این روزها سخن از حمله به غزه، حمله به لبنان، حمله و بمباران سوریه، حمله به ایران از سوی رژیم صهیونیستی و برخی مقامات آمریکایی بسیار شنیده میشود.
حسابگری موجب شده تا بانیان اینگونه مواضع تهدیدآمیز پا را از سخن فراتر نگذارند و به فرجام ویرانگر هر اقدام فکر کنند.
آمریکا نمیتواند سیاستهای خود را به جز تفکر نظامیگری به پیش ببرد و تراستهای اقتصاد تسلیحاتی آن بدون ایجاد تشدید ناامنی وبیثباتی و جنگ نمیتوانند بر پا بایستند و یا اینکه برای پیشبرد سیاستهای هژموتیک زمینهسازی کنند.
صهیونیستها اساساً با وحشیگری نظامی و خونریزی بر فلسطین مسلط شده و بدون آن نیز نمیتوانند ادامه حیات پیدا کنند و اصلاً جامعه پادگانی صهیونیستی بدون کارکردهای برتریطلبانه ارتش صهیونیستی انسجام نمییابد و دچار فروپاشی و واگرایی و فرار از مرکز خواهد شد.
اقدامات آمریکا در خاورمیانه با وجودی که به اهداف خود نرسیده و شعارهای خود را محقق نکرده ولی برای منطقه و جهان خسارت بار بوده و جلوی رشد و شکوفایی طبیعی در منطقه را گرفته و خسارتهای زیانباری به جای گذاشته است.
سیاستهای جنایتکارانه صهیونیستها نیز به جز کشتار و قتل و ویرانی و اشغالگری، به مبانی حقوق بشری و انساندوستانه نیز تجاوز کرده و به دنبال همسانسازی این قواعد و قوانین با رفتار غیرانسانی خود میباشد.
وجود رژیم صهیونیستی، به جز تراژدی یکصدساله در فلسطین، عنصری ناامنیساز و تهدیدگر و غیرمنسجم با محیط منطقهای و حتی جهانی است. این رژیم در جنگ دو کره، مناقشات کشمیر، تنش در مناسبات پاکستان و هند، بحران بالکان، جنگهای موجود در آفریقا و آمریکای لاتین، جنگ ویتنام و چین و تقریباً تمامی رویدادهای غیر انسانی و حتی وارد کردن آمریکا به جنگ در عراق و افغانستان دخالت دارد. بنا بر آخرین گزارش این رژیم، رتبه چهارم در فروش تسلیحات در جهان را با 10 درصد فروش به خود اختصاص داده است. جنگ افروزی پایهای برای کسب سرمایه، مدخلی برای اثرگذاری و بازیگری، اصلی برای مدیریت پتانسیل و رویکرد دیگران، قانونی برای برتریسازی و هژمونسازی منطقهای، در سیاست صهیونیستهاست.
نمیتوان در قبال تهدیدات این رژیم در قبال غزه، لبنان و دیگر مناطق ساکت ماند، چرا که بازتاب هر اقدامی برخوردهای باثبات در منطقه و منافع و امنیت ما نیز مؤثر است.
قاعده بازی تغییر کرده و اینطور نیست که هرکس در لاک خود فرو میرود و صحنه بازی و وسعت جغرافیای بازی را صهیونیستها و آمریکا تعیین کنند. نمیتوان اجازه داد منطقه با ماجراجوییهای جدید، مداخلهگری و اشغالگری جدید روبهرو شده و همواره هزینه جنگافروزیهای آنها را بپردازد.
هر نقطه از منطقه همچون باروتی است که منتظر جرقه و انفجار است. تفاوت نمیکند از کدام سو و جهت، این جرقه، اتفاق میافتد، مهم این است که واکنش، همه چیز را فرا میگیرد و اینبار فقط شکست و ناکامی و بنبست در سیاستهای نظامی و جنگ افروزانه نیست بلکه نقشه سیاسی منطقه تغییر خواهد کرد و باید از هماکنون برای منطقه بدون رژیم صهیونیستی و آمریکا، برنامهریزی کنیم.
موازنه قوا در سطح منطقه به نحوی است که سیاستهای پیشدستانه در اقدامات امنیتی، از انحصار خارج شده و یکی از گزینهها نیز که به شکل فعال در دستور کار است، پیشدستی در دامگذاری و پیشدستی در اقدام میباشد.