کد خبر: 208885
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۰:۳۹
بررسي آثار تاريخي ديروز و امروز سينماي ايران در گفت‌وگوي «جوان» با تينا پاكروان
تاريخ ايران با فراز و نشيب‌هاي فراواني دست و پنجه نرم كرده است. به دليل بي‌كفايتي سردمداران و پادشاهان، مدام دستخوش حوادث و اتفاقات گوناگوني بوده است.
مشاركت زنان در امور سياسي كشور با تفكرات سياسي صحيح يا غلط در برهه‌هاي زماني مختلف يكي ديگر از عوامل حوادث بوده است.
تصميم غلط و نيرنگ يكي از همين زنان درباري (مادر ناصرالدين شاه) شهادت ميرزامحمد تقي فراهاني(اميركبير) را رقم زد و دربار پادشاه ايران را دچار تغييرات منفي و تزلزل كرد. در رابطه با حضور زنان در تاريخ ايران با تينا پاكروان، ايفاگر نقش «امينه» در مجموعه تلويزيوني سال‌هاي مشروطه كه هفته گذشته به پايان رسيد گفت‌وگويي را ترتيب داده‌ايم.تاجايي كه اطلاع دارم شما قبلاً روزنامه نگار بوديد و با مطبوعات فعاليتتان را آغاز نموديد.بله، من در سن 15 سالگي نقد يك فيلم را نوشتم و براي مجله گزارش فيلم ارسال كردم. آن نقد مورد توجه آنها قرار گرفت و از من دعوت به همكاري نمودند. مدتي آنجا فعاليت كردم و بعد از آن در ابرار سينما. هفته‌نامه‌اي نيز آن زمان چاپ مي‌شد به نام هفته نامه فكور و مجله‌اي با نام «صدا، دوربين، حركت» كه مطالبي را در رابطه با انيميشن ترجمه مي‌كرد به اضافه چند نشريه ديگر. در بعضي از شماره‌هاي نقش آفرينان نيز مطالبي را مي‌نويسم ولي همكاري مستقيم با آنها ندارم. چون فرصت ندارم وگرنه به نوشتن علاقه زيادي دارم.چطور شد كه به سمت سينما رفتيد و تحصيلات خود را در زمينه سينما در خارج از كشور ادامه داديد؟من از همان ابتدا به سينما و كارگرداني علاقه‌مند بودم، حتي زماني كه در مطبوعات فعاليت مي‌كردم نيز همين هدف را داشتم. به همين خاطر رشته تحصيلي‌ام را كارگرداني انتخاب كردم. ليسانس كارگرداني را از دانشگاه هنر اخذ نمودم و براي ادامه به خارج از كشور رفتم. حدود دو سال تعداد واحدهايي را كه فكر مي‌كردم به لحاظ توليد، برنامه‌ريزي‌، كارگرداني، بازيگري و غيره مناسب است را گذراندم و سپس به ايران برگشتم.و وقتي به ايران بازگشتيد فعاليت خودتان را در زمينه برنامه‌ريزي و مدير توليد آغاز نموديد؟خير، من از زماني كه وارد دانشكده سينما و تئاتر شدم فعاليت سينمايي‌ام را آغاز كردم. دانشجوي ترم اول بودم كه به عنوان منشي صحنه، فيلم جنگي «ياس‌هاي وحشي» كار را شروع كردم.ضمن اينكه در 2 سريال به نام‌هاي راز سكوت و تعطيلات نوروزي به عنوان برنامه‌ريز و جانشين توليد كار كردم. اين كارها، همه در دوران تحصيل من رخ داد. زماني كه درسم به اتمام رسيد فيلم كوتاه «رويا» را كه در واقع پايان نامه بنده محسوب مي‌شد را ساختم. بعد از آن بود كه براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفتم.پس از بازگشت در مجموعه «كلاه پهلوي» با سمت دستيار كارگردان و برنامه‌ريز در كنار آقاي دُري كار خود را آغاز نمودم.پس از كلاه پهلوي در فيلم «من و دبورا»كه البته در ابتدا «عشق ممنوع» ناميده شد باز هم در كنار آقاي دري برنامه‌ريزي و طراح گريم و دستيار كارگردان را به عهده داشتم و سپس مدير توليد فيلم «سنتوري» آقاي داريوش مهرجويي را عهده‌دار شدم.در فيلم «صحنه جرم، ورود ممنوع» نيز سمت مدير توليد را داشتم. گرچه توليد اين فيلم از نيمه‌‌هاي آن به ما سپرده شد و بعد از آن هم، توليد و برنامه‌ريزي «وقتي همه خوابيم» بهرام بيضايي را انجام دادم و سپس مدير توليد فيلم «اخراجي‌ها 2» شدم. در «خواستگار محترم» و «يه اشتباه كوچولو» برنامه‌ريز و در «دل شكسته» و «تله فيلم» مهر هفتم نيز انتخاب بازيگر را به عهده داشتم.به جز «رويا» دو فيلم كوتاه ديگر به نام‌هاي «آكتور آكتور» و «گره» كه سال گذشته به اتمام رسيد را هم ساختم. البته فيلم «آكتور‌آكتور» مربوط به زماني است كه در خارج از كشور حضور داشتم و آخرين كارم هم مجموعه تاريخي «سال‌هاي مشروطه» مي‌باشد.دليل انتخاب سال‌هاي مشروطه براي اولين حضور تصويري شما چه بوده؟ آيا جنبه تاريخي و فاخر بودن آن علت اصلي بوده يا چيز ديگري؟ببينيد من به عنوان مدير توليد از ابتدا درگير اين كار بودم و چون همزمان فيلمنامه نوشته مي‌شد شخصيت امينه در اين قصه مرا به خودش جذب كرد.درواقع دليل اصلي حضور تصويري من، همين شخصيت امينه بود. آنقدر اين نقش خوب بود كه با خود گفتم امكان تجربه اين كار را از دست ندهم. اما حالا اينكه چرا اين سريال و چرا يك كار تاريخي و حضور در يك سريال تلويزيوني، شايد به اين دليل كه شناخت زيادي از اين فيلمنامه، نقش و قابليت‌هاي آن داشتم. بنابر اين تصميم گرفتم كه اولين تجربه حضور تصويري‌ام در اين مجموعه و در كاراكتر امينه باشد.قبل از سال‌هاي مشروطه تصميم به انجام كار تصويري داشتيد؟بله از حدود 11 سال پيش چندين پيشنهاد بازيگري داشتم. شايد نقش‌ها را خيلي دوست نداشتم. ضمن اينكه دغدغه‌ام نيز بازيگري نبود. بنابر اين هيچ وقت قبول نكردم.اما شخصيت امينه آنقدر وسوسه برانگيز بود و چون قابليت محك زدن را نيز به من مي‌داد، به دليل اينكه از جواني امينه تا سن پيري درگير آن بودم و مي‌توانستم همه فراز و نشيب‌هاي يك زندگي را با ايفاي يك نقش تجربه كنم، آن را بازي كردم.شخصيت امينه در اين ماجراي تاريخي، تا چه حد حقيقي بوده و صحت داشته است؟ در تاريخ گذشته ايران نيز به همين پررنگي نشان داده شده كه در فيلم بود يا نه؟روي شخصيت امينه پرداخت صورت گرفته تا به اينجا رسيده است. شخصيت امينه و اصلان در واقع درام قصه هستند و اصلاً در تاريخ حضور نداشتند. ولي در اكثر كارهاي تاريخي كه مي‌بينيم يك سري قصه‌هاي جانبي وجود دارد كه اين قصه‌‌ها نخ تسبيح آن واقعه تاريخي هستند.ما شاه‌ها و شخصيت‌هاي درباري را مي‌شناسيم. اما شخصيت‌‌هاي جانبي نيز وجود دارند كه ما آنها را نمي‌شناسيم و در آن دوره تاريخي زندگي مي‌كردند. در حقيقت امينه بخشي از تاريخ ثبت نشده‌اي است كه در اين قصه و در آن برهه زماني وجود داشته.مثل خيلي از زن‌هاي ناصرالدين شاه، كه هيچ نامي از آنها در تاريخ نيست.پس احتمال اينكه چنين شخصي در تاريخ بوده، وجود دارد. اما ثبت نشده! درست است؟چنين شخصيتي با اين فراز و نشيب‌ها قطعاً نبوده است. اما مي‌توان حدس زد كه به فرض مثال يكي از زنان ناصرالدين شاه در دربار او، آشپز بوده و به مرور زمان رشد نموده است. به هر حال در ميان چهار صد و اندي زن، مي‌توان همه نوع انساني را يافت! (مي‌خندد)من عكسي از زنان ناصرالدين شاه ديدم. با توجه به اينكه زن‌هاي نسل‌هاي پيشين ايران اكثراً درشت اندام و داراي قد كوتاه بوده‌اند، اما در اين مجموعه اكثر زنان وي چهره‌هاي خاص داشتند و زيبارو بودند!ما سازندگان فيلم، اگر بخواهيم از جذابيت‌هاي بصري و زيبايي‌هاي تصويري چه در رنگ، فرم و انتخاب بازيگر، استفاده نكنيم، قادر به جذب مخاطب نيستيم و نمي‌توانيم با آنها ارتباط برقرار كنيم. يك بازيگر با چهره‌اي تقريباً زيبا و مقبول نسبت به شخصي كه زشت باشد ارتباط بهتري با مخاطب برقرار مي‌نمايد، بنابراين در يك كار تصويري خودآگاه و يا ناخودآگاه جذابيت‌هاي بصري برايمان داراي اهميت مي‌شود و به همين علت است كه چهره پردازان ما در كار خود به سمت زيبا سازي و متعادل سازي صورت حركت مي‌كنند.و يا كساني كه طراح لباس هستند از رنگ‌هاي زيبا و بسيار شاد استفاده مي‌كنند. ما اگر به لباس‌هاي آن دوره نگاه كنيم، لباس‌هاي قاجار زيبايي آنچناني نداشتند اما در يك فيلم اينها بايد جذابيت‌هاي رنگي داشته باشند حتي اگر فرمشان فرم قاجاري باشد و تمامي اينها به دليل همان زيبايي‌هاي بصري است.در مورد شخصيت امينه، مساله‌اي به ذهنم رسيد. امينه داراي شخصيتي خاكستري است. نه مثبت است و نه منفي شما هم اين را مي‌پذيريد؟ در ابتداي جواني و در زمان حيات اميركبير، همراه ايشان بود و فوق‌العاده امير كبير را قبول داشت. در يك برهه زماني از كشور خارج شد و حتي در بازگشت مي بينيم كه توطئه ترور شيخ‌فضل‌الله نوري را نيز به عهده گرفت و سپس در اواخر عمر، همراه و هم عقيده با اصلان به زندگي ساده‌اش ادامه مي‌دهد.كاملاً درست است. شخصيت امينه مثل يك انسان واقعي كه ممكن است در فراز و نشيب‌هاي زندگي رنگ بگيرد، همين طور بوده، يعني در آغاز كار و در جواني انساني سفيد بود. يك جواني است كه به تازگي از شهر و زادگاهش به تهران آمده، بدون هيچ گونه حاشيه‌اي در زندگي و درگيري سياسي، فقط يك علاقه شخصي به پسر باغباني به نام اصلان داشت. دختري كه به طور غير مستقيم تحت آموزش اميركبير قرار گرفت و خواندن و نوشتن را نيز از وي آموخت.امينه نيز شاهد تربيت ناصرالدين شاه توسط اميركبير بود و ناخواسته تربيت صحيح سياسي را از اميركبير ياد گرفت. هميشه دوست داشت كه درست و خوب زندگي كند.اما هميشه در زندگي هر انساني شرايط و مسائلي پيش مي‌آيد كه مسير زندگي را تغيير داده و رنگ زندگي عوض مي‌شود.همچنان كه با داستان جلو مي‌آييم، امينه به دليل مشكلاتي كه مهد عليا(مادر ناصرالدين شاه) براي او به وجود مي‌آورد و به دليل شرايط سختي كه براي امينه ايجاد كرد، مثل زنداني كردن‌ها و كتك زدن‌ها، از اصلان فاصله مي‌گيرد و بعد از رفتن اصلان، به شدت تنها مي‌شود. او همچنان رنگ ندارد و در واقع سفيد است.حالا اين انسان سفيد و معصوم وقتي بالاجبار به همسري ناصرالدين شاه درمي‌آيد، وارد يك بازي جديد مي‌شود. وي تحت تعليمات و خواسته‌هاي يك جاسوس يهودي قرار مي‌‌گيرد كه در قالب رمال به دربار نفوذ كرده و چون نسل قديم اعتقاد فراواني به رمال‌ها داشتند، وي توانست روي تصميمات اكثر درباريان تأثير گذارد. امينه نيز يكي از همين افراد بود كه اين رمال براي او خط‌دهي مي‌كرد.امينه به دليل سادگي‌اش وارد بازي‌اي كه رمال براي او طرح كرده مي‌شود و تا آخر اين بازي ادامه مي‌دهد و چون آدمي است كه به خاطر فراز و نشيب‌هاي زندگي، پوست كلفت شده، با همين ويژگي به زندگي‌اش ادامه مي‌دهد. حتي در آنجا كه نماينده مي‌شود نيز يك نماينده قلدر است. او در زندگي يك بار ديگر هم بازيچه مي‌شود. جز امينه كه ما از كودكي آن را ديديم زنان ناصرالدين شاه هيچ كدام سواد و تربيت بالايي نداشتند.‌ دقيقاً، حتي دغدغه‌هاي امينه با ديگر زنان شاه متفاوت بود.بله، درست است. به همين دليل ديدند كه مي‌تواند عامل نفوذي خوبي در دربار باشد و براي همين از ايران به فرانسه منتقلش مي‌كنند.حالا امينه انساني است كه عشقش (اصلان) را از او گرفتند. از همسر و خانواده‌اش دور شده، به او گفته‌اند كه فرزندت(مسعود ميرزا) فوت شده. با اين اوصاف، ديگر چيزي براي وصل شدن به زندگي ندارد! اينجا، همان‌ جايي است كه امينه خاكستري مي‌شود. ديگر هر طور تربيتش كنند و هر كاري از او بخواهند انجام مي‌دهد. ضمن اينكه در سنين پيري و كهنسالي به‌سر مي‌برد و ديگر هيچ اميد و انگيزه‌اي براي ادامه زندگي ندارد. هدف‌هايش را از دست داده و رنگ‌هايي كه به او تحميل شده همه رنگ‌هاي تيره بوده سفيدش را خاكستري كردند، كاملاً درست است. اما ذات انسان‌ها را نمي‌توان تغيير داد. بنابراين در برهه‌اي از زمان از خودش دلگير شده و ترس بر او حكمفرما مي‌شود و زماني كه اصلان واقعيت‌هاي زندگي را برايش روشن مي‌كند، تصميم مي‌گيرد از فضايي كه برايش ساخته‌اند و در واقع فضايي كه حقش باشد نيست، فرار كند. در اينجاست كه به زندگي ساده و نزد اصلان برمي‌گردد. با اين وجود امينه، ديگر آن پيرزن ساده روستايي نيست. طي مدتي كه در فرنگ بوده آموزش ديده و آموخته‌هاي فراواني دارد. به همين علت است كه به فرزندش در زمينه چطور فكر كردن و انتخاب راه درست و غلط هشدارهايي را مي‌دهد. حتي آنقدر قدرت تحليل و تفكرش بالا رفته است كه درجايي به اصلان مي‌گويد: من مي‌دانم كه اين بار شيخ فضل‌الله نوري را خواهند كشت، كاملاً آگاه شده است. سفيدي و زلالي ابتداي قصه را ندارد، اما تمام تلاشش را براي ادامه زندگي صادقانه و صحيح به كار گرفته است.‌ ماجراي حضور امينه دراين قصه از 17، 18 سالگي تا 80 سالگي‌اش برقراري ارتباط با اين كاراكتر در تمامي اين برهه‌هاي زماني سخت نبود؟قطعاً سخت بود. اين كار اولين حضور تصويري من بود. يكي از سختي‌هاي اين نقش در اين بود كه بتوانم اين گذر زمان را به خوبي نشان دهم كه بسيار سخت بود. سعي كردم جواني امينه را در يك نقش شاد و پاك روستايي و با صدايي ريزتر و حركاتي سريع‌تر ايفا كنم. بعد هنگامي كه همسر ناصر‌الدين شاه است پخته‌تر و در برخورد با مسائل و وقايع قدرتمند‌تر و نهايتاً در سنين پيري سعي كردم حركات كندتر، صدا بم‌تر و لحن صحبت كردن شمرده‌تر باشد. سعي كردم تمامي سختي‌ها و مشكلاتي را كه كاراكتر امينه در گذر زمان و زندگي تحمل مي‌كند را به خوبي ايفا كنم و اميدوارم موفق بوده باشم.ما باز هم شما را در قالب كار تصويري خواهيم ديد؟بستگي به نقش دارد. من هنوز حضور در پشت دوربين را بيشتر از جلوي دوربين دوست دارم.پس دغدغه اصلي شما كار در پشت صحنه مي‌باشد؟بله دقيقاً. اما ارتباطي كه با مردم پيدا كردم نيز زيباست. ببينيد من حدود 14 سال است كه كار سينمايي و تلويزيوني انجام مي‌دهم اما الان توانسته‌ام با مردم ارتباط برقرار كنم. ‌ ‌ اين را قبول داريد كه بين عامه مردم، غير از بازيگر و بعضي عوامل مثل كارگردان و نويسنده يك فيلم، باقي همكاران پشت صحنه، مهجور مانده‌اند و ناشناسند؟بله، متأسفانه همين طور است. كار در پشت دوربين بسيار سخت است كه اكثراً از اين قضيه بي‌اطلاعند. حتي به فرض نمي‌دانند كه كار برنامه‌ريز يا مدير توليد چيست! مگر اينكه آشنا با محيط باشند.دقيقاً خود بنده، تازه الان و با اين سريال و صرفاً به خاطر حضور تصويري شما و وجود اسمتان در ليست بازيگران شما را شناختم! در غير اين صورت شايد هيچ وقت با شما آشنا نمي‌شديم.بله، كاملاً درك مي‌كنم. خوشبختانه در اين مجموعه هم كار توليد را انجام دادم و هم به بازيگري پرداختم. با اينكه سخت بود ولي خوشحال‌كننده بود، كه همزمان بازي كنم و در پشت دوربين نيز كارم را انجام دهم.شما در سال‌هاي مشروطه، در انتخاب بازيگر نيز مشاركت داشتيد؟انتخاب بازيگر را به همراه آقاي ورزي و با مشورت با آقاي شريفي‌نيا انجام داديم.دليل حضور رضا رويگري و امير دژاكام در دو كاراكتر چه بود؟آقاي رويگري با گريم ميرزاي آشتياني خيلي كم شناخته شد و چون ايشان بازيگر قابل و دوست‌داشتني هستند، مي‌خواستيم از حضور ايشان بيشتر بهره ببريم.بنابراين به اين فكر افتاديم كه اگر ايشان در يك نقش ديگر و با گريم متفاوتي باز هم در اين مجموعه باشند ارتباط لازم با مخاطب برقرار خواهدشد. در مورد آقاي دژاكام هم بنا به درخواست آقاي ورزي اين اتفاق افتاد كه ايشان نيز به دليل گريم سنگين كاراكتر شيخ فضل الله نوري، مي‌توانند با گريم ساده‌تر و در نقشي ديگر با ما همكاري كنند.وقايع سال‌هاي مشروطه خيلي زود در اين مجموعه به پايان رسيد.ببينيد اگر بخواهيم وقايع مشروطه را بسازيم يك سريال 30 قسمتي مي‌شود. زماني كه سناريوي اين سريال در شبكه به تصويب رسيد قرار شد 70 سال واقعه قاجار از مرگ محمد شاه تا اعدام شيخ فضل الله نوري در 15 قسمت موردبررسي قرار گيرد كه واقعاً نشد و توانستيم در 21 قسمت آن را به اتمام برسانيم. ولي باز هم شتاب‌زدگي در آن ديده مي‌شود. بررسي 70 سال با تمامي جزئيات آن در يك سريال 21 قسمتي بسيار سخت است. البته سعي كرديم به نكاتي كه در اين 70 سال از اهميت بيشتري برخوردار بود بپردازيم.خانم پاكروان، اغلب كارهاي تاريخي گذشته ما به غير از اين سه، چهار سال اخير در ماجراي فيلم جنبه تاريخي بودن آن مدنظر بوده مثل مجموعه كمال‌الملك، سردار جنگل و... اما به تازگي در اكثر كارهاي جديد، چه تاريخي و چه حماسي و جنگي، يك درون مايه عشقي ديده مي‌شود. داستان حول محوري عاشقانه پيش مي‌رود كه نمونه آن را در مدار صفر درجه و در چشم باد هم ديده‌ايم. اين تفاوت در آثار قديمي و جديد براي چيست؟ به نكته خوبي اشاره كرديد. پيش از اين اكثر كارگردان‌ها به همان جنبه تاريخي بودن و حماسي بودن اتفاق مي‌پرداختند. اما اينكه صرفاً بخواهيم تاريخ را بررسي كنيم از حوصله بيننده و مخاطب خارج است. در گذشته ما بيشتر فرصت داشتيم كتاب‌هاي تاريخي را ورق بزنيم و مطالعه كنيم و سريال و فيلم‌هاي بيشتري ببينيم. اما الان اوضاع فرق كرده است. از حوصله مخاطب خارج است. البته اين مردمي كه از آن صحبت مي‌كنم در مورد كل مردم جهان است. فرقي نمي‌كند؛ مردم در كنار اين اتفاق و ماجراي تاريخي، قصه‌اي را مي‌خواهند كه بتواند جذابيت‌هاي عاطفي و روحي داشته باشد و روح آنها را تعديل كند.به فرض اگر الان بخواهيم در فيلم تايتانيك تنها به ماجراي غرق‌شدن كشتي بپردازيم اصلاً جذابيتي نخواهد داشت چون اكثر مردم از اين واقعه عظيم مطلعند. البته درست است كه صحنه‌هاي غرق شدن بسيار تلخ است اما اگر يك بار عاطفي به آن داده شود و چند شخصيت و درامي را وارد ماجرا كنيم، همه مردم با آن فيلم ارتباط برقرار مي‌كنند.يا مثلاً اگر بخواهيم جنگ‌هاي آمريكا را بررسي كنيم، اگر فقط به جنبه جنگي بودن آن بپردازيم تبديل به فيلمي مستند مي‌شود، اما اگر اين ماجراي جنگي فيلمي مثل بربادرفته شود، جذابيت عاطفي آن است كه مخاطب را به تماشاي آن وادار مي‌كند. كمااينكه همزمان واقعه تاريخي را نيز دنبال مي‌كنند. اين اتفاق در سينماي ايران در حال افتادن است. مردم دوست دارند با يك رابطه عاطفي و احساسي درگير يك فيلم شوند و در كنارش تاريخ را هم مشاهده كنند.شناخت تاريخ معاصر و احاطه و مطالعات بر روي وقايع تاريخي چقدر مي‌تواند به ايفاي نقش كمك كند؟اگر آن نقش يك شخصيت تاريخي باشد اينكه مطالعه تاريخي داشته باشيم بسيار اثرگذار است؛ اينكه آن شخصيت در نوشته‌هاي مورخان مختلف و راويان تاريخ چگونه بوده و چه مي‌كرده يا به فرض اگر عكسي از آن داشته باشيم و با نوع لباس و ظاهرش آشنا باشيم بسيار كمك مي‌كند.بعضي از مردم معتقدند اگر اولين كارهاي يك بازيگر در سينما باشد بيشتر به موفقيت او در مجموعه‌هاي تلويزيوني كمك مي‌كند. عده‌اي نيز به خلاف اين معتقدند. يعني حضور درخشان در يك سريال عامه پسند مي‌تواند پلي باشد براي حضور در سينما!... به نظر من اينكه نقش را درست و خوب ايفا كنيم مهم است. فرقي نمي‌كند از كجا شروع كنيم. از تلويزيون يا سينما. من با اين نظريه مخالفم. امين حيايي با يك سريال شروع كرد. اما الان سوپراستار سينماي ايران است. آقاي شريفي‌نيا با نقش وليد در سريال امام‌علي‌(ع) شناخته شد؛ ايشان نيز الان از بازيگران موفق سينما و تلويزيون هستند.بر عكس اين را هم داريم. مرحوم خسروشكيبايي بازيگر سينما بودند اما بعد سريال روزي روزگاري را كار كردند.عزت الله انتظامي بازيگر سينما بودند ولي در سريال‌ها هم موفق هستند. مهم درست بازي كردن است.مسأله‌اي كه براي من خيلي حائز اهميت است فضاي فعلي سريال‌هاي تلويزيوني و تكراري شدن موضوعات آنهاست.اين را قبول دارم. علت اين است كه ما كارهاي ماندگار و خوب زياد نمي‌بينيم. آنچه كه ساخته مي‌شود هم ماندگار نمي‌شوند. به فرض اگر به مسأله اعتياد درست بپردازيم مي‌شود فيلمي به نام گوزن‌ها اثر مسعود كيميايي كه هنوز بهترين فيلم تاريخ سينماي ايران است.اگر عميق و درست به موضوعات پرداخته شود نيازي نيست در آن ژانر 50 فيلم ساخته شود. اما اين را هم قبول دارم زماني كه تب مسأله‌اي در جامعه ايجاد مي‌شود، چه به لحاظ مثبت و منفي، چه بيماري و ... همه فيلمسازان نگاهشان را روي آن نقطه معطوف مي‌كنند و با برداشت‌هاي نه آنچنان عميق، فيلم‌هايي را مي‌سازند كه اصلاً قابليت ماندگار شدن ندارند.اما اگر همين قضايا را كه مدتي تب جامعه است درست بررسي كنيم تبديل به يك فيلم ماندگار مي‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار