
پاکستان از آغاز سال 2010 و با شروع استراتژی جدید آمریکا در افغانستان، اسیر خشونتهای تازهای شده است. اگرچه تاریخ 63ساله شکلگیری این کشور، همواره حاکی از خشونتها و درگیریهای بسیار است اما حملات آمریکا در خاک پاکستان و هدف قرار دادن طالبان در افغانستان، اوضاع این کشور را وخیمتر کرده است. درباره تحولات اخیر پاکستان با دکتر «نوذر شفیعی» کارشناس مسائل شبهقاره به گفتوگو نشستهایم، بخوانید:
*ریشه خشونتهای اخیر پاکستان در کجاست؟
ریشه انفجارها، ادامه درگیری نیروهای طالبان و القاعده (جریان افراطی) با دولت پاکستان و آمریکا است. در واقع طالبان به عنوان یک طرف ماجرا بهصورت یک مجموعه عمل میکند و هرگونه فشار علیه نیروهای خود در هر نقطه پاکستان و افغانستان را با حملات تلافیجویانه پاسخ میدهد.
*یعنی میتوان گفت حملات اخیر در پاکستان واکنشی به حمله آمریکا در هلمند افغانستان است؟
طالبان، دولت پاکستان را با آمریکا همدست میداند، بنابراین به حملات آمریکا به هلمند، در هر جا بتواند پاسخ خواهد داد. بخشی از حملات طالبان در پاکستان نیز به حمله آمریکا در هلمند مربوط میشود.
*برخی تحلیلگران معتقدند که بخشی از ISI در انفجارها و عملیات انتحاری پاکستان دست دارد. اگر این مسأله درست باشد، دلایلش چیست؟
ISI بهطور کلی با دولت فعلی پاکستان مخالف است. علت مخالفتش هم این است که دولت بخش زیادی از قدرت ISI را به نخستوزیری منتقل کرده. این مسأله موجب سرخوردگی طیف وسیعی از ISI شده است. مسأله دیگر اینکه پشتونها در ارتش و ISI زیاد هستند یعنی از آقای حمیدگل و دیگر سران دستگاه اطلاعاتی و ارتش پاکستان گرفته تا اکثر بدنه این نیروها، پشتون هستند. بازنشستههای ISI هم در میان طالبان هستند و با آنها همکاری دارند. بدیهی است که همکاری ISI با رادیکالها یک همکاری سنتی تلقی میشود. نیروهای ISI میدانند که پاکستان و آمریکا توافقاتی در زمینه محدود کردن اختیارات ISI داشتهاند بنابراین بعید نیست علیه آمریکا و پاکستان اقداماتی انجام دهند. ضمن اینکه ناامنی در پاکستان در شرایط فعلی به سود ارتش است چون دولت را بیکفایت نشان میدهد.
*اما به نظر میرسد بخشی از ISI نیز علیه طالبان بهشدت مبارزه میکند.
برای پاسخ به این سؤال باید به دو، سه نکته توجه کرد اول اینکه ISI یا ارتش به لحاظ سازمانی، فرمانبردار دولت پاکستان هستند و باید وظایف خود را انجام دهند. دوم اینکه باید ببینیم یک دولت با یک ارتش است یا یک ارتش با یک دولت. در حال حاضر یک ارتش با یک دولت جریان دارد یعنی ارتش خود را قویتر از دولت میداند و این صلاحیت را در خود میبیند که در بعضی اوقات و موقعیتها خارج از وظیفه نسبت به دولت عمل کند. ISI فعلاً به رسالت خود در مبارزه با طالبان عمل میکند اما معلوم نیست اگر جنگ به درازا بکشد این وضعیت را ادامه دهد.
*آقای دکتر! نبرد ارتش پاکستان با طالبان به نوعی نمایش شبیه است. اگر طالبان و ارتش دارای مشترکات قومی و مذهبی هستند، چگونه با این شدت علیه آنها میجنگند؟
دولتهای پاکستان از گذشته تا امروز جریان افراطی و رادیکال را به دو دسته تقسیم میکنند؛ رادیکال خوب و رادیکال بد. رادیکال خوب از نظر دولت دوست پاکستان طالبان افغانی و پاکستانی یا کشمیری و بهطور خلاصه طالبان بومی است. دولت پاکستان با این دسته نمیجنگد و حتی از آمریکا میخواهد علیه آنها اقدام نکند. رادیکال بد از نظر دولت پاکستان همان نیروهای عرب یا حتی افغانیها و پاکستانیهایی هستند که برای القاعده به عنوان یک نیروی چندملیتی عمل میکنند البته اکثر اعضای القاعده عرب هستند. پاکستان با همراهی آمریکا شدیداً علیه این نیروها اقدام میکند.
*در روزهایی که ما در تعطیلات نوروزی بودیم وزیر خارجه پاکستان به آمریکا رفت و توافقاتی میان دو دولت صورت گرفت. این توافقات شامل چه مواردی است؟
اخبار دقیقی از آن منتشر نشده است اما در روابط بینالملل بین دولتها بده بستانهایی براساس منافع ملی صورت میگیرد. بهطور کلی میتوان گفت در آن ملاقات برای نکاتی چون روشن شدن تکلیف کشمیر، روشن شدن تکلیف خط دیوراند (مسائل میان پاکستان و افغانستان در خط مرزی) و چگونگی همکاریهای اقتصادی، نظامی و امنیتی دو کشور، توافقاتی انجام شده است.