
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیركبیر با صدور بیانیه ای ضمن انتقاد از عدم برخورد جدی با برخی مفسدان دانه درشت سیاسی و اقتصادی ، نسبت به آنجه برخورد دوگانه قوه در آزادی حسین موعشی و طلبه سیرجانی ، اعتراض كرد.در بخش هایی از این بیانیه آمده است:
سال 88 سال باشکوهی در تاریخ انقلاب اسلامی بود. سالی که بسیاری از نکاتی که در پرده سیاسیبازی و ژستهای دروغین سیاسیون پنهان مانده بود، آشکار شد. بسیاری از افرادی که خود را صاحبان انقلاب میدانستند نشان دادند که باید به گوشه ای رفته و خاطرههای زمان انقلابیگریشان را بنگارند، که اگر همچنان اصرار به حضور بکنند، انقلاب را به مسلخ خواهند برد. در عوض ملت نشان داد که همچنان با چه شور و نشاط و بصیرت بی نظیری در وسط میدان دفاع از ارزش ها و آرمان های انقلاب حضور دارد و به هیچ کس اجازه به انحراف کشیدن اهداف انقلاب را نمی دهد.
این بیانیه می افزاید: حماسه بزرگ 9 دی و فتح الفتوح 22 بهمن ملت سرافراز ایران پاسخی قاطع و کوبنده بود نسبت به 8 ماه فتنه گری دشمنان خارجی و دنباله روهای ذلیل داخلیشان. شکوه و عظمت خروش مردم در اعلام پیروی از رهبر عزیز انقلاب اسلامی و آرمانهای جاودان امام خمینی(ره)، پیامهایی روشن و صریح برای دوستان سادهلوح و خاماندیشی که همواره اسلام از غفلتها و خیانت های شان ضربه خورده است و همچنین برخی مسئولین و منسوبین به نظام، در برداشته است. مسئولینی که شاید به دلیل روزمرگی، شاید به دلیل فضاسازی اطرافیان نادان یا خائن، شاید به دلیل حب دنیا و شایدهای دیگر، از اعتماد به آرمانهای انقلاب ناامید و از استقامت در راه آن خسته شدهاند.
در بخش دیگری از این بیانیه تاكید شده است: پیام ملت، مبارزه بیامان، جدی، قاطع و سریع با فساد و تبعیض است. پیام ملت، تلاش هر چه بیشتر برای برقراری عدالت در همهی ساحتهای کشور و جهان است. پیام ملت، برخورد قاطع با خوی اشرافیت و استکباری در هر شکل آن است. چه در دولت آمریکا نمایان شود و چه در برخی وابستگان و مسئولین منتسب به نظام! سالها است که منتظر برخورد های قاطعانه با دانه درشت ها هستیم؛ سالها است که برخورد و محاکمه وابستگان به جریانهای سیاسی و اقتصادی را تنها در شعار ها و الفاظ میبینیم. ملت انتظار زیادی ندارد؛ تنها میخواهد به قانون عمل شود. سوال جدی این است که آقایان اگر صدای صریح امروز ملت در این راهپیمایی های بی نظیر را نشنیده باشند، دیگر با چه صدایی برخواهند خواست؟
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیركبیر در بخش دیگری از بیانیه خود تصریح كرده است: آیا مسئولین محترم قوه قضائیه بر این باور نیستند که امنیت پایدار و اقتدار نظام مقدس اسلامی جز در سایه اجرای بی کم و کاست قانون بدست نمی آید و این موضوع هیچ استثنائی ندارد؟ سؤال ما از مسئولین محترم قوه قضائیه این است که اگر قرار بر این باشد که هرگاه عدهای قدرت طلب برای کسب قدرت و جاه دنیا، آتش فتنهای به پا کنند و هزینه های زیادی را به ملت مسلمان و نظام اسلامی تحمیل نمایند، در برابر اعمال خود متحمل هیچ هزینه ای نشوند و در هیچ محکمه ای هم پاسخگوی اعمال خود نباشند، آیا هیچگاه میتوان انتظار امنیتی پایدار را داشت؟ آیا اگر در سالیان گذشته با خطا و خیانت برخی مسئولین و فرزندان شان مماشات نشده بود، امروز شاهد این فتنههای پیچیده بودیم؟ اگر دیروز برای جرم های کوچکترشان محاکمه میشدند، آیا امروز کارشان به محاربه با نظام اسلامی می رسید؟ برخورد با عوامل دون اگر چه کار خوبی است ولی هرگز جای برخورد با عوامل اصلی را نمیگیرد. مگر آنها که آزادانه در خیابانها میگردند و در لندن و سوییس اوقات میگذرانند خونشان رنگین تر از آن فریبخوردگان و عوامل رده پایین آشوبها است؟ چرا دلرحمی و رأفت قوه قضاییه تنها نصیب وابستگان قدرت و ثروت میشود؟
این تشكل دانشجویی در ادامه بیانیه خود با انتقادات از برخی اقدامات كه آنها مصداق برخورد دوگانه نامیده ، ادامه داده است: نمونه اخیر آن آزادی آقای مرعشی با توجیه مرخصی نوروزی است. چرا این مرخصی فقط نصیب کسانی میشود که از رانت و رابطه با برخی جریان های سیاسی-اقتصادی برخوردارند؟ چه طور است که کل زندانیان دیگر را از این عیدی بهرهمند نمیکنید؟
این بیانیه می افزاید: مردم فراموش نخواهند کرد که سال گذشته طلبه سیرجانی "علیرضا جهانشاهی " پس از تحمل چندین ماه حبس و انفرادی به دلیل مبارزه با زمینخواری در سیرجان(!)، روزهای پایانی سال را در زندان به سر میبرد! در حالی که جرم او فقط پیادهروی از سیرجان به سمت تهران برای رساندن صدای مردم محروم سیرجان به مسئولین بود؛ ایشان تا روزهای پایانی سال در زندان نگه داشته شد تا جایی که رهبر انقلاب دستور دیگری مبنی بر آزادی وی دادند. بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیركبیر تاكید كرده است: حال سوال اساسی اینجاست چه میشود که حضرات نسبت به برخی وابستگان جریانهای سیاسی که اتفاقا تلاشهای جدی برای انحراف و حتی براندازی نظام داشته اند و بخش زیادی از فسادهای اقتصادی از پیوند همین جریانات سیاسی با عناصر فاسد اقتصادی-اجتماعی شکل گرفته است، دلرحم میشوند و خواهان آزادی آنها میگردند، ولی نسبت به دیگرانی که اتفاقا به جرم پیگیری آرمانهای انقلاب اسلامی و اهداف عدالتخواهانه مورد بازداشت قرار میگیرند چنین برخوردهای مهربانانهای نمیشود؟ تبعیض در رافت اسلامی آن هم نه به نفع آمرین به معروف و نهی کنندگان از منکر که به نفع آقازاده ها و منسوبین به برخی آقایان با چه توجیه شرعی، عقلی یا قانونی صورت می پذیرد؟ تا چه زمانی باید شاهد قربانی شدن فرزندان انقلاب، مبارزان و مخالفان فساد و تبعیض باشیم؟ فریاد عدالتخواهی و برخورد قاطع و قانونی با دشمنان اسلام، انقلاب و آرمان های آن را بشنویم و خشم مردم از سران فتنه را حس کنیم، اما مشتی برانداز و کبوتران حریم ثروت و قدرت و خاندان های خاص رها باشند؟