمایی میکند، نقش عوامل خارجی است.همچنان روسیه و آمریکا به عنوان دو بازیگر مهم در قرقیزستان حضور دارند.به نحوی که هم دولت و هم مخالفان به پشتوانه حمایتهای این دو کشور به اتخاذ مواضع میپردازند. با توجه به تحولات اخیر در قرقیزستان، به نظر میرسد نقش و میزان تأثیرگذاری عوامل خارجی نیز در آینده سیاسی این کشور دستخوش تحول و دگرگونی خواهد شد.اگر انقلاب لاله با حمایت مستقیم ایالات متحده آمریکا به پیروزی دست یافته بود، اینک مخالفان دولت با حمایت مستقیم روسیه، باغ لاله را به دست خزان سپردهاند.به همین خاطر میتوان چنین تصور کرد که روسها نسبت به آمریکاییها از نقش بسیار پر رنگتری در آینده سیاسی قرقیزستان برخوردار خواهند شد.این مسأله باعث میشود که از هم اکنون گمانهزنیهای زیادی در خصوص تعاملات دولت جدید قرقیزستان با روسیه، آمریکا و حتی چین بهوجود آید.
آمریکا؛ شکستخورده بزرگ
طی سالهای گذشته همواره قرقیزستان به دو دلیل برای آمریکا اهمیت داشته است؛ نخست آنکه این کشور برای ایالات متحده به عنوان محل کنترل سلفیان منطقه آسیای مرکزی شناخته میشود و دیگر آنکه آمریکا در قرقیزستان دارای پایگاه هوایی ماناس است و از آن برای حمایت از جنگ در افغانستان استفاده میکند.این در حالی است که روسها همواره خواهان تعطیلی این پایگاه هوایی بودهاند.از این رو به نظر میرسد فشار روسها به دولت جدید قرقیزستان برای تعطیلی این پایگاه افزایش یابد.به خصوص که بسیاری از کارشناسان، سقوط دولت باقیاف را نتیجه ناتوانی وی در خصوص بیرون راندن نیروهای نظامی آمریکایی از پایگاه هوایی ماناس میدانند.علاوه بر این به نظر میرسد تحت فشار روسها، توافقات دولت قرقیزستان با ایالات متحده در خصوص ایجاد مرکز آموزش نظامی در منطقه «باتکنسکی» نیز از سوی دولت جدید نادیده گرفته شود.مجموع مسائل فوق میتواند از یک سو موجب تضعیف حضور ایالات متحده آمریکا در منطقه آسیای مرکزی شود و از سوی دیگر آمریکا را در جنگ با طالبان در افغانستان دچار چالش سازد.
از این رو برای آمریکا تثبیت و ادامه حیات دولت فعلی قرقیزستان بسیار مهم بود؛ زیرا باقیاف تنها رئیس جمهور منطقه آسیای مرکزی بود که در زمینه ایجاد چندین مرکز و پایگاه نظامی جدید آمریکا در کشورش با واشنگتن به توافق رسیده بود.به همین سبب نیز میتوان چنین متصور شد که در این مرحله تغییر دولت میتواند برنامههای آتی نظامی آمریکا را نه تنها در این کشور، بلکه در سراسر منطقه آسیای مرکزی مختل کند.در نتیجه میتوان تحولات اخیر قرقیزستان را شکستی بزرگ برای سیاست خارجی آمریکا در منطقه آسیای مرکزی محسوب نمود.به خصوص که طی سالهای اخیر، سیاست خارجی آمریکا در قبال قرقیزستان بیشتر با اولویتهای امنیتی به منظور حفظ پایگاه هوایی ماناس همراه بوده است.از این رو با سقوط دولت باقیاف و تشکیل دولت جدید در قرقیزستان، آمریکاییها باید یکبار دیگر به جلب نظر قرقیزها برای تداوم حضور خود در پایگاه ماناس بپردازند.این امر میتواند برای واشنگتن بسیار پر هزینه و گران تمام شود.
روسیه؛ برنده بازی
روسیه با توجه به تحولات اخیر در قرقیزستان از جایگاه برجستهتری برخوردار خواهد شد.به احتمال زیاد در آینده توافقات جدیدی در خصوص ایجاد مرکز آموزش نظامی مشترک در جنوب قرقیزستان صورت خواهد گرفت.این مرکز که در صورت ایجاد، بعد از پایگاه نظامی «کانت»، دومین تأسیسات نظامی روسیه در این جمهوری به حساب میآید، عملاً به منزله بیرون راندن آمریکاییها از ماناس خواهد بود.بنابراین در شرایطی که باقیاف در مدت زمامداری خود حاضر نشده بود هیچ سند رسمی در این خصوص با روسیه امضا کند، به احتمال زیاد دولت جدید قرقیزستان به توافقات نوینی با روسیه دست خواهد یافت.
چین؛ نگران و منفعل
علاوه بر آمریکا و روسیه، کشور دیگری که از تحولات اخیر قرقیزستان میتواند به طور مستقیم دچار سود و زیان شود، چین است.در حال حاضر مقامات چین بیمناکند که دامنه اعتراضات و مخالفتها از قرقیزستان به سرزمین چین و به خصوص به میان جداییطلبان و ناراضیان این کشور سرایت نماید.این امر به خصوص با توجه به حضور هزاران اویغور در قرقیزستان میتواند یکبار دیگر آتش استقلالطلبی آنها و شوروش در راستای ایجاد کشوری مستقل با عنوان «ترکستان شرقی» را شعلهور نماید.به همین سبب ناآرامیهای موجود در قرقیزستان عملاً میتواند مقامات چینی را از افقهای بیثباتی و تمایلات جداییطلبانه، نگران نماید.از این رو به نظر میرسد باوجود آنکه دولت چین از بسته نشدن پایگاه هوایی ایالات متحده در ماناس ناخشنود بود، با این حال به خاطر جلوگیری از احتمال بروز هرج و مرج سیاسی در این کشور، علاقهمند به حمایت از دولت باقیاف بود.به همین سبب به رغم آنکه دولت چین فعلا ترجیح داده تا حد امکان از این ماجرا به طور رسمی فاصله بگیرد، با این حال به نظر میرسد خود را برای مواجهه با هر نوع سناریویی آماده کردهاست.