
جاده شهيد حاج سيد محسن صفوي
سردار مهدي آقاخاني نقل ميكند: «يكي از آخرين جادههايي كه در زمان حيات شهيد صفوي توسط قرارگاه صراط المستقيم احداث گرديد، جاده شهيد صفوي است. »
اين جاده در عمليات كربلاي پنج بسيار حياتي بود و دشمن مكرراً اين جاده را بمباران مينمود و حتي در چندين نوبت جاده را بمباران شيميايي كرد.
بعضي تصور ميكنند شهيد صفوي در اين جاده به شهادت رسيد و نام اين جاده به سبب آن است و بسياري فكر ميكنند براي ياد و خاطره ايشان، اين جاده، شهيد صفوي نامگذاري شد. اما حقيقت آن است چند روز قبل از شهادت شهيد حاج سيد محسن، به خواست ايشان، تابلوي جاده شهيد صفوي در ابتداي آن نصب گرديد. »
حال بهشتي
سرلشكر فيروزآبادي درباره شهيد صفوي ميگويند: حقيقت اين است که نقش برادر محسن صفوي، در تقويت جبههها و تقويت روحيه فرماندهان و رزمندگان اسلام در جنگ، بسيار قابل توجه بود.
اما آن چيزي که باعث موفقيت قرارگاه صراط بود کوشش، تلاش، پشتکار شبانه روزي، توجه و دلسوزي شهيد محسن صفوي بود. با او ميرفتيم و در مناطق مختلف جبههها پروژهها را بازديد ميکرديم. به چشم خود مشاهده کردم يک راننده کمپرسي – که از جاده عبور ميکرد – آقا محسن را به عنوان فرمانده قرارگاه صراط المستقيم ميشناخت. توقف ميکرد، ميآمد و با ايشان حرف ميزد. او هم با صميميت پاسخش را ميداد. البته تبسم هميشگي او شکفتن شکوفههاي ايمان و اعتقاد را در ضمير انسان متجلي ميکرد. در آن شرايط بسيار سخت و پر فراز و نشيب شدايد جنگ يکي از مسائلي بود که قرارگاه صراط نيز با آن درگيري زيادي داشت. در اين حال تنها چيزي که روحيه ميداد همان حال خوش شهيد محسن صفوي بود. من به اين حال ميگويم: «حال بهشتي».
اعتقاد به امام(ره)
آقاي عباس هدي يكي از همرزمان شهيد درباره ارادت و اعتقاد شهيد صفوي به امام خميني (ره) اينگونه نقل ميكند: «شبي که قرار بود پل خاکي شهيد سليمي، روي رودخانه بهمن شير تمام شود، شهيد صفوي با دفتر امام تماس گرفت. حاج احمد آقا گوشي را برداشت. شهيد صفوي بعد از سلام و عليک، گفت: « من يک بسيجيام به نام صفوي. سلام مرا به آقا برسانيد و بگوييد مشغول احداث پلي هستيم به روي رودخانه بهمن شير تا رزمندگان اسلام بتوانند راحتتر تردد کنند و مجروحين منطقه والفجر هشت فاو را به بيمارستان علي ابن ابيطالب (ع) برسانند. تا کنون دو بار از آب شکست خورده ايم.
امام برايمان دعا کنند تا امشب موفق شويم. حاج احمد آقا گفت: «گوشي را داشته باشيد تا موضوع را خدمت امام عرض کنم.» ايشان موضوع را به امام (ره) رسانده بود و پس از چند لحظه اين جواب را به شهيد صفوي داد: « امام سلام رساندند و فرمودند: «امشب موفق ميشويد. من هم براي شما دعا ميکنم. تلاشتان را مضاعف کنيد.»
حاج احمد آقا خداحافظي کرد. شهيد صفوي موضوع را به بچهها گفت. شور و شوق بيشتري ايجاد شد و در فرصتي که آب راکد بود، کار انجام شد. صبح با قرباني کردن چند گوسفند آمبولانس از روي پل عبور کرد.»