
«هیچ نیرویی نمیتواند با حماس بر سر تقسیم قدرت به مذاکره بنشیند، حتی رقیب اصلیش فتح» این جملهای است که هفتهنامه فرانسوی نوول اوبزرواتور در گزارش خود از غزه و به مناسبت اولین سالگرد جنگ 22 روزه نوشته است. گزارشگر این هفتهنامه برای تهیه گزارش خود به نوار غزه رفته تا از نزدیک اوضاع آنجا را مشاهد کند، اما دریافته که با وجود سپری شدن یک سال از حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه، این منطقه کماکان به صورت جنگ زده خود باقیمانده و بازسازی نشده است.
فرستاده ویژه این هفتهنامه به منطقه جبالیا در شمال شهر غزه رفته و در آنجا شرایط سخت اهالی مناطق جنگ زده را مشاهده کرده که در منازل بسیار کوچک با یک یا دو اتاق اسکان داده شدهاند. به گزارش وی، اهالی نمیتوانند خانههای خود را بازسازی کنند زیرا به دلیل محاصره منطقه از سوی رژیم صهیونیستی امکان ورود هیچ گونه مصالحی اعم از سیمان یا لوازم آهنی به نوار غزه وجود ندارد. آنچه این فرستاده در نوار غزه مشاهده کرده ماجرای هر روزه ساکنان این منطقه است که به واسطه محاصره رژیم صهیونیستی، آنان از تهیه مایحتاج اولیه انسانی محروم ماندهاند.
گروههای امدادی به مناسبت سالگرد جنگ 22 روزه بیانیهای صادر کردهاند و با ارائه گزارشی شبیه گزارش فرستاده هفتهنامه نوول اوبزرواتور از وضعیت مردم غزه، رژیم صهیونیستی و حتی جامعه جهانی را به دلیل محاصره شدید نوار غزه محکوم کردهاند. جرمی هابز، مدیر آکسفام از سازمانهای بینالمللی امدادرسانی در مورد محاصره غزه و وضعیت مردم این منطقه گفت: «قدرتهای جهانی کوتاهی کرده و به شهروندان عادی غزه خیانت کردهاند.» این خیانت اکنون با برنامه مصر برای ساخت دیوار فولادی در طول مرز خود با غزه شکل تازهتری پیدا کرده و تنشهای جدیدی را به وجود آورده است. مصر برای تشدید محاصره غزه پا را فراتر گذاشت تا آنجا که سعی کرد راه را بر قافله امدادی کشورهای مختلف به آن منطقه ببندد. این قافله که متشکل از 250 کامیون از ملیتهای مختلف بود سعی داشت تا کمکهای غذایی و دارویی را به دست اهالی غزه برساند که با ممانعت نیروهای مصری روبهرو شد. با توجه به محاصره حدود سه ساله مردم این منطقه میتوان پرسید که مسأله اساسی در این امر چیست و چرا مردم غزه در طول این مدت شاهد چنین رفتار ضد انسانی با خود بودهاند؟
شاید اولین و سادهترین پاسخ به این مسأله مقاومت حماس در این منطقه و عدم سازش با رژیم صهیونیستی باشد. اسراییل از سال 2007 و به دلیل مخالفت حماس با به رسمیت شناختن آن رژیم نوار غزه را محاصره اقتصادی کرد و همواره حملات و مقاومت حماس را دلیل محاصره و حمله به این منطقه دانسته است. این چیزی است که دستگاه تبلیغاتی رژیم صهیونیستی و غرب برای توجیه جنگ افروزیهای صهیونیستها در این منطقه علم کرده و در تحت آن سعی کردهاند تا با به تصویر کشیدن نمایی منفی از مقاومت، اعمال صهیونیستها را توجیه کنند. هر چند که حماس در طول 22 سال عمر خود و به خصوص در طی سه سال حاکمیت بر نوار غزه به هیچ وجه حاضر به تأیید موجودیت رژیم صهیونیستی نشده و همیشه بر مبارزه با این رژیم تاکید کرده، اما باید توجه داشت که خصومت رژیم صهیونیستی با نوار غزه تنها به حماس و مقاومت آن محدود نشده و دلایل دیگری نیز دارد. در واقع، مسأله نوار غزه برای رژیم صهیونیستی موضوعی پیچیده و غامض بوده به نحوی که اگر حماس و مقاومت آن نیز در این منطقه نمیبود، باز این منطقه و مردم آن مشکل اساسی برای رژیم صهیونیستی بوده و حکم خاری در چشم آن رژیم را داشتند.
این موضوع را میتوان از وضعیت جغرافیایی و ترکیب جمعیت نوار غزه و قیاس آن با کرانه باختری رود اردن دریافت. منطقه غزه که به دلیل کم عرض بودن، نوار غزه (Gaza Strip) خوانده میشود با مساحتی حدود 360 کیلومتر مربع در جنوب غربی فلسطین اشغالی واقع شده که از ناحیه شمال و شرق 51 کیلومتر مرز مشترک با فلسطین اشغالی، از ناحیه جنوب 11 کیلومتر مرز مشترک با مصر دارد و از ناحیه غربی حدود 40 کیلومتر در سواحل دریای مدیترانه قرار گرفته است. در این منطقه کمعرض و محدود جغرافیایی حدود یک میلیون و 500 هزار فلسطینی ساکن هستند که قسمت عمدهای از آن کسانی هستند که از سال 1948 تا کنون بر اثر اشغالگریهای صهیونیستها مجبور شدهاند تا خانه و کاشانه خود را در فلسطین اشغالی ترک کرده و به این منطقه وارد شوند. از این رو، منطقه غزه در مدت کوتاهی شاهد رشد سریع جمعیت بوده به صورتی که تا سال ۱۹۶۷ جمعیت نوار غزه شش برابر شد و از آن زمان این جمعیت همواره در حال رشد بوده است. رشد حدود 8/2 جمعیت در نوار غزه باعث شده تا این منطقه مبدل به یکی از پرمتراکمترین مناطق جهان شود به گونهای که شهر غزه به لحاظ تراکم جمعیتی از متراکمترین شهرهای جهان شمرده میشود.
با قیاس وضعیت جغرافیایی و جمعیتی این منطقه با کرانه باختری رود اردن دو ویژگی قابل توجه برای نوار غزه نمایان میشود؛ نخستین ویژگی در مقایسه نسبت خاک و میزان تراکم جمعیتی بین کرانه باختری و نوار غزه است. بنابر بیانیه سازمان آمار فلسطین در رامالله، جمعیت کرانه باختری 5/2 میلیون فلسطینی است. با توجه به وسعت 5879 کیلومتری این منطقه و تراکم 5/1 میلیون فلسطینی در محدوده 360 کیلومتری نوار غزه حد بالای نفوس فلسطینی در نوار غزه معلوم میشود. این موضوع به معنای آن است که نوار غزه نسبت به کرانه باختری از تراکم جمعیتی بسیار بالاتری برخوردار بوده به گونهای که وسعت زمین قادر به تحمل این حجم از تراکم را ندارد. چنین مسألهای از دید مقامات رژیم صهیونیستی به معنای خطر برای بقای آن رژیم است به خصوص آنکه اکثر قریب بالاتفاق سکنه نوار غزه را کسانی تشکیل میدهند که از فلسطین اشغالی به این منطقه آمده و همواره موطن اصلی خود را در دیگر اراضی فلسطین اشغالی میدانند. در واقع پاگرفتن جنبش حماس و به طور کلی مقاومت مردمی این منطقه در برابر رژیم صهیونیستی چندان با این پدیده بیارتباط نیست. میتوان گفت که مقاومت در این منطقه بیش از هر چیز دیگر برخاسته از مردم غزه و نگاه آنان به کل سرزمین فلسطین است که خود را آواره از آن میدانند و همواره سرزمین اصلی خود را در ورای باریکه محدود غزه میجویند. از سوی دیگر، نوار غزه به لحاظ جغرافیایی از ویژگی دیگری نیز نسبت به کرانه باختری برخوردار است که در واقع، همین ویژگی خود به خود برای بقای رژیم صهیونیستی یک تهدید شمرده میشود. کرانه باختری به لحاظ جغرافیایی به گونهای است که منطقه بستهای بوده و از هر سو در محاصره زمینی اردن و رژیم صهیونیستی قرار گرفته است. برخلاف کرانه باختری، نوار غزه با داشتن حدود 40 کیلومتر خط ساحلی به دریای آزاد دسترسی کامل دارد. ویژگی مرز دریایی برای نوار غزه به معنای آن است که این منطقه به لحاظ جغرافیایی منطقه بستهای نیست و همواره آزادی ارتباط با دیگر نقاط جهان را داراست. این ویژگی امکانات خاصی را به این منطقه میدهد که کرانه باختری از آن محروم است و باعث میشود تا نوار غزه بتواند برخلاف کرانه باختری، با داشتن ارتباط دریایی با جهان آزاد و با استفاده از آن شرایط اقتصادی و حتی نظامی خود را تغییر دهد. اگر چه رژیم صهیونیستی در حال حاضر این منطقه را از هر سو تحت محاصره خود درآورده اما باید توجه داشت که این محاصره در وضعیت خاص جنگی قابل دوام است و در صورت تشکیل دولت مستقل فلسطینی، صهیونیستها نمیتوانند مانع دسترسی نوار غزه به دریای آزاد و نتایج آن شوند، گذشته از اینکه حتی در این شرایط نیز مقاومت فلسطینی نشان داده که میتواند از ویژگی جغرافیایی خود برای بالا بردن توانش بهره برده و صهیونیستها حتی با 22 روز جنگ بیامان نیز نتوانستند مانعی در برابر آن ایجاد کنند.
دو ویژگی جمعیتی و جغرافیایی نوار غزه دو عاملی است که خود به خود برای موجودیت و بقای رژیم صهیونیستی تهدید به شمار میروند. تهدیدآمیز بودن این دو ویژگی چندان ارتباطی به شرایط فعلی ندارد، بلکه در صورت ایجاد صلح بین فلسطینیان و صهیونیستها و تشکیل کشور مستقل فلسطینی این دو ویژگی برای رژیم صهیونیستی نقش تهدیدآمیزتری را خواهد داشت. به عبارت روشنتر ترکیب بالای جمعیتی نوار غزه و دسترسی مردم این منطقه به آبهای در شرایط صلح و در بلند مدت میتواند نیرویی به مراتب قدرتمندتر از وضعیت فعلی را در این منطقه ایجاد کند و محدوده تنگ جغرافیایی مطالبات ارضی بیشتری را برای این نیرو به وجود خواهد آورد؛ مطالباتی که چشم به سرزمین مادری در فلسطین اشغالی دارد. این واقعیتی است که به صورت طبیعی بر این منطقه سایه انداخته و از این رو، نوار غزه به نحو اصولی برای رژیم صهیونیستی یک تهدید به شمار میرود. حضور حماس در آن تنها بهانهای به دست صهیونیستها داده تا هجمههای خود را بر مردم غزه وارد کنند اما در واقع، خود این منطقه و مردم آن هستند که برای آنان تهدید بوده و با محاصره و حملههای بیامان خود سعی به رفع تهدید اصلی را دارند.