
لیلا یارخدا
باز آخر سال آمد و دردسرهاى پایان سال با رسم و رسومات خود آغاز شد. یکی از این رسم های بسیار خوب مخصوصاً برای خانمها، نوکردن و خریدکردن است که شور و شعف خاصى به همراه مىآورد. خرید لوازم و پوشاک عید در بین مردم یک سنت به شمار مىآید و همه ساله خرید شب عید، لطف خاص خود را دارد. اما در این میان امان از قیمتها که دراین روزهاى شلوغ باعث شگفتى و تعجب مىشود! در تمام گوشه و کنار شهرمىتوان اختلاف قیمت را به وضوح دید؛ مغازه به مغازه و فروشگاه به فروشگاه قیمتها از نوسان رنج میبرد! از این مغازه تا مغازه بغلی، قیمتها فرق دارد.
یکى از نوع جنس و مرغوبیت تعریف و تمجید مىکند تا بتواند قیمت بالا را براى مشترى توجیه کند و دیگرى از وجدان بیدار و انصاف سخن مىگوید و بالا بردن قیمت را گناه وحرام مىداند! چگونه قضاوت کنیم! خریداران امروز چشمشان به جاى عقل قضاوت مىکند. اجناس ارزان و گران را مقایسه مىکنند و هیچ تفاوتى نمىبینند. پس خوب و بد چگونه تعیین مىشود؟ بعضیها عقیده دارند که این جنس با جنس خیابان بالاى شهر فرقی ندارد؛ فقط ویترینهاى آنها پرزرق و برق تر است واگر قیمت را بالا مىبرند براى آن است که باید اجاره و بهاى ملک خود را از کنار اجناس مغازه در بیاورند! بعضى مواقع شاهد چانه زدن افراد هم مىشویم که بر روى قیمت یک کالا تا حد زیادی اثر مىگذارند ؛ در حالى که افراد مظلوم و خجالتی، همان نرخ گران و بالا را بدون هیچ اعتراضى پرداخت مىکنند. آیا درست است که قیمت یک جنس توازن نداشته و تا این حد، پایین و بالا شود! نهادهای نظارتی دولت کجای ماجرا هستند؟ چرا نظارتی بر قیمتها مشاهده و احساس نمیشود؟! در حالى که هدف همه یک چیز است، آن هم خرید! این انصاف نیست که لذت خرید و لذت خرید اجناس بهتر و مرغوبتر فقط براى بعضى اشخاص باشد. اگر واقعاً فقط کمى به شادى دیگران نیز اهمیت بدهیم همه مىتوانند سال جدید را با نگرانى و تشویش کمتری شروع کنند و این رسم زیبا و لذتبخش همچنان ادامه یابد. در آخر باید به فروشندگان هموطن گفت که شما فروشنده عزیز، فقط یک فروشنده نیستید بلکه شما هم مجبورید براى خود وخانواده خرید کنید، پس براى مشتری هاى خود انصاف داشته باشید تا دیگران نیز براى شما انصاف داشته باشند.