کد خبر: 202689
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۸:۰۰
به بهانه اکران آخرين ساخته عليرضا اميني
حميد نورشمسي - ماجراي ژانر سينمايي فرهنگي و يا مخاطب خاص در سينماي امروز کشور ما به مانند اسم اين گونