هنوز خاطره تلخ حمله طالبان به کنسولگری ایران در مزار شریف در هفدهم مرداد 1377 و به خاک و خون کشیده شدن 9 دیپلمات و خبرنگار ایرانی از حافظه سیاست خارجی ایران پاک نشده است.
12 سال بعد از این حادثه، دولت افغانستان به همراه آمریکا و برخی کشورهای عربی سرگرم ترتیب دادن کنفرانسی هستند که قرار است روی ممکن بودن مذاکره با طالبان قمار کنند. اقای کرزای گفته که اگر نشانی گلبدین حکمتیار و ملا عمر را داشت، شخصاً به مذاکره با آنها میرفت. آمریکاییها هم میگویند امیدوارند که بخشهای گستردهای از طالبان را با مشوقهای مالی به ساختار حکومتی افغانستان واردکنند. معنی و مفهوم این روند برای سیاست خارجی ایران چیست؟
اگر طالبان 12 سال قبل به ضرب گلوله و تفنگ کابل را تسخیر و نیروهای شمال را از صحنه افغانستان حذف کرد، این بار قرار است به مدد مذاکره، دیپلماسی و با تقدیم دستهگل به ساختار حکومتی افغانستان پیوند پیدا کند با این تفاوت که برای اولین بار بعد از سقوط شوروی سابق، آمریکا و غرب هم پشتیبان این روند هستند. حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان از چند هفته قبل با وارد کردن 8 وزیر پشتون به کابینه افغانستان اولین قدمها را به سمت ورود طالبان به ساختار قدرت برداشت. او حتی یکی از نزدیکان آقای حکمتیار را برای وزارت دفاع برگزید و تعیین بقیه وزرایش را هم به مشخص شدن نتیجه کنفرانس لندن موکول کرد. هدف، جلب حمایت و کسب مشروطیت بینالمللی برای ورود به یک پروسه پیچیده و البته سخت مذاکره با لایههای مختلف طالبان است، شبیه به استراتژی شوراهای بیداری در عراق.
این به معنای تبدیل شدن پشتونها به صدر محور سیاست و حکومت در افغانستان و حذف هزارهها و تاجیکها و اقوام دیگر است . تداوم این روند نه فقط موازنه سیاسی در ساختار حکومتی افغانستان را به سود طالبان رقم می زند، بلکه توازن منطقهای را هم به ضرر ایران تغییر خواهد داد. طالبان طی 12 سال گذشته فقط از حمایت بعضی دولتهای عربی و بخشهایی از دستگاه اطلاعاتی پاکستان سودبرده ولی کنفرانس لندن به دنبال ایجاد اجماع عربی ـ غربی برای ورود طالبان به ساختار قدرت در افغانستان است.
این به معنای ایجاد چالش جدی در مرزهای شرقی ایران است، چالشی که به خاطر اجماع غربی ـ عربی، احتمالاً ازمشکلاتی که یک دهه قبل برای سیاست خارجی ایران به وجود آمد، بزرگتر است.
وقتی تحولات افغانستان را در کنار جذب بعثیها به ساختار سیاسی عراق بررسی کنیم، تحولات جاری افغانستان بار استراتژیک هم پیدامیکند؛ جنبه استراتژیک تحولات جاری افغانستان به معنی بهبود موازنه منطقهای به سود ساختارهای رسمی و غیر رسمیمسلفی منطقه است.