ثبات مدیریت به شرطها و شروطها مهرداد ابوالقاسمی از زمان حضور حسین پارسایی بر مسند مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی بیش از چهار سال میگذرد و هماینک وی برای چهار سال دیگر در این سمت ابقا شده است.با ابقای وی به نظر میرسد وزارت ارشاد، سیاست ثبات مدیریتی را در این عرصه پیش گرفته است، یکی از اساسیترین نیازهای مدیران فرهنگی به خصوص در عرصه چالش برانگیزی چون تئاتر، ثبات مدیریتی است که تا پیش از این، چنین مسألهای کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.پارسایی دراین مدت چهار ساله تلاش کرد تا با برنامهریزی بلند مدت عمل کند و انتقادات را مورد توجه قرار دهد. ثبات مدیریتی تنها در صورتی نتیجه بخش خواهد بود که مدیر با برنامه عمل کند و در روند حرکتیاش انتقادات را مورد توجه قرار دهد و مشکلات و کاستیها را برطرف کند تا نتیجه ثبات مدیریتی مطلوب واقع شود، ولی اصرار بر اشتباهات و بیتوجهی به مشکلات و فرار از انتقادات از اثر وجود ثبات مدیریتی، فقط تأثیر سوء خواهد داشت و از دست دادن زمان را در پی خواهد آورد. آنطور که پیداست یکی از شروط اساسی در موضوع ابقای پارسایی ایجاد تغییرات در سطح مدیران این اداره است.از زمان حضور پارسایی در اداره کل هنرهای نمایشی، اشخاصی چون؛ حسین مسافر آستانه، محمد حیدری، حسین راضی و محمد خزاعی همیشه علاوه بر مدیریت بخشهای مختلف این اداره، در تمام رویدادهای تئاتری اعم از جشنوارهها، مراسمها، آیینها و ... عهدهدار مسؤولیتهای مختلف بودهاند و این اسامی در طول این چهار سال به طور مداوم در سمتهای مختلف در یک روند تسلسلوار در حال تکرار بوده است.در همین مدت، انتقادات زیادی به عملکرد مدیران تئاتری از سوی هنرمندان و خبرنگاران وارد بود که هیچگاه این مسأله از سوی آنان مورد توجه قرار نگرفت و تلاش برای برطرف کردن مسائل و مشکلات مطرح شده صورت نگرفت تا ثبات مدیریتی در این عرصه نتیجه مطلوب را در پی نداشته باشد.در حالی که در این فرصت چهار ساله که به این مدیران اعطا شد و در صورتی که این عده با برنامهریزی عمل میکردند و به رفع رجوع مشکلات و کاستیها میپرداختند و انتقادات را هم بررسی میکردند، با توجه به فرصت زیادی که در اختیار داشتند، میتوانستند تأثیرگذاری بالایی در روند توسعه و رشد تئاتر کشور داشته باشند.با این وجود گویا رویکرد جدید ارشاد کاملاً مبتنی بر یک آسیب شناسی کامل و جامع صورت گرفته است و تغییرات در سطوح مدیران اداره کل هنرهای نمایشی در پی همین رویکرد ثبات مدیریتی است، اما نه به این معنا که مدیران در طول مدتی که فرصت در اختیارشان قرار میگیرد فقط متکی بر سلایق شخصی برنامهریزی و مدیریت کنند.