کد خبر: 203035
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۹:۲۸
گفت‌وگو با اصغر استاد حسن معمار، خالق آثاری از دفاع مقدس
کسانی مثل شهید مهدی رجب بیگی، شهید رجبی، شهید محمد تقی طاهر زاده و. . . ، با او که اینک سه دهه است عرصه داستان‌نویسی را برای خدمت به انقلاب و معرفی ارزش‌‌های دفاع مقدس برگزیده، در دفتر گفت‌وگو‌‌های جوان، هم‌کلام شدیم. از داستان‌هایش گفت که راستی‌شان به صداقت راه و روش شهداست. با ما همراه باشید. معرفی هر شخصی از زبان خودش شیرین‌تر است و البته کامل‌تر. پس از معرفی خودتان شروع کنید. اصغر استاد حسن معمار هستم. متولد سال 1340 در تهران، شغلم نویسندگی است و به طور مشخص از سال 1358 داستان می‌نویسم. هرچند که قبل از انقلاب مدتی شعر هم می‌گفتم و جسته گریخته مطالبی می‌نوشتم، اما تاثیر تحولات انقلاب باعث شد به طور جدی به این کار بپردازم. پدرم از پیشکسوتان صنعت چاپ بود و از همان کودکی با کاغذ و چاپ و نشر و نشریه آشنا شدم. اندک استعدادی در زمینه انشا نویسی داشتم که باعث می‌شد همکلاسی‌هایم انشا‌‌های خود را به من واگذارند. هرچند هنوز هم بعضی از همسایه‌‌‌ها برای نوشتن انشای بچه‌هایشان به من مراجعه می‌کنند. به هرحال با توجه به قریحه نویسندگی و آشنایی نسبی‌ام با مقوله نشر از طریق شغل پدر، کم کم به نوشتن روی آوردم. به لحاظ رسمی از چه زمانی به داستان نویسی پرداختید؟نمی‌شود گفت رسمی، اما از سال 1358 یعنی از سن 18 سالگی سعی کردم به طور مرتب بنویسم. در جو انقلابی آن زمان لزوم نوشتن در مورد انقلاب اسلامی و تبعات آن به وضوح احساس می‌شد و برخی از نهاد‌‌ها نیز با درک این نیاز، دست به برگزاری مسابقات داستان نویسی با موضوعات روز می‌زدند که من هم در یکی از این مسابقات رتبه برتر را کسب کردم. آن داستان جزو اولین تجربیات داستان نویسی‌ام بود و با ضبط صوت کوچکی که جایزه گرفتم، امیدوار به ادامه مسیر انتخابی‌ام شدم. لطفاً روندی کلی از فعالیت‌‌های هنری‌تان بگویید. بعد از توجه جدی به مقوله داستان‌نویسی سعی کردم در کلاس‌‌های مختلف این فن شرکت کنم. مثل اولین دوره کلاس‌‌های داستان‌نویسی حوزه‌ هنری و دوره عالی داستان‌نویسی و نویسندگی برای جانبازان اهل قلم، در این کلاس‌‌ها اساتید مجربی چون استاد ابراهیم حسن بیگی حضور داشتند که تجربه‌ مفیدی در اختیارم قرار دادند. از دهه هفتاد نیز به همراه حاج مجتبی شاکری که خود از جانبازان 70 درصدی جنگ تحمیلی هستند، به دفتر هنر و ادبیات ایثار متعلق به معاونت فرهنگی بنیاد جانبازان رفتم و چند سالی در آنجا فعالیت کردم. در این بین دست به نگارش کتاب‌‌‌های داستان در گونه‌‌‌های رمان، داستان بلند و داستان کوتاه زدم و در کنار آن، به ویراستاری و تدوین مجموعه‌‌‌های داستانی در مورد جانبازان و رزمندگان نیز پرداختم. فعالیت‌تان در دفتر مذکور چه بود؟عمده فعالیت ما در آن دفتر جمع‌آوری خاطرات رزمندگان، جانبازان و در کل ایثارگران بود و این مطالب را در مجموعه‌هایی به چاپ می‌رساندیم. علاوه بر این امر به فعالیت‌هایی چون برگزاری مسابقات داستان‌ نویسی و چاپ آثار برگزیده این مسابقات، دعوت از جانبازان و رزمندگان پرحادثه و استفاده از خاطرات آنها برای نگارش مجموعه‌ها، پیرایش و ویرایش کتاب‌‌‌های داستانی و خاطر‌‌ه‌های مربوط به دوران انقلاب و دفاع مقدس و. . . می‌پرداختیم. البته این دفتر اکنون منحل شده است. به آثارتان بپردازیم، اولین کار منتشرشده‌تان چه بوده؟اولین کتاب مستقلی که از من به چاپ رسیده، «شیدا» نام داشت که مجموع سه داستان بلند در مورد دفاع مقدس بود. این کتاب در سال 1387 به چاپ رسید. البته این که می‌گویم اولین اثر مستقل به این دلیل است که پیش از آن آثاری از من در نشریات مختلف و مجموعه‌هایی که در دفتر هنر و ادبیات ایثار جمع‌آوری می‌کردیم به چاپ رسیده بود. بعد از شیدا که آثاری دارید؟ لطفاً در مورد مفاهیم و موضوعات برخی از آثارتان نیز توضیحاتی بدهید. بعد از شیدا، آینه عشق، روشنایی آتش، برخیز ای بخت خفته، تا شقایق هست (با همکاری حاج آقا شاکری)، آلبوم عکس، کتاب زندگی و. . . را به نگارش درآوردم. در کل تمامی این کتاب‌‌ها در زمینه انقلاب و دفاع مقدس هستند. «شیدا» داستان یک جانباز شیمیایی است که به همراه خانواده خود به سفری می‌رود و در آنجا با یک خانواده‌ کاملاً متفاوت ( از لحاظ فکری) روبه‌رو می‌شوند و اتفاقاتی باعث تحول روحی شیدا، شخصیت اصلی داستان می‌شود. در این داستان سعی کرده بودم تا مظلومیت و مقاومت جانبازان شیمیایی‌مان را نشان دهم.«برخیز ای بخت خفته» دو داستان بلند داشت که یکی از آنها الهام گرفته از ماجرای واقعی شهید محمد تقی طاهرزاده بود. حتماً می‌دانید که شهید محمد تقی طاهرزاده به مدت 16 – 17 سال در کما به سر برد و پدر و مادرش از او مراقبت می‌کردند. در داستان من ایشان بعد از دوم خرداد سال 1376 به هوش می‌آیند و با جامع‌‌های کاملاً دگرگون شده از لحاظ فکری و عقیدتی روبه‌رو می‌شوند. داستان دوم این مجموعه نیز در مورد شهید رجبی بود. جانباز اعصاب و روانی که چند سال پیش به زندان می‌افتد و بر اثر اهمال کاری برخی از مسؤولان زندان همان جا به شهادت می‌رسد. تقریباً تمامی آثار شما به نوعی با دفاع مقدس ارتباط دارد، دلیل این مسأله چیست؟به طور کلی هدف من از نوشتن، نشر، گسترش و دفاع از ارزش‌‌های دفاع مقدس است. از همان ابتدایی که دست به قلم بردم این هدف را دنبال کرده و اکنون نیز در همین مسیر قلمفرسایی می‌کنم. البته بعضی اوقات سعی می‌کردم داستانهایی با پس زمینه اجتماعی بنویسم، اما ناخودآگاه قلمم به سوی وقایع انقلاب و دفاع مقدس می‌رفت. شاید یک دلیل آن حضور خود من در جریان انقلاب و جبهه‌‌‌های جنگ باشد، ولیکن احساس می‌کنم این قضیه بیشتر مربوط به اثرات دفاع مقدس در جامعه می‌شود. قصد پرداخت تخصصی به مقوله داستان‌نویسی را ندارم، اما در داستان‌هایی که شرح دادید به نوعی برخورد آدم‌‌های جنگ با اجتماع بعد از آن را به تصویر کشیده بودید. منظورتان از تأثیری که گفتید همین بود؟بله، به طور مثال در داستان برخیز ای بخت خفته، ما با دو رزمنده روبه‌رو می‌شویم که هر دو درگیر جامعه بعد از جنگ می‌شوند و حتی یکی از آنها ( شهید رجبی) به طرزی بی‌رحمانه توسط برخی از ناهنجاری‌‌‌های این اجتماع از بین می‌رود. من در داستان‌هایم سعی کرده‌ام به دوران بعد از جنگ و مسائل روز که به نوعی با مقوله دفاع مقدس در ارتباط بوده، بپردازم. برای خلق آثاری این‌چنینی که ریشه در واقعیت دارند مسلماً نیازمند تحقیقاتی نیز بوده‌اید. درست است؟بله همین طور است. به طور مثال در مورد کتاب برخیز ای بخت خفته، وقتی که می‌خواستم به داستان دوم این مجموعه یعنی شهید رجبی بپردازم، سعی کردم تمامی مقالات، اخبار، گزارشات و در کل اطلاعات مربوط به ایشان را جمع‌آوری کنم. حتی اطلاعاتی در مورد زندانی که این شهید در آنجا بسر می‌برد و موارد دیگر، در دیگر آثارم نیز با توجه به حضور خودم در جبهه، حتی‌المقدور سعی‌ام این بوده که داستان‌هایم مستنداتی داشته باشند. برگردیم به فعالیت‌‌های جنبی‌تان، گفتید که دفتر هنر و ادبیات ایثار بعد‌‌ها منحل شد. بعد از آن در زمینه جمع‌آوری مجموعه خاطرات رزمندگان فعالیتی نداشتید؟چرا بعد از سال 1380 که این دفتر منحل شد، به همت حاج آقا شاکری دفتر دیگری نظیر همین دفتر در سازمان بسیج دانشجویی تأسیس شد که تقریباً فعالیت‌‌‌های دفتر قبلی را در اینجا هم ادامه می‌دهیم. البته با رویکردی جدید، چرا که اکنون عمده مخاطبان ما دانشجویان و جوانان هستند و بالطبع سعی می‌کنیم نوع ارتباط‌ مان با آنها مناسب سن و وضعیت فکری‌شان باشد. چه جور تناسبی؟ منظورم رویکرد جدیدی است که گفتید. خب مسلماً وقتی که ما با جوانان و نسل امروزی طرف هستیم. می‌بایست برای ارتباط هرچه بهتر با آنها زبانی امروزی‌تر را برگزینیم. به طور مثال در کتاب تا شقایق هست، من و حاج آقا شاکری سعی کردیم موضوع دفاع مقدسی این کتاب را طوری بنویسم که مطابق سلیقه دانشجویان باشد و این عزیزان را جذب کند. تا به حال چه موفقیت‌هایی در مورد آثارتان کسب کرده‌اید؟ غیر از همان داستانی که در اوایل انقلاب برگزیده شد، در چند مسابقه دیگر نیز توفیقاتی به دست آورده‌ام. مثل مسابقه داستانی با موضوع امام رضا(ع) که داستان کوتاهم برگزیده شد. در مسابقات داستانی جشنواره رهاورد سرزمین نور نیز برگزیده شدم و در اولین جشنواره ادبیات پایداری به عنوان نویسنده جانباز از بنده تقدیر شد. به غیر از این موارد در مسابقات متعددی نیز به عنوان داور حضور داشته‌ام. به عنوان یک نویسنده فضای کنونی ادبیات ارزشی به خصوص ارزش‌‌های انقلاب و دفاع مقدس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟هرچند اخیراً آثاری چون «دا»، خاطرات شهید نظرنژاد و چند اثر دیگر با اقبال خوبی از سوی مردم روبه‌رو شده‌اند، اما به شخصه معتقدم جا برای کار بیشتر وجود دارد و هنوز به لحاظ کمی و کیفی، کمبود‌‌های فراوانی در این زمینه به چشم می‌خورد. متأسفانه حمایت‌‌های لازم از چنین آثاری نمی‌شود و خود من برای نشر برخی از آثارم با مشکلات زیادی روبه‌رو بوده ام. به طور مثال برای انتشار کتاب «برخیز ای بخت خفته» مجبور شدم خودم بسیاری از هزینه‌هایش را تقبل کنم و آن را در یک انتشاراتی به طور مستقل به چاپ برسانم. و حرف آخر. حرف آخرم از دغدغه‌هایم نشأت می‌گیرد. اینکه بتوانم در مسیری که قدم نهاده‌ام مفید باشم و با نوشتن در مورد شهدا و ارزش‌‌های انقلاب و دفاع مقدس، در آشنایی هرچه بیشتر و بهتر نسل جوان با این ارزش‌‌ها قدمی ولو کوچک بردارم. امیدوارم مسؤولین نیز توجه هرچه بیشتری به آثار ارزشی داشته باشند تا نویسندگان و هنرمندان ما با طیب خاطر بیشتری به فعالیت بپردازند که هرچه در این راه قلمفرسایی شود باز هم کم است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار