جعفر تکبيري- مايكل آيزنشتات در گزارشي كه در مركز تحقيقات خاور نزديك واشنگتن منتشر كرده، با تأكيد بر اينكه تواناييهاي ايران را نبايد در زمينه جنگ نرم ناديده گرفت، تأكيد ميكند نبايد اهميت حمايت از مخالفين داخلي را فراموش كرد، چرا كه حمايت از آنها حتي از فشار بر برنامه هستهاي ايران مهمتر است. سايت «موسسه مطالعات خاورنزديك واشنگتن» با انتشار اين گزارش عملاً خواستار حمايت دولت آمريكا از اغتشاشگران ايراني ميشود و سپس به برتريهاي اين حمايت نسبت به فشار در خصوص پرونده اتمي ايران ميپردازد. حمايتي كه به عنوان ابزاري بهتر و تأثيرگذارتر و در عين حال كارآمد تر براي فشار به نظام جمهوري اسلامي نسبت به فشار بر سر پرونده اتمي معرفي شده است. پرونده اتمي ايران در مسيري بيبازگشتاز زمان آغاز جنجال غربيها بر سر پرونده اتمي ايران، ايالات متحده اگرچه تمامي تلاش خود را به كار بست تا از بيرون گود و بدون دخالت ايران را دچار انزواي سياسي كند اما پيشرفتهاي مختلف هستهاي ايران كه اخبار آن به مرور منتشر ميشد، سياستمداران اين كشور را وادار كرد تا خود را به صورت مستقيم وارد شطرنج هستهاي ايران كنند تا كمي از سرعت اين پيشرفتها بكاهند اما اين ورود مستقيم آمريكاييان نيز نتوانست قطار هستهاي ايران را متوقف كند. اين موضوع تا آنجا ادامه پيدا كرد كه دولتمردان آمريكا راهي جز اعمال تحريم عليه كشورمان نيافتند و با نفوذ و لابي با اعضاي شوراي امنيت ضمن صدور قطعنامه عليه جمهوري اسلامي ايران، اقدام به تشديد تحريمهاي مختلف كردند اما آمريكا با اين تحريمها نيز نتوانست كاري از پيش ببرد. انتخابات، بهترين فرصتدولت آمريكا و همراهان غربي وي كه از اعمال فشار و ارعاب بر سر پرونده اتمي ايران راه به جايي نبرده بودند، با داغ شدن تنور انتخابات در ايران، فرصت را براي اعمال قدرت در ايران مناسب ديدند اما اين بار گزينه آنها تضعيف نظام نبود بلكه گزينه براندازي و تغيير حاكميت را در كارتابل خود قرار داده بودند. از اين رو با بسيج كردن تمامي امكانات خود شرايطي را در كشور به وجود آوردند كه با تأسي از انقلابات رنگي كشورهاي اروپاي شرقي، حكومت مورد علاقه خود را بر سر كار بياورند اما با اجراي تمامي برنامهريزيهاي خود و آنچه كه همگان به خوبي از آن اطلاع دارند، بازهم نتوانستند توفيقي در اين امر حاصل كنند و اين پروژه نيز همانند پروژه فشار بر سر پرونده هستهاي ناكام ماند. آنچه در اين بين بسيار حائز اهميت است، توقف فشارها و تبليغات سوء عليه پرونده اتمي ايران در ايام انتخابات و دوران وقايع پس از آن بود. به گونهاي كه ناظران همگي به صورت متفقالقول از تمركز نيروي آمريكاييها و ظرفيتهاي رسانهاي آنها بر سر اغتشاشات اخير سخن به ميان ميآوردند. سكوتي كه با بررسي جنجالهاي گذشته اين دولت بر سر موضوع اتمي بسيار مشكوك به نظر ميرسيد. اعتراف آمريكاييها به قدرت نرم ايرانمايكل آيزنشتات در مقالهاش با طرح اين سوال كه آيا ميتوان با استفاده از عملياتهاي اطلاعاتي انقلاب به راه انداخت و يا در جنگها پيروز شد، به قدرت نرم ايران در برخورد با موقعيتهاي حساس اشاره ميكند