
روز چهارشنبه گذشته حمید معصومینژاد خبرنگار واحد مرکزی خبر در کشور ایتالیا با اتهامهای واهی دستگیر شد. اینکه یک خبرنگار باسابقه ایرانی که 15سال از عمر حرفهایاش را بدون کمترین خطایی در ایتالیا گذرانده، در این برهه و با ادله بسیار مضحک دستگیر میشود از چند بُعد قابل بررسی است.1ـ انحراف افکار جهانیان
فضای التهاب پس از انتخابات فرصت مناسبی برای آمریکا، انگلیس، فرانسه، ایتالیا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای دیگر ایجاد کرده بود تا پردهای فرو افتد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب «نقابها کنار رود» و ادبیات دیپلماسی جای خود را به دشمنی علنی و حمایت آشکار از براندازان نظام بدهد. اما هرچه این فتنه جلو رفت عمق آن کم و کمتر شد و همچون درختان پاییزی، برگوبار آن ریخت و جسمی نحیف و لاغر از آن باقی ماند که در دو حماسه ماندگار 9دی و سپس 22بهمن عملاً این فتنه به حاشیه رانده شد و هویتی از آن باقی نماند.
از طرفی شاهکار اطلاعاتی ایران در دستگیری سرکرده گروهک تروریستی ریگی از یکسو افکار جهانی را متوجه قدرت نظام اسلامی کرد و ثابت کرد که این فتنهها حتی قدرت یک نسیم را ندارند که برگهای درخت انقلاب را تکان دهند تا چه رسد به اینکه ضربهای به آن وارد سازند و از طرفی متوجه عوامفریبی استکبار جهانی به رهبری آمریکا در مبارزه با تروریسم کرد، زیرا افکار عمومی از خود میپرسد ایران که به ادعای قدرتهای بزرگ یک کشور در حال توسعه است چگونه میتواند در زیر ذرهبین سیستمهای جاسوسی چند کشور بزرگ، یک مخالف خود را آنهم در خارج از کشور ردیابی کند و سپس در کمترین زمان ممکن آن را زنده دستگیر سازد امّا این قدرتها پس از 9سال مبارزه دروغین با امثال طالبان و بنلادن قدرت دستگیری و یا حتی کشتن او را ندارند. بنابراین اولین هدف این سناریو منحرف ساختن افکار عمومی از این مسأله اصلی و هدایت آنان به مسائل حاشیهای برای فراموشی اصل قضیه است.2ـ خوشخدمتی برلوسکونی به اسراییل
برلوسکونی نخستوزیر بسیار اخلاقمدار(!) ایتالیا ماه گذشته طی بازدیدی که از سرزمینهای اشغالی داشت در پاسخ به درخواستهای مسؤولان این رژیم اشغالگر دو قول به آنان داد؛ یکی اینکه تمام تلاش خود را به کار گیرد تا این رژیم جعلی به عضویت اتحادیه اروپا درآید و دوم اینکه فشار بر ایران را افزایش دهد. از این خبر میتوان نتیجه گرفت که جنجالسازی اخیر رم در دستگیری خبرنگار ایرانی را باید اولین پازل سناریوی تدوین شده توسط دولت ایتالیا برای تحقق وعدههای نخستوزیر خود به سران اسراییل شمرد. 3- اتهامهای مضحک
اگر از انگیرههای سیاسی این اقدام دولت ایتالیا که به سفارش آمریکا و اسراییل آن را انجام داد، بگذریم، عدم هوشمندی اطلاعاتی و سیاسی مسؤولان ایتالیا در پیدا کردن سوژه مناسب برای فشار به ایران است. آنان روی فردی دست گذاشتهاند که طی 15 سال کار حرفهای در این کشور، خبرنگاری خوشنام در میان اصحاب رسانه این کشور است و حتی یک مورد سوء هم در این کشور ندارد. اتهامهایی که به معصومینژاد وارد شده جالب است؛ ارسال قیر به ایران، ارتباط با دهها ایتالیایی، توصیه به خبرنگاران ایتالیا مبنی بر اینکه درباره انتخابات ایران واقعنگر باشند، قاچاق سلاح که چهار اتهام فوق هر یک از دیگری مضحکتر است. شخصی در ایمیلی به معصومینژاد مینویسد که میخواهم به ایران قیر صادر کنم و از او خواستار راهنمایی شده است و وی در پاسخ میگوید اگر بحث اقتصادی است با بخش اقتصادی سفارت ایران تماس بگیرید. پلیس ایتالیا استفاده از کلمه قیر را مشکوک دانسته و عنوان کرده است که احتمالاً این کلمه در جهت خاصی استفاده شده است. 4- همنوایی با مدیرکل آژانس اتمی
پس از گزارش اخیر مدیرکل جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی که حتی گزارشهای دو پهلوی البرادعی را برنتابیده و یک گزارش کاملاً سفارشی با خواست مسؤولان سیا و موساد برای جنجالسازی جدید علیه ایران تهیه کرده بود این اقدام یک دولت غربی در بازداشت خبرنگار ایرانی را باید فاز دیگر این پروژه فشار به ایران دانست تا راه برای متقاعدسازی اعضای شورای حکام و شورای امنیت سازمان ملل جهت تحریم بیشتر ایران تسهیل گردد. پس از بیانیه جدید اعضای جنبش عدم تعهد شورای حکام علیه گزارش مدیر کل آژانس و حمایت آنان از فعالیتهای صلح آمیز هستهای ایران که غرب را به کما برده و دست و بال آنان را بسته بود، این سناریو به دنبال راهی جدید در شکستن این بن بست و ادامه مسیرحرکتی آنان برای فشار به ایران است. 5- زهر چشم گرفتن از دیپلماسی فعال ایران
دیدار رئیسجمهور کشورمان از سوریه، اعلام مواضع و توافق نامههای بین این دو کشور و از سویی حضور ده گروه مقاومت فلسطینی در تهران برای چارهاندیشی درباره آینده مقاومت و تبیین راهبردهای آنان موفقیتهایی بود که از چشم غربیها و کشورهای منطقه خصوصاً عربستان که سرمایهگذاری کلانی کرده که خاورمیانه عربی با محوریت خود را تشکیل دهد، دور نماند. چرا که با این دو دیپلماسی فعال عملاً نقش دیپلماسی ایران که تا حدودی پس از انتخابات مورد تردید واقع شده بود، نه تنها ترمیم شده بلکه تقویت شده و از سوی دیگر شکستهای پی در پی وزیر خارجه آمریکا در دوره گردیهای خاورمیانهای و آمریکای جنوبی خود که افتضاح جدیدی در سیاست خارجی این کشور بود همگی عاملی شد که این سناریو طراحی شود تا از سویی این موفقیت و آن شکست مورد اغفال رسانهها و افکار عمومی جهان قرار گیرد.