
کبری آسوپار - جلوی سن، پر شده از شمعهای استوانهای با رنگهای مختلف که ردیف انتهاییشان میرسد به پرچم زرد رنگ حزبالله لبنان. پرچمی که به لطف دلاوری مردانش، حتی حالا هم که از سر تزئینات به بلندای آسمان در اهتزاز نیست، اقتدارش را حفظ کرده است. اصلش آن رنگ زرد و آن نشان حزبالله لبنان، سالهاست در ذهن مردم شهر مظلوم و حقبین نمادی غیررسمی از اقتدار و صلابت و افتخار شده است و البته به موازات آن، ترس را در دل دشمنانش زنده میکند. در فضای بالای پرچم، پنجرهای است که از میانهاش، یک تندیس حاج عماد، دست به سینه ایستاده و گویی صلابتش را به رخ میکشد؛ نه حاج عماد مغنیه که این صلابت، خودش به رخ میکشد خودش را!
در سالن سیدالشهدای میدان هفتتیر نشستهایم و چشم دوختهایم به تصویر شهید عماد مغنیه بر پرده سفید روی سن که دو طرفش دو قاب چوبی است با شمعهایی روشن بر روی ضلع پایین قاب. فضای زیبای سن را در حالی از دیده میگذرانم که آیههای جهادی از قرآن کریم، در حال قرائت است. پیش از این هم سرود ملی جمهوری اسلامی پخش شده و مراسم دومین سالگرد شهادت معاون جهادی حزبالله لبنان، سردار حاج عماد فائز مغنیه، رسماً آغاز شده است.
اجرای خوب مجری، همه را جذب میکند؛ اول از امام زمان(عج) میگوید تا لشکر اسلام و تا برسد به عماد مغنیه؛ عمادی که مادرش میگوید: عماد من، هدیه من بود به حزبالله لبنان... و دخترش چنین توصیفش میکند: پدرم اسوه بود، نه پدرم، بلکه استاد من بود. مجری از عماد مغنیه میگوید: از اینکه او را «شبح ناپیدا» مینامیدند که 26 سال تمام سرویسهای اطلاعاتی دنیا، در پیاش بودند، از عمادالمقاومه؛ ستون مقاومت. مجری از پسری 12 ساله میگوید که در روز تشییع پیکر عماد مغنیه او را چنین توصیف میکند:«برای ما پدری بود، پدری که به نام حاج رضوان میشناختیمش نه عماد مغنیه.» وجب وجب خاک جنوب لبنان قدمهای شیرمرد حزبالله را حس کرده، مردی که گرچه با نام خودش ظاهر نمیشد، اما همه جا حاضر بود...
کلیپی از اجرای یک سرود در لبنان پخش میشود، با تصاویری از حضور عماد مغنیه در صحنههای نبرد جنگ سی و سه روزه. بغضی که از اول مراسم در سینه جا خوش کرده بود، میشکند و جاری میشود. به ترور حاج عماد مغنیه که فکر میکنم، زبونی دشمن بیشتر جلوی چشمم مجسم میشود؛ عماد در صحنههای جنگ مستقیم با دشمن حضور داشته، اما چون دستشان از رسیدن به او کوتاه مانده بود، مثل همیشه دست به ترور زدند. جنگ جوانمردانه، فقط برای مردهاست!
اولین سخنران نماینده فرهنگی حزبالله در ایران است؛ متن صحبتهایش را با لهجه غلیظ عربی بخوانید تا دریابید چرا این جملهبندیها کمی نامعلوم به ذهن میرسد:
نماینده فرهنگی حزبالله لبنان در ایران، اول از برگزاری مراسم تشکر میکند و بعد با بیان این جمله که عماد بحق، سرباز حاضر غائب امام زمان بود، گفت: عماد از رزمندگان راه حق بود، کسانی که وقتی به آنها گفته میشود همه دنیا جمع شدهاند تا شما را بکشند، میایستند، مقاومت میکنند و میگویند حسبناالله و نعمالوکیل. اینها چون ایمان و توکل حقیقی داشتند، از هیچکس نمیترسیدند.
نماینده فرهنگی حزبالله لبنان در تهران سپس در بیان ویژگیهای شخصیتی حاج عماد، یکی از ویژگیهای او را عدم خوف دانست و تأکید کرد: او کسی بود که هیچ وقت ترس به دلش ننشست. وی افزود: او هیچ وقت از دشمن هراسی نداشت و همیشه در خط مقدم جنگ بود. کسی که دشمن را کامل میشناخت ولی دشمن شناختی از او نداشت. او در خط مقدم بود ولی دشمن کور بود و او را نمیدید! وی ویژگی دیگر حاج عماد را ولایی بودن او دانست و افزود: اگر بخواهیم بحث فرهنگی و اعتقادی بکنیم، میگوییم باید از ولی امر پیروی کنیم؛ اما حاج عماد نه فقط تفکر داشت بلکه مصداق فرمایش حضرت امیر بود که در مضمونی از ایشان هست که پیامبر را پیروی میکردند. همچون بچه شتری که پایش را دقیقاً همان جای پای مادرش میگذارد.
نماینده فرهنگی حزبالله در توضیح این بخش افزود: برای حاج عماد نیاز نبود که رهبرش حرف بزند، میل رهبرش برای حاج عماد فرمان بود. مثلاً اگر آقای سیدحسن نصرالله میگفت: هیچ زندانیای در زندانهای اسراییل باقی نخواهد ماند، انشاءالله، حاج عماد، این را یک فرمان تلقی میکرد و در واقعیت هم زندانی لبنانیای در زندانهای اسراییل باقی نماند. وی ویژگی دیگر حاج عماد را شخصیت جامع و باسواد و مدیر و مدبر او دانست و تصریح کرد: او توانست با این شخصیت صدها حاج عماد مثل خودش را درست کند. نماینده فرهنگی حزبالله، کوشایی در عبادت و نماز اول وقت را از دیگر ویژگیهای حاج عماد دانست و افزود: شهید مغنیه همچنین از یتیمان و فقیران دلجویی میکرد، با آنها غذا میخورد و اینها تازه رفتار او با عامه مردم بود، چه رسد به چگونگی رفتارش با اعضای حزبالله لبنان که اغلب هم نمیدانستند او عماد مغنیه هست! و البته به همین اندازه هم در برخورد با دشمن سختگیر بود. وی پرکاری و نیز روزه بودن در ایام جنگ سی و سه روزه را از دیگر ویژگیهای حاج عماد برشمرد.
سخنران دیگر مراسم حاج سعید قاسمی است که در همان ابتدای صحبتهایش حاج عماد مغنیه را شیرمرد جبهه نهضت جهانی اسلام مینامد و ادامه میدهد: صحبت کردن درمورد مردان بزرگ همیشه سخت است، بهخصوص حاج عماد که در سالهای گذشته، القاب زیادی را راجع به او اسم بردند؛ روباه مقاومت، مرد هزار چهره، مرد سایهها.
در هر حال او یک انسان بینظیر بود که ویژگیهایی را میشود برای او در نظر گرفت. سعید قاسمی در بیان این ویژگیها بیان کرد: بیقراری و سختکوشی و خواب و خوراک نداشتن، از ویژگیهای این مرد بزرگ بود؛ کسی که هم خواب نداشت و هم خواب را از دشمن گرفته بود. برای همین چند روز بعد از شهادتش، موساد گفت: چند روز و چند شب هست که راحت میخوابیم! عماد مغنیه آدمی بود خستگیناپذیر.
وی در ادامه در بیان ویژگیهای دیگر شهید مغنیه گفت: او به زبانهای مختلف (انگلیسی، فرانسه، فارسی و عربی) مسلط بود. یعنی دقیقاً همین نقطه ضعف ما؛ میخواهیم وارد جبهه جهانی اسلامی بشویم ولی وقتی چند عرب میآیند قم و مشهد و میخواهیم یک تبلیغی بکنیم، بلد نیستیم عربی حرف بزنیم!
سعید قاسمی در بیان نبوغ و هوش شهید مغنیه، گفت: عماد اگر وارد ساحت جهادی نمیشد و بعد از قبولی در دانشگاه، درس را ادامه میداد، در رشته خودش نابغهای میشد، ولی وارد ساحت نظامی شد و البته خوش درخشید.