
با وجود اینکه سفر قبلی جرج میچل، نماینده ویژه اوباما در امور حل بحران فلسطین و خاورمیانه که همزمان با سفر جوز بایدن، معاون اوباما به سرزمینهای اشغالی فلسطین و منطقه به علت اعلام طرحهای جدید شهرکسازی از سوی رژیم صهیونیستی شکست خورد و به ایجاد دور جدید تنش بین دو طرف انجامید، اما در پی رایزنیها و دیدارهایی که بین دو طرف صورت گرفت اعلام شد که جرج میچل این هفته بار دیگر به سرزمینهای اشغالی سفر میکند که برخی منابع آغاز سفر وی را روز یکشنبه اعلام کرده بودند. حال سؤال این است که آیا این سفر به منزله این است که دو طرف درباره ادامه اقدامات شهرکسازی رژیم صهیونیستی که موجب بروز تنش در روابط دو طرف شد به توافقهایی دست یافتهاند یا اینکه این ماجرا همچون گذشته با عقبنشینی طرف آمریکایی فیصله یافته است؟ البته در زمانی که اعلام خبر ساخت 1600 واحد مسکونی جدید در شرق قدس از سوی وزیر زیربنایی رژیم صهیونیستی باعث ناخرسندی مقامات آمریکایی شد، نتانیاهو نه به نفس و ماهیت این تصمیم بلکه از مقطع زمانی و همزمانی آن با سفر بایدن انتقاد کرد و این بدین مفهوم بود که اگر این تصمیم در مقطع زمانی دیگری اعلام میشد، از نظر تلآویو و حتی آمریکا ایرادی نداشت. بنابراین، اختلافاتی که میان آمریکا و اسراییل جریان داشت، حداکثر به زمان توقف موقت اقدامات شهرکسازی محدود میشود که زمینه را برای از سرگیری مذاکرات غیر مستقیم میان تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی فراهم کند. با این حال مجموعه تحرکات و اقداماتی که تل آویو در چند هفته اخیر و در آستانه سفر میچل به عمل آورده است نشان میدهد که این رژیم در پی بهانهای برای مسکوت گذاشتن تحرکات و رایزنیهای اخیر برای به جریان انداختن روند سازش است و به نظر میرسد یکی از اهداف این رژیم از توسل به اقدامات تحریکآمیز در قدس و الخلیل که زمزمه انتفاضه سوم را بر سر زبانها انداخت یا تهدید به اشغال مجدد نوار غزه گامی در این جهت بوده است. هر چند مذاکرات سازش به دلایل مختلف از جمله رعایت نکردن اصول و شرایط میانجیگری همواره به نفع رژیم صهیونیستی پیش رفته است اما از آنجا که در مقطع کنونی هرگونه پیشرفت در مذاکرات به اجرای تعهدات این رژیم بستگی دارد و طرف فلسطینی هیچ چیز دیگری برای اعطای امتیاز به طرف اسراییلی در اختیار ندارد و از طرف دیگر این رژیم درصدد است تمام طرحهای چندین دهه و چندین ساله خود را در چارچوب راهبرد اشغال خزنده، طرح جداسازی به سرانجام برساند و در عین حال زمینه را برای اجرای طرح تشکیل دولت خالص یهودی فراهم کند، لذا تلآویو همچنان سیاست وقت کشی را در مذاکرات در دستور خود قرار داده است و دولت اوباما نیز هنوز قادر نشده در سیاستها و اقدامات رژیم صهیونیستی تغییرات اساسی ایجاد کند. از این رو هر چند شاید در ظاهر چنین به نظر برسد که پس از کشمکش و تعارض اخیر بین تلآویو و واشنگتن، فضای متعادل برای رایزنیهای میچل فراهم شده است اما شاخصهای موجود و همچنین شاخصهایی چون اظهارات اخیر سلام فیاض نخستوزیر دولت انتصابی تشکیلات خودگردان درباره چشمپوشی از حق بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه و کاشانه خود در سرزمینهای اشغالی 1948 نشان میدهد که دور جدید تحرکات و رایزنیهای آمریکا برای به جریان انداختن مذاکرات سازش براساس منافع و ملاحظات رژیم صهیونیستی صورت گرفته است و بنابراین نمیتوان انتظار داشت که از دل این تحرکات نتایجی به نفع فلسطینیها حاصل شود به خصوص آنکه با گذشت زمان مشخص شده است که دولت اوباما نیز تحت فشار لابیهای صهیونیستی گام به گام از مواضع اعلامی خود عقبنشینی کرده است و تحرکات و طرحهای جرج میچل در جهت مواضع و طرحهای رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. این رژیم همواره در پی دور زدن قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت مبنی بر خروج بدون قید و شرط از اراضی اشغالی 1967 و قطعنامه 194 درباره حق بازگشت آوارگان فلسطینی بوده است و از زمان تعیین میچل به عنوان نماینده ویژه اوباما در امور حل بحران فلسطین و خاورمیانه وی حتی یک بار هم از لزوم اجرای این قطعنامهها سخنی به میان نیاورده است. برعکس تلاشها و طرحهای وی درجهت تغییر طرح صلح عربی و اجرای طرح تشکیل دولت خالص یهودی بوده است و در واقع آنچه که از آن به عنوان مذاکرات غیرمستقیم یاد میشود در اصل بازگشت به نقطه صفر بوده است که این دقیقاً در جهت سیاست وقتکشی اسراییل قرار دارد.