کد خبر: 203417
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۳:۵۸
اندر احوالات زاغه نشینان

با رشد شهرنشینی‌ در ایران‌ و تحولات‌ پدید آمده‌ در جوامع‌ روستایی‌ و عشایری‌، خانوارهایی‌ برای‌ زندگی‌ و کار در شهرها و جوانان‌ آن‌ جوامع‌ به‌ جهت‌ گرایش‌ به‌ سمت‌ سبک‌ جدیدی‌ از زندگی‌ که‌ دنیای‌ جدید نوید می‌دهد، سکونتگاه‌ خود را ترک‌ کردند و به ‌سوی‌ شهرها روان‌ شدند. عمده‌ آنان‌ چون‌ به‌ سبب‌ شرایط نامناسب‌ مادی‌ و اجتماعی ‌مهاجرت‌ به‌ شهرها را برگزیده‌ بودند، قادر به‌ خرید زمین‌ در محدودهای‌ رسمی‌ شهرها نبودند، پس‌ در حاشیه‌ یا اطراف‌ شهر و خارج‌ از محدودهای‌ رسمی‌ به‌ ساخت‌ آلونک ها، زاغ ها و حلبی‌آبادها مبادرت‌ ورزیدند. این‌ مهاجرت‌ و سکنا گزیدن‌ در ابتدا در حاشیه‌ چسبیده‌ به‌ شهر شکل‌ گرفت‌ و بعدها با ساخت‌ و ساز آلونک هایی‌ که‌ از شهر فاصله‌ داشتند، همراه ‌شد.
ایران‌ که‌ در ابتدا از میان‌ کشورهای‌ در حال‌ توسعه‌ دارای‌ کمترین‌ میزان‌ حاشیه‌نشینی‌ بود، از دهه‌ 60 تاکنون‌ حدود 30 الی‌ 40 درصد جمعیت‌ شهری‌اش به‌ سوی‌ حاشیه‌ نشینی‌ سوق‌ پیدا کرده‌ است‌. در سال های‌ انتهایی‌ رژیم‌ گذشته‌ واکنش ها، جریانات‌ و اعتراضات‌ برخاسته‌ از حاشیه‌نشینی‌ تأثیرات‌ زیادی‌ در تحولات‌ سرزمین مان‌ گذاشته‌ است‌. در سال های‌ 58 تا 60 در شهرهای‌ بزرگ‌ کوشش ‌شد با تشکیل‌ شوراهای‌ گودنشینان‌، این‌ سکونتگاه ها جابجا شده‌ و اسکان‌ مناسبتری‌ برای ‌جمعیت‌ آن ها فراهم‌ شود، اما در سال های‌ بعدی‌ به‌ سبب‌ جنگ‌ و عوامل‌ دیگر عملاً رها شد. جوامع‌ حاشیه‌ نشین‌ و زاغه‌نشین‌ را دیگر نمی‌توان‌ به‌ مثابه‌ جمعیتی‌ شهری‌ به‌ شمار آورد، زیرا اکنون‌ آن ها خود جامعه‌ای‌ خاص‌ را تشکیل‌ می‌دهند که‌ از سطح‌ نیازها و امکانات‌ اجتماعی‌ گرفته‌ تا بافت‌ و ترکیب‌ اجتماعی‌شان و حتی‌ آسیب های‌ اجتماعی‌ و جنبش های‌ برخاسته‌ از آن ها از شرایطی ‌کاملاً متفاوت‌ با جامعه‌ شهری‌ برخوردارند و خود جامعه‌ای‌ با خصایصی‌ ویژه‌ به‌ وجود می‌آورند که‌ نیاز به‌ بررسی‌ و برنامه‌ریزی‌ منحصر به‌ حاشیه‌نشینی‌ و زاغه‌نشینی‌ خواهد بود.
مسائل‌ اجتماعی‌ جامعه‌، پدیده‌هایی‌ اجتماعی‌ اعم‌ از شرایط ساختاری‌ و الگوهای‌ کنشی‌ ای هستند که‌ در مسیر تحولات‌ اجتماعی‌ بر سر راه‌ توسعه‌، یعنی‌ بین‌ وضعیت‌ موجود و وضعیت‌ مطلوب‌ قرار می‌گیرند و مانع‌ تحقق‌ اهداف‌ و تهدیدکننده‌ ارزش ها و کمال‌ مطلوب ها می‌شوند. عوامل‌ خانوادگی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و ساخت ‌اقتصادی‌ و اجتماعی‌ جامعه‌ در بروز مشکلات روحی و مادی بازنشستگان و سالخوردگان موثرند و برای‌ کاهش‌ و حل‌ آن‌ها باید زمینه‌های‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ را که‌ سبب‌ بروز مسایل، مشکلات و کمبودها هستند،‌ از بین‌ برد.
در سال های‌ اخیر انواع‌ آسیب های‌ اجتماعی‌در خانواده ها افزایش‌ چشمگیری‌ نشان‌ می‌دهد که تبعات آن طبعاً حتی به سالخوردگان، سرپرستان خانوارها و بازنشستگان می رسد. اصولاً بخش قابل ملاحظه ای از مشکلات خانواده به کجروی های فرزندان و اعضای جوان تر خانواده بر می گردد؛ به خصوص وقتی که والدین می بینند، فرزندان و خانواده در حال غرق شدند و از دست شان کاری برای آن ها ساخته نیست و صحبت های شان نیز بی تأثیر است. آمارهای ‌اعتیاد، طلاق‌، خودکشی‌، جرائم‌ کیفری‌، کودکان‌ و زنان‌ خیابانی‌، کودک‌ آزاری‌، خانواده‌های‌ بی‌سرپرست‌، علاوه‌ بر ارتشاء، تجاوز، فرار دختران‌ از خانه‌ در حدی‌ است‌ که ‌حالت‌ یک‌ معضل‌ حاد اجتماعی‌ را پیدا کرده‌ است‌. از گذشته‌ نیز مسائلی‌ اجتماعی‌ همراه‌ با مشکلات‌ و معضلات‌ اقتصادی‌ و فرهنگی،‌ شرایطی‌ را به‌ وجود آورده‌ است‌ که‌ برخی‌ آن‌ را آنومیک‌ (شرایط آشفته‌ و نابسامان‌) می‌دانند. جرائم‌، ناکارآمدی‌ در عرصه‌های‌ مختلف‌، از هم ‌گسیختگی‌ ساختار اجتماعی‌ ـ شهری‌، ضعف‌ و افت‌ سرمایه‌های‌ اجتماعی‌ حکایت‌ از این ‌بحران‌ دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار