با گذشت دو هفته از برگزاری نشست بینالمللی لندن و با وجود تأکید مقامات آمریکا و انگلیس بر ضرورت مذاکره با طالبان، واشنگتن و لندن در تصمیمی جدید و در زیر چتر ناتو عملیات گستردهای را در جنوب افغانستان آغاز کردهاند که به لحاظ تعداد نیروی نظامی و میزان تجهیزات به کار گرفته شده بسیار وسیعتر از عملیات خنجر و پنجه ببر است که مدتی قبل آمریکا و انگلیس در هلمند آغاز کردند هرچند نتوانستند به اهداف موردنظرشان دست یابند. اما در مورد عملیات مشترک که از روز شنبه آغاز شده است توجه به چند نکته دارای اهمیت است.
نخست اینکه آمریکا و ناتو با شروع این عملیات ظاهراً درصددند با وارد کردن ضربه اساسی به طالبان چنین وانمود کنند که از استمرار نبرد با شبهنظامیان طالبان خسته نشده، همچنان در ریشهکن ساختن آنها مصمم هستند که البته چنین رویکردی با سیاست اخیر آنها در لندن مبنی بر مذاکره با طالبان تناقض آشکار دارد.
دومین نکته درباره عملیات مشترک و بزرگنمایی دستاوردهای آن القای درست بودن تصمیم اوباما برای اعزام 30هزار نیروی تازهنفس و تخصیص بودجه بیشتر نظامی به عملیات در افغانستان است. در این مورد نیز به نظر میرسد اتفاق تازهای رخ نداده است، چرا که راهبرد اوباما ادامه همان راهبرد بوش در افغانستان است که ستون و پایه اصلی آن را نظامیگری و خشونت تشکیل میداد.
سومین نکته درباره عملیات ناتو در جنوب افغانستان ادامه قربانی شدن غیرنظامیان بیگناه افغان در چرخه خشونت و نبردهای بیفرجام طالبان و ناتو است که در سالهای اخیر بیشتر هزینه را پرداخت کردهاند. در نبرد اخیر نیز تعداد زیادی غیرنظامی کشته و زخمی شدهاند که این مسأله حتی حساسیت کرزای را برانگیخته، دستور تحقیق درباره آن را صادر کرده است.
اما چهارمین نکته درباره عملیات مشترک بهرهگیری نیروهای آمریکایی و ناتو از سلاحهای ممنوعه از جمله بمبهای فسفری است که این موضوع نگرانیهایی را به همراه داشته است تا جایی که برخی رسانههای منطقه با یادآوری اقدام ارتش آمریکا در فلوجه عراق در سال 2004 نسبت به استمرار کاربرد چنین سلاحهای خطرناکی در جنوب افغانستان ابراز نگرانی کردهاند.
از برآیند این نکات و صرفنظر از بحث سلاحهای ممنوعه و حقوق غیرنظامیان میتوان چنین برداشت کرد که افغانستان با وجود گذشت نزدیک به یک دهه از حضور نظامی آمریکا و ناتو در این کشور همچنان تشنه امنیت است؛ امنیتی که به علت راهبردهای غلط بوش و شاید اوباما همچون گذشته حلقه مفقوده معادله پیچیده افغانستان است.