و مينويسد: ايران با استناد به سابقه تاريخي خودش معتقد است كه عملياتهاي روانشناختي و تبليغات از اهميتي كليدي در جنبشهاي انقلابي و جنگها برخوردار هستند. در ايران زمان شاه، پخش گسترده نوار سخنرانيهاي آيتالله روحالله خميني به موفقيت انقلاب و شناخته شدن وي به عنوان رهبر آن كمك زيادي رساند. در آن زمان تبليغات ماهرانهاي براي فرار سربازان از ارتش شاه و ارعاب بسياري از آنهايي كه به نظم قديمي وفادار مانده بودند، انجام ميگرفت. در جنگ چريكي بلندمدت حزبالله عليه اسرائيل در جنوب لبنان (2000-1982)، اين گروه نيز يكسري عملياتهاي روانشناختي انجام داد كه در تحليل حمايت داخلي اسرائيليها از اشغال جنوب لبنان بسيار حائز اهميت بود و بالاخره باعث عقبنشيني ارتش اسرائيل در مي2000 شد. بنابراين ناديده گرفتن تبليغات ايران ميتواند اشتباه بزرگي باشد. واشنگتن بايد اين تلاشها را جدي بگيرد، آنها را در محاسبات خود ملحوظ دارد و نقاط آسيبپذيري ايران و همچنين برتريهاي بارز آمريكا را در اين حوزه كشف كند. از اين رو به عنوان يكي از مشاوران امنيتي دولت آمريكا به سردمداران اين كشور توصيه ميكند كه ارتباط خود با مردم ايران را بيش از پيش افزايش دهند و سپس مينويسد: توجه به اين مسائل دولت آمريكا بايد تمام توان خود را به كار گيرد تا با مردم ايران ارتباط برقرار كرده و مطمئن شود كه آنها به اخبار مورد نظر آمريكا سر وقت و دقيق دست مييابند. به منظور برطرف شدن اين مسأله واشنگتن بايد به مقامات رسمي ابلاغ كند كه علاوه بر راديو فردا و صداي آمريكا به طور مداوم با ديگر شبكهها براي مثال بيبيسي فارسي و وببلاگهاي فارسي كه نزد عامه ايرانيان از محبوبيت برخوردارند، مصاحبه كنند. آنها همچنين بايد با ايستگاههاي عربزبان كه براي مخاطبين در معرض تبليغات ايران برنامه پخش ميكنند، نيز مصاحبه انجام دهند. وي سپس در توصيهاي آشكار به خطاب به مقامات آمريكايي مينويسد: دولت اوباما بايد بداند كه بهره بردن از ناآراميهاي داخلي ايران و ديگر نقاط ضعف ايران نه تنها هم رديف با تلاشهاي صورت گرفته در مورد برنامههاي هستهاي ايران هستند بلكه شايد عامل مهمي در موفقيت اين تلاشها به شمار روند. هجوم در دو جبههبا نگاهي به تمامي اين توضيحات و همچنين وقايعي كه در طول چند ماه اخير بر سر پرونده فعاليتهاي صلح آميز هستهاي كشورمان(گزارش آمانو) گذشته و همچنين تحركات فرقه سبز ميتوان اينگونه دريافت كه دولتمردان آمريكا اين دو گزينه را به عنوان آلترناتيو يكديگر براي فشار عليه جمهوري اسلامي به كار بستهاند و هرگاه از طرف هريك از اين گزينهها دچار ضعف و يأس شوند با تقويت گزينه ديگر اين فشارها را تقويت ميكنند و حتي ممكن است در آينده نزديك با استفاده از هر دو اهرم فشار تلاش خود براي به زانو در آوردن نظام جمهوري اسلامي را شدت ببخشند. بنابراين در نظر گيري فشارهاي بينالمللي بر سر پرونده اتمي و همچنين فشارهاي همزمان داخلي از طريق ايجاد ناآراميهاي گسترده كه احتمال آن نيز ميرود بايد به عنوان موضوعي مهم مورد بررسي مديران نظام قرار بگيرد و گزينههاي مقابله در اين خصوص نيز تبيين شود.