
«دشمن جور ديگري حرف ميزند، بعضيها هم با همان لغت دشمن حرف ميزنند، با همان زبان دشمن حرف ميزنند، آيا ميفهمند يا نميفهمند... آن با خدا است. اما با زبان او حرف ميزنند سعي ميكنند وانمود كنند كه انقلاب از راه خود منحرف شده است. نه اگر منحرف شده بود اين همه دل به نام انقلاب و ياد انقلاب به حركت در نميآمد. اين همه ايمان و انگيزه به ياد اين انقلاب بسيج نميشد».
جمله فوق بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با مردم آذربايجان در تاريخ 28/11/88 ميباشد. نكته مهم در فرمايش فوق، ترسيم شاخص براي عدم انحراف انقلاب اسلامي است. شاخصي كه از مسير مردم ميگذرد تا مدعيان دروغين مردمسالاري نيز بر مدعاي خويش پايبند بمانند. «اگر منحرف شده بود اين همه دل به نام انقلاب و ياد انقلاب به حركت در نميآمد». چگونه ميتوان حضور مردم در قيام 9ديماه امسال و 22بهمن را ديد و آن را شاخصي براي درستي راه انقلاب اسلامي ندانست. بايد از مدعيان انحراف انقلاب پرسيد آيا اين بسيج عمومي براي حمايت از انقلابي است كه منحرف شده است؟ طبيعتاً مدعيان عدول انقلاب اسلامي از اهداف اوليه، مسائلي مانند نظارت استصوابي، قانون مطبوعات و قانون انقلاب، قانون گزينشها و... را به عنوان مدعاي خود طرح ميكنند. مؤلفههاي مذكور دقيقاً نقطه مقابل انحراف انقلاب اسلامي است. اگر نظارت استصوابي نبود، معلوم نبود كه تئوريپردازان «استحاله از درون» و «حاكميت دوگانه» چه بلايي بر سر انقلاب اسلامي آورده بودند. حزب مشاركت به صورت علني در سند تأملات راهبردي خود آوردهاند كه انقلاب 1357 انقلابي براي «جمهوريت» بود و به همين دليل نيز درصدد تئوريزه كردن حاكميت دوگانه و تشريفاتي كردن جايگاه رهبري در جامعه اسلامي بودند. آيا اين رويكرد انحرافي است يا تفسير وحدت يافته از جمهوري اسلامي؟ آيا اجماع چند ده ميليوني، شاخص عدم انحراف انقلاب اسلامي است يا نظرات چند روشنفكر خارجنشين يا استحاله شده؟ شاخص ديگر در تشخيص حقانيت انقلاب اسلامي، اميد مسلمانان آزاده جهان به انقلاب اسلامي است. آيا جنبشهاي اسلامي فلسطين 20سال پيش به اندازه امروز نسبت به انقلاب اسلامي احساس تعلق ميكردند؟ قطعاً اينگونه نبود. آيا انحراف انقلاب اسلامي ارادت آنان را بيشتر نموده است؟ آنان كه دموكراسي و مشاركت را سند مشروعيت و بالا بودن سطح مشاركت را به منزله رضايت و حمايت از نظام مستقر ميدانند، رأي 28ميليوني مردم در خرداد 1376 را رأي «نه» به جمهوري اسلامي دانستند و سند اين انحراف را عدم اقبال مردمي به آن اعلام كردند و به پشتوانه تحليلي كه از آن رأي داشتند، براي انحراف انقلاب اسلامي دست به كار شدند. اما ديري نپاييد كه مردم اثبات كردند كه با چنين رويكردي رأي ندادهاند و سالها است كه آن مفسرين را به حاشيه راندهاند.