
احمد طالقانی
طی روزهای اخیر وقوع زلزله مهیب در کشور هائیتی و تبعات گسترده آن اعم از تلفات انسانی و ویرانیهای گسترده توجه افکار عمومی را در سطح جهان به خود معطوف ساخته است. این رخداد هولناک طبیعی در کشور ما نیز بازتابهای گستردهای در پی داشته است.
در این میان نگاهی به موقعیت تهران بهعنوان مرکز سیاسی، اقتصادی، اداری کشور و احاطه آن از سوی گسلهای متعدد از یکسو و بیتوجهی و سهلانگاری دستگاههای مسؤول در ایمنسازی سازهها و اقدامات پیشگیرانه، نگرانیها را پیرامون وقوع زلزله در پایتخت، دوچندان میکند.
گسلها تهران را محاصره کردهاند
هر از چندگاهی، با وقوع زلزله در منطقهای از کشور یا در سطح جهان، مسؤولان، رسانهها و مردم به یاد گسلهای مخوف پایتخت میافتند و چند روزی بحث و راهکار و پیشنهادهای به ظاهر کارشناسی ارائه میکنند، بعد هم چند شو تبلیغاتی مثل مانور زلزله برگزار میشود و در نهایت با خیر و خوشی پرونده زلزله در تهران بسته میشود و این همه در حالی است که متخصصان علوم مرتبط با زمین متفق القول، تهران را شهری زلزلهخیز میدانند که از سوی گسلهای جوان و پر فعالیت احاطه شده است.
گسل مخوف شمال تهران یکی از همین گسلها و کانونهای زلزلهزاست.
این گسل از شمال تهران از منطقه لشگرک و سوهانک شروع شده و تا فرحزاد و حصارک و از آنجا به سوی غرب امتداد مییابد.
گسل ری در جنوب تهران نیز که در صورت فعالیت پر تلفاتترین گسل کشور است از جاده خاوران شروع و به منطقه چهاردانگه ختم میشود.
گسل شرق تهران نیز که توانایی ایجاد قویترین زلزلهها را داراست از شرق تهران تا منطقه مجیدیه و سیدخندان ادامه مییابد.
خطر جدی است خود را به خواب نزنیم!
در قاموس علم زمینشناسی هر وقت صحبت از زلزله میشود، پشت بندش انگشت اتهام به سمت و سوی گسلها بهعنوان متهم درجه یک نشانه میرود. گسل در اصطلاح به گسیختگی یا شکست بخشی از پوسته زمین که جابهجایی چینههای آن را به دنبال دارد، گفته میشود. عموماً با فعالیت گسلها زلزله رخ میدهد که البته شدت و ضعف زلزله به پارامترهایی چون جوان بودن گسل، طول و امتداد آن و جنس خاک بستگی دارد.
دکتر مرتضی طالبیان از کارشناسان ارشد سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی ایران معتقد است: تعداد گسلها در زلزله تعیینکننده نیست بلکه طول گسل و میزان فعالیت آن مهم است. «گسلهایی مهمند که 10 کیلومتر و بیشتر وسعت دارند و در اصطلاح جوان هستند.» گسل شمال تهران بزرگ ترین گسلی است که در این شهر وجود دارد. در شهر ری و کهریزک هم گسل وجود دارد، اغلب گسلهای تهران جوان و فعالند اما مطالعاتی که در مورد گسل شمال تهران انجام شده، نشان میدهد که گسل یاد شده تاکنون چند زلزله نسبتاً بزرگ بوده است.
این کارشناس زلزلهشناس میگوید:در تهران گسلهای پنهان هم وجود دارد از جمله طی سالهای اخیر با مطالعات زمین ریختشناسی مشخص شده که در زیر پارک پردیسان یک گسل پنهان وجود دارد که نسبتاً بزرگ هم هست.
در واقع تفاوت ارتفاعی که بین دو بزرگراه همت و رسالت وجود دارد، ناشی از وجود همین گسل بزرگ و پنهان است.
این کارشناس در ادامه تصریح میکند: وقتی گسل فعال شود، منطقه وسیعی را تخریب میکند، بنابراین نمیتوان گفت فقط روی گسل ساخت و ساز نشود بلکه شعاعی حداقل 900 متر از هر دو گسل باید به فضای سبز اختصاص یابد اما در کمال تأسف هماکنون روی گسلهایی که شناسایی شده مملو از ساختمانیهای کوچک و بزرگ است.
پایتخت منتقل شود، نشود؟
بسیاری از کارشناسان با اشاره به واقعیتهای تهران بحث انتقال پایتخت را مطرح کردهاند، البته گروهی دیگر نیز با توجه به جمعیت عظیم تهران و تمرکز بیش از حد صنایع، ادارات، وزارتخانهها، مراکز خدماتی، درمانی و... بحث انتقال پایتخت را در اولویت نمیدانند بلکه ایمنسازی و آموزش شهروندان را پیش میکشند و سپس انتقال تدریجی پایتخت را موضوعی قابل بحث تلقی میکنند.
دکتر مهدی زارع، معاون پژوهشی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی با اشاره به لرزهخیزی و احتمال وقوع زلزله مخرب در تهران، تبعات فاجعهآمیز این رخداد از جمله آسیب جدی به نظام مدیریتی کشور و تلفات پرشمار آن را گوشزد میکند و بر ضرورت انتقال پایتخت پای میفشارد.
او میگوید: برای انتقال پایتخت میتوان به موضوع دو پایتختی شدن کشور فکر کرد. وجود دو پایتخت اداری، سیاسی و اقتصادی در بسیاری از کشورها نظیر ترکیه (شهرهای آنکارا و استانبول)، پاکستان (اسلامآباد و کراچی) تجربه شده است.
سیدحسین نقوی حسینی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی از جمله کارشناسانی است که با موضوع انتقال پایتخت موافقت چندانی ندارد.
او به «جوان» میگوید: برای انتقال پایتخت در ابتدا باید زیرساختهای لازم امکانسنجی شود و گزینههای جایگزین با دقت و مطالعات همهجانبه مورد ارزیابی قرار گیرند که التبه کاری زمانبر و پروسهای طولانی است.
این نماینده مجلس خاطرنشان میکند که برای انتقال پایتخت ابتدا باید مدیران دولتی بتوانند ازتهران دل بکنند که این امر با توجه به امتیازات شهر تهران و فاصله امکانات و جذابیتهای این شهر با سایر مناطق کشور به آسانی مقدور نیست. بنابراین با توجه به حقایق موجود به نظر میرسد موضوع ایمنسازی سازهها در شهر تهران و توزیع عادلانه امکانات در سطح کشور نسبت به انتقال پایتخت اولویت داشته باشد.
هادی مقدسی، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس نیز در این مورد نظریات مشابه نقوی حسینی دارد. او به «جوان» میگوید: در شرایط موجود با توجه به وضعیت خطیر تهران، انتقال پایتخت یک ضرورت است، هر چند که با تمهیدات مناسبی میشد از تبعات و هزینههای انتقال پایتخت جلوگیری کرد.
او میگوید: باید با تصمیمات عاجلانه نسبت به رفع تمرکز در تهران اقدام کرد، به این معنا که جذابیتهای شهر تهران اعم از امکانات رفاهی، فرهنگی، ورزشی، اشتغال، صنایع و... را در سطح کشور توزیع کرد.
اگر بخواهیم صرفاً پایتخت را تغییر دهیم و در نقطه دیگری تمرکز ایجاد کنیم آنگاه بعد از یک دوره چند ساله مشاهده میکنیم که پایتخت جایگزین نیز به تهران دیگری تبدیل شده است.