
روز سیزدهم آبان سال 1358 زمانی که دانشجویان خط امام(ره) سفارت آمریکا در تهران را تسخیر کردند، شش دیپلمات آمریکایی موفق شدند از دست گروگانگیران فرار کنند.
تا مدتها معلوم نبود که این گروگانها کجا هستند و چه سرنوشتی پیدا کردهاند تا اینکه گزارشهای بعدی نشان داد که آنها به سفارتخانههای سوئیس و کانادا گریخته و در ژانویه 1980 با گذرنامههای کانادایی توانستهاند از ایران خارج شوند. اکنون 28 سال بعد از این حادثه، اطلاعات جدیدی از سرنوشت این شش دیپلمات منتشر شده که نشان میدهد سفارت کانادا نه فقط به فرار این 6 آمریکایی از ایران کمک کرده، بلکه کنتیلور سفیر کانادا در تهران بین 1356 تا 1359 به عنوان رئیس مرکز سیا در ایران عمل میکرده است.
روبرت رایت استاد دانشگاه ترنت کانادا در کتابی با عنوان «مهرهها در تهران» فاش کرده که جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا در یک توافق پنهان با جوکلارک رئیسجمهور وقت کانادا به توافق رسیده بود که از سفارت کانادا در تهران به عنوان مرکزی برای جاسوسی علیه ایران استفاده کند. هدف نهایی فراهم آوردن شرایطی برای آزادی گروگانهای آمریکایی از ایران بود.
این گزارش که در آن جزئیات و نحوه اقدام سفیر کانادا در تهران را بیان میکند از آن جهت حائز اهمیت است که بعد از تسخیر سفارت آمریکا در تهران، این اولینبار است که فاش میشود یک سفارت خارجی در تهران به عنوان عامل جاسوسی و جمعآوری اطلاعات برای کشوری دیگر به کار گرفته شده است.
از این گذشته با توجه به اینکه مقامهای آمریکایی بارها اعلام کردهاند که برای جمعآوری اطلاعات از تحولات سیاسی ایران هیچ منبع مستقیمی ندارند، معلوم نیست که آیا هنوز هم سفارت کانادا به عنوان منبع جاسوسی آمریکاییها از ایران محسوب میشود یا نه؟
همکاری در عملیات پنجه عقاب
به نوشته رایت، جیمی کارتر رئیسجمهور وقت آمریکا شخصاًاز جو کلارک نخستوزیر وقت کانادا خواسته بود که از تیلور سفیر کانادا در تهران بخواهد درباره امکانپذیری انجام عملیات «پنجه عقاب» برای آزاد کردن گروگانهای آمریکایی اطلاعات جمعآوری کند.
فلورامک دانلد، وزیر خارجه وقت کانادا نیز این داستان را تأیید میکند و میگوید که دولت کانادا اگرچه آن زمان کش و قوس انتخابات داخلی را پشتسر میگذاشت ولی قول مساعد داد تا جای ممکن به طرف آمریکایی کمک کند.
او میگوید: ما و (آمریکاییها) آن موقع متحدین نزدیکی بودیم ولی عملیاتی که به عهده گرفتیم حرکت کردن روی لبه تیغ بود.
به گفته مک دانلد، تیلور سفیر کانادا در جریان همکاری با آمریکاییها درگیر یک مأموریت مخفی شد و اطلاعاتی جزئی برای آمریکاییها جمعآوری کرد به طوری که این اقدام او نوعی «رقص کانادایی» مشهور شد.
نکته جالب این است که سفیر وقت کانادا، این عملیات را به تنهایی انجام نمیداد بلکه آن را به همراه یک جاسوس مخفی سیا با نام مستعار«بوب» هدایت میکرد که بعد از جریان گروگانگیری به تهران آمده بود. این دو عملیاتی پیچیده را طراحی کردند که شامل یک عملیات کماندویی از صحرا و بازگشت دوباره بود. این همان عملیاتی است که بعدها از آن با نام «چنگال عقاب» از صحرای طبس انجام شد ولی قرین موفقیت نبود.
کتاب رابرت رایت فاش کرده است که آقای تیلور، سفیر وقت کانادا به همراه جیم ادوار رئیس بخش امنیتی سفارت کانادا به همراه «بوب» مأمور مخفی سیا در تهران حتی امکان فرود آمدن بالگردهای آمریکایی در تهران برای انجام عملیات نجات گروگانها را هم ارزیابی کردهاند.
آقای سفیر باور ندارد
بعد از انتشار این کتاب، روزنامه گلوب اندمیل، درباره صحت و سقم اطلاعات کتاب گفتوگو کرده و دستنوشتههای مربوط به این ماجرا را به وی ارائه کرده است. آن طور که روزنامه گلوب اندمیل گزارش کرده خود تیلور نیز بخش اعظم این ماجرا را که او به «عنوان رئیس موقت پایگاه سیا در تهران» عمل میکرده، قبول میکند. تیلور میگوید که فکر نمیکرد زمانی این داستان علنی شود. او گفت: «این داستان 30 سال پنهان مانده بود و برداشت من هم این بود که 30 سال دیگر هم پنهان بماند، فکر نمیکردم که مجبور باشم الان درباره آن صحبت کنم.»
همکاری اطلاعاتی نزدیک با آمریکا
اینکه سفیر کانادا در ایران به عنوان مأمور سیا عمل کرده موضوعی کمسابقه است که حتی در داخل کانادا هم بحثهایی به وجود آورده است. وسلی وارگ استاد علوم سیاسی دانشگاه کانادا معتقد است که افشای این موضوع وضعیت سفارت کانادا در تهران را در وضعیت خطرناکی قرار خواهد داد زیرا ممکن است که ایران این سفارت را نیز به چشم یک لانه جاسوسی نگاه کند. او میگوید: کارمندان سفارت ممکن است درگیر وضعیتی مشابه وضع سفارت کانادا در مسکو در دوران جنگ سرد بشوند. مسائل در حال پیچیدهتر شدن است.»
با توجه به سوابق نه چندان روشن روابط اوتاوا ـ تهران، احتمال استفاده از سفارت کانادا برای جمعآوری اطلاعات برای جامعه اطلاعاتی آمریکا را هم منتفی نمیدانند. ایران میگوید که زهرا کاظمی تبعه کانادایی ـ ایرانی جاسوس بوده و بهرغم هشدارهای دولت ایران از مکانهای حساس تصویربرداری کرده است.
نکته مهمی که آشنایان به مسائل اطلاعاتی به آن اشاره میکنند، تماسهای بسیار نزدیک آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و سرویس اطلاعات امنیت کانادا (CSIS) است. یکی از موارد گزارشهایی است که نشان میدهد دستگاه اطلاعاتی کانادا دو تبعه الجزایری و مراکشی به نامهای محمد حرکات و عبدالزرقاوی را چند سال قبل بدون تفهیم اتهام دستگیر و تحمیل سیا کرده و این دو تحت شکنجههایی مانند «غرق مصنوعی» قرار گرفتهاند.
مناسباتی نه چندان دلچسب
روابط ایران و کانادا اگر چه سال 1996 به یک نقطه اوج رسید و تهران و اوتاوا مبادله سفیر کردند ولی از سال 2007 به بعد مناسبات طرفین به شدت کاهش پیدا کرده و در حال حاضر در حد کاردار است. کانادا طی سالهای گذشته نه تنها از نوعی مناسبات سیاسی محدود و کنترلشده با تهران تبعیت کرده، بلکه در بیشتر موارد به عنوان تسهیل کننده سیاستهای آمریکا در مقابل ایران عمل کرده است. به عنوان مثال، کانادا طی چند سال اخیر بانی قطعنامههای حقوقبشری بوده که در شورای امنیت علیه ایران صادر شده است. به علاوه کانادا جزو معدود کشورهایی است که قطعنامههای شماره 1803، 1696، 1737 و 1747 درباره برنامه هستهای ایران را به طور کامل اجرا کرده است. براساس آمار منتشر شده حجم مبادلات تجاری کانادا در سال 2007 چیزی حدود 312 میلیون دلار بوده که 268 میلیون دلار آن شامل صادرات کاناداییها به ایران است. به علاوه کانادا طی ماههای اخیر از جریان ناآرامیهای داخلی در ایران با نام حقوق بشر حمایت کرده است.