
روابط همکاری جویانه یا تعارضآمیز با قدرتهای بزرگ، نقش مهمی در دستیابی کشورها به فناوری هستهای دارد. تجربه کشورهای دارای فناوری هستهای نشان میدهد که همکاری و نزدیکی با یکی از بلوکهای قدرت، عامل مهمی در دسترسی آنها به فناوری هستهای بوده است. فرانسه و انگلیس به دلیل همگامی با آمریکا، چین به دلیل همگامی با شوروی، پاکستان به دلیل همگامی دو سویه با چین و آمریکا، هند به دلیل همگامی با شوروی و اسراییل به دلیل همگامی با غرب و شرق موفق شدند به سلاح هستهای دسترسی پیدا کنند. در این بین ایران برای دستیابی به فناوری هستهای نه تنها زیر چتر حمایتی هیچ یک از قدرتهای بزرگ قرار نگرفته، بلکه همواره با چالشهای بزرگی از سویآمریکا و متحدان غربی آن نیز مواجه شده است.
ایران و آمریکا؛ تضاد منافع و دیدگاه
دستیابی ایران به فناوری هستهای یک پروژه و پرونده ملی و تاریخی است و ایران به دلیل تأمین امنیت و حفظ تمامیت ارضی ـ که شاخصههای اصلی منافع ملی هستند - تأثیرگذاری بر محیطی که در آن قرار دارد و حتی تأثیرگذاری بر محیط امنیت بینالمللی، بازدارندگی و موازنه قدرت در منطقه، کسب پرستیژ بینالمللی، کاهش هزینههای نظامی و مزیتهای جانبی که فناوری هستهای از آن برخوردار است، خود را ملزم به تجهیز به این فناوری میبیند. با این حال سیاستهای ایالات متحده آمریکا در قبال تهران، بزرگترین سد در راه دستیابی ایران به فناوری هستهای است و البته میتوان واشنگتن را مهمترین تهدیدکننده نظام جمهوری اسلامی ایران نیز دانست.
آمریکا با توجه به داعیه و انگیزه هژمونی جهانی و تعریف فراملی که از منافع و امنیت ملی خود دارد، سیاست خارجی خود را در خاورمیانه بر پایه ممکن و مطلوب دانستن ایجاد تغییراتی اساسی در وضعیت ژئوپلتیک آن و تغییر حاکمان منطقه در پوشش حقوق بشر، دموکراسی و مبارزه با تروریسم گذارده است. سیاستهای فوق به همراه تأثیرپذیری رفتاری از فشارهای لابی صهیونیستی و تعهداتی که آمریکا به تضمین امنیت اسراییل دارد، ایران را به عنوان یکی از محورهای شرارت و اخیراً به عنوان پایگاه استبداد، به مثابه جدیترین تهدید، تعریف و تصویر میکند. از نظر مقامات کاخ سفید، ایران کشوری است که میتواند ثبات منطقه خاورمیانه را به مخاطره اندازد. بر اساس این پیش فرض، واشنگتن طی سالهای گذشته سعی کرده ایران را به مخالفت با روند صلح خاورمیانه، رعایت نکردن حقوق بشر و دموکراسی و حمایت از گروههایی نظیر حزبالله لبنان و حماس و جهاد، متهم کرده و حامی تروریست معرفی کند.
فعالیتهای هستهای ایران؛ کانون توجه آمریکا
در این بین بیشترین فشار آمریکا توسط اهرم تلاش برای دستیابی به تسلیحات هستهای است. آمریکا معتقد است که ایران به پیشرفت در زمینه اجرای برنامه هستهای ادامه میدهد و هدفش، دستیابی به کنترل چرخه کامل سوخت هستهای است و به صورت پنهانی سرگرم تهیه سلاحهای هستهای است. اگر چه در ظاهر هدف آمریکا و غرب جلوگیری از گسترش تسلیحات هستهای در جهان به هر طریق ممکن است، اما در این میان اهداف سیاسی دخالت بسیاری در این امر دارد. بحران به وجود آمده در گرد مسائل هستهای ایران نیز بیش از آنکه از لحاظ فنی و حقوقی مورد بررسی قرار گیرد، به یک جریان و ائتلاف سیاسی به رهبری آمریکا علیه ایران تبدیل شده است که از روابط سرد و خصمانه تهران و واشنگتن بعد از انقلاب اسلامی نشأت میگیرد. بر این اساس در حالی که کشورهایی چون هند، پاکستان و اسراییل اتمی شدهاند و کشورهایی چون کرهجنوبی و برزیل در حال وارد شدن به باشگاه اتمی هستند، فعالیتهای ایران در این زمینه تحمل نمیشود.
واقعیت مسلم این است که آمریکاییها حتی فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران را در چارچوب موازین قانونی و بینالمللی نیز قبول ندارند و چنین توجیه میکنند که اگر ایران به فناوری هستهای دست یابد، ممانعت تهران از تبدیل ظرفیتهای هستهای خود به نفوذ سیاسی، به چالشی کلیدی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل خواهد شد، از همین رو دولت اوباما به رغم شعار تغییر که در آغاز میداد، هم اینک امیدوار است با متحد کردن جامعه بینالمللی و اعمال فشار سهمگین، ایران را از دستیابی به پیشرفتهای هستهای باز دارد.
دلایل هراس آمریکا از هستهای شدن ایران
در شرایطی که اگر حتی ایران بنا بر ادعای آمریکا در پی دستیابی به بمب اتمی باشد، باز هم هنگامی میتواند به عنوان یک عامل بازدارنده و مؤثر در مقابل آمریکا واقع شود که دارای کمیتی قابل ملاحظه (احتمالاً 50 تا 100بمب اتمی) باشد و دستیابی به این ظرفیت مستلزم دست کم چند سال زمان است، این سؤال اساسی پیش میآید که نگرانی آمریکا از هستهای شدن ایران چیست؟
بی شک اولین دلیل در این خصوص تأمین امنیت اسراییل در منطقه است. آمریکا از این نگران است که دستیابی احتمالی ایران به سلاح هستهای موجودیت اسراییل را تهدید کند. بعد از حکومت کندی، یکی از مسائل اساسی که دولتهای آمریکایی با آن دست به گریبان بودهاند، ایجاد و حفظ امنیت اسراییل بوده است. با توجه به اینکه جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که با موجودیت اسراییل مخالفت میکند، اسراییل از طریق نفوذ یهودیان آمریکا سعی میکند تا هر گونه قدرتمند شدن ایران و ارتباطات بین ایران وآمریکا را در همه زمینهها محدود کند. نقش لابی یهود در شکلگیری سیاست آمریکا نسبت به ایران حدود 90 درصد است و اهمیت مسائل هستهای، سیستم موشکی و برنامههای تسلیحاتی ایران برای آمریکا به خاطر امنیت اسراییل است و واشنگتن از این نگران است که دستیابی احتمالی ایران به سلاح هستهای موجودیت اسراییل را تهدید کند.
دومین دلیل ممانعت آمریکا از دستیابی ایران به فناوری هستهای، به نوع نگرش ایالات متحده به ایران بازمیگردد. آمریکا، ایران را کانون اسلامگرایی افراطی و تهاجمی مینامد و حمایت ایران از گروههایی چون حماس، جهاد و حزبالله را حمایت از تروریست میداند، بنابراین از تجهیز احتمالی گروههای تروریستی و بنیادگرایان اسلامی شیعی به تسلیحات اتمی از طریق دولت ایران واهمه دارد.
دلیل سوم مخالفت آمریکا با هستهای شدن ایران، درخواست و اراده رهبران ایران برای تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه نهفته است. جمهوری اسلامی، همسایگی آمریکا در مرزهای شرقی در افغانستان، مرزهای غربی در عراق و حضور نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده در خلیج فارس را بزرگترین مانع در راه مبدل شدن به قدرت برتر منطقهای میداند و استراتژیستهای آمریکایی هرگونه توسعه فناوری هستهای توسط ایرانیان را که به صورت تصاعدی موجب ارتقای ذاتی توان ملی ایران خواهد شد را برهم زننده توازن منطقه خاورمیانه بزرگ میدانند. در واقع در حالی که ایران در حال تبدیل شدن به قدرت بزرگ منطقه است، آمریکاییها استمرار فعالیتهاو توسعه فناوری هستهای ایران را کاتالیزوری برای سرعت بخشیدن به فرآیند تبدیل ایران به قدرت برتر منطقهای میشمارند.
با توجه با اینکه محو نیروها و کشورهایی که به منزله قدرتهای منطقهای مطرح هستند، از جمله اهداف جهانی و منطقهای ایالات متحده است، یکی دیگر از دلایل تحمل نشدن ایران هستهای مشخص میشود. هانتینگتون نخستین فردی است که بر ضرورت مقابله با هژمونهای منطقهای (ابرقدرتهای منطقه ای) به مثابه نیروهای چالشگر تمدن غرب تأکید میکند. از نظر وی هر اندازه رفتار هژمونها مستقلتر باشد، به همان اندازه آنها برای منافع ایالات متحده خطرناکترند و باید زیر فشار بیشتری قرار گیرند، مانند ایران در خاورمیانه و چین در آسیای شرقی. بر این اساس برای آمریکاییها معیار این است که کدام یک از کشورها «تهدید موجودیتی» محسوب میشوند یا اینکه رقیب واشنگتن هستند. در واقع آمریکا با فرد و نوعی از ایدئولوژی به مقابله برمیخیزد که تهدید موجودیتی برای این کشور محسوب شود.
در مجموع به رغم آنکه آمریکاییها همواره سعی کردهاند از پیشرفتهای هستهای ایران جلوگیری کنند، با این حال ایران باید همچون گذشته به فعالیتهای خود ادامه دهد، به خصوص با توجه به تجربه اشغال عراق که گفته میشد در پی ساختن بمب اتمی و میکروبی است و عدم درگیری با کرهشمالی که به طور رسمی دستیابی به سلاح هستهای را اعلام کرده، به نظر میرسد که دستیابی به فناوری هستهای میتواند واشنگتن را وادار به مذاکرهای برابر و بدون پیششرط با تهران کند.