
«شما در اكثر نامهها و صحبتها و موضعگيريهايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. بهقدري مطالبي كه ميگفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايدهاي براي جواب به آنها نميديدم. مثلاً در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و ميبينيد كه چه خدمت ارزندهاي به استكبار كردهايد». جملات فوق بخشي از نامه معروف حضرت امام خميني(ره) به آيتالله منتظري در عزل ايشان از قائم?مقام?رهبري به تاريخ ششم فروردين سال 68 است. جملاتي كه به فرمايش خود حضرت «با دلي پرخون و قلبي شكسته» نگاشته شده است. آن روزي كه مجلس خبرگان وقت، «مجاهد نستوه» و «فقيه عاليقدر» را به جانشيني امام(ره) براي ادامه هدايت انقلاب پس از رحلت ايشان برگزيد چه كسي باور ميكرد روزي با اين ادبيات وي از اين سمت خلع يد شود.
تغيير تدريجي مواضعآيا اين مجاهد انقلاب و فقيه برجسته از روز اول در خدمت جريانهاي ليبرال و نفاق قرار داشت يا اينكه اين لغزش به تدريج در مواضع وي ايجاد شد؟ مگر وي همان شخصي نيست كه پس از حضرت امام(ره)، جامعترين بحثها درباره جايگاه ولايت فقيه را تبيين كرده بود پس چگونه شد كه به قول حضرت امام(ره) مواضع وي به صورت «خدمت ارزنده به استكبار» درآمد. البته بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي در همان نامه علت اين امر را بيان ميكنند و «سادهلوحي»، «تحريك سريع» را دو پارامتر براي عدم صلاحيت ايشان جهت دخالت در امور سياسي برميشمرند.
موضعگيري براساس شايعاتقريب 20سال از آن رويداد تلخ در حوادث پس از انتخابات، به يكباره مهدي كروبي مدعي تجاوز به اغتشاشگران بازداشت شده در كهريزك ميشود و طي يك بيانيه جنجالي كه با استقبال شديد رسانههاي غرب و ضدانقلاب مواجه ميشود به كل نظام بدينخاطر ميتازد. موضعي كه استناد خود را برخي شايعات و شنيدهها اعلام ميدارد. با اينكه طي چندماه گذشته از كانالهاي مختلف همانند هيأت تحقيق و تفحص مجلس و قوه قضائيه اين امر شديداً تكذيب شد و وي مجبور ميشود از موضع قبلي خود كوتاه بيايد و سخن خود را شايعات شنيده شده عنوان كند. اما اين موضع احساسي و دروغين براي نظام هزينهزا ميگردد و حتي اخيراً در گزارش رسمي وزارت امور خارجه آمريكا درباره وضعيت حقوق بشر در سال 2009، موضوع كاملاً كذب «تجاوز جنسي» آقاي كروبي به عنوان يكي از اتهامات ايران رسماً
درج شده است.
تمجيد رجوي و بيوه شاه از كروبي و موسويطي چندماه گذشته مواضع سران فتنه خصوصاً اين دو كانديداي شكست خورده با استقبال تمامي معارضان نظام مواجه شده است، به گونهاي كه روز پنجشنبه بيستم اسفندماه فرح پهلوي، همسر شاه مخلوع كه حاضر نشد حتي يك فرد اين نظام را تأييد كند، آقايان كروبي و موسوي را «بسيار شجاع» خطاب ميكند.همچنين مسعود رجوي، سركرده گروهك منافقين كه لفظ «محارب» دقيقاً بر او و همراهانش صدق ميكند و براي براندازي نظام از هيچ جنايتي فروگذار نكرده و طي 30 سال گذشته هميشه مسؤولان و شخصيتهاي نظام و از جمله حضرت امام خميني(ره) را با بدترين ادبيات سخيفانه ممكن مورد هجمه قرار ميدهد، از مواضع اين دو فرد خصوصاً موسوي استقبال كرد و در لبيكگويي به دعوت ميرحسين براي ادامه اغتشاشات رتبه اول را به خود اختصاص داده است. بدون اينكه شاهد كمترين موضع منفي درباره رجوي از سوي اين دو همراه سابق
امام باشيم.
هرگاه ديديد دشمن از شما تعريف كرد...حال سؤال اينجاست حتي اگر ادعاهاي آقايان كروبي، ميرحسين و ساير افرادي كه در فتنه اخير نقش داشتهاند درست باشد و صحت آن مورد تأييد قرار گيرد آيا خبر ندارند كه مواضع آنان چگونه با هوراي دشمنان خوني انقلاب و امام مواجه شده است؟ آيا كساني كه تا ديروز همه راههاي ممكن براي سقوط نظام اسلامي را ترسيم ميكردند و اكنون در حمايت از ايندو شخصيت سابق نظام موضع گرفتهاند، به يكباره توبه نصوح كرده و متنبه شدهاند و اكنون در صف مدافعان نهضت خميني قرار گرفتهاند يا اين سادهلوحي و غرضورزي عدهاي بيبصيرت است كه زبان آنان را امروزه دراز كرده است. آناني كه مدام از راه و انديشه امام مايه ميگذارند و خود را پيرو ايشان برميشمرند آيا اطلاع ندارند كه امام يك معيار براي تشخيص راه درست از غلط معين كردند و آن اينكه «هرگاه ديديد دشمن از شما تعريف ميكند، روز عزاي شماست» اين شخصيتها ميتوانند ادعا كنند كه از مواضع اخيرشان دشمنان خوشحال نشده و براي آنان سوت و كف نزدهاند؟
انتساب به امام(ره) مصونيت نميآوردسران فتنه طي چندماه پس از انتخابات و حتي قبل از آن، مسؤوليت داشتن در زمان امام و مبارزه در راه انقلاب (البته يكي از آنان) را ابزاري براي مصونيت بخشي خود قرار دادهاند و در پشت نقاب انتساب به امام، مواضع دشمن شادكن خود را مشروع جلوه ميدهند، اما در بازنگري انديشه و راه امام خميني متوجه ميشويم كه ايشان حتي انتساب خوني به خود را براي ابراز موضعي كه از آن سوءاستفاده شود نميپذيرفت موضوعي كه در مورد سيدحسين خميني، نوه ارشد ايشان شاهد بوديم و با يك موضع غلط، حضرت امام(ره) وي را از دخالت در امور سياسي منع كرد. آيا اين آقايان ميتوانند ادعا كنند كه داراي جايگاه علمي، سياسي، فقاهتي و مبارزاتي آيتالله منتظري در نظام اسلامي هستند؟ درحالي كه حضرت امام با آن نامه تاريخي ايشان را براي هميشه از نه تنها رهبري نظام كه از نقشآفريني در آن نيز برحذر داشت. اي كاش يكبار هم شده اين آقايان با خود خلوت ميكردند و ميديدند كه اكنون در كدام جبهه قرار گرفتهاند، در جبهه امام يا جبهه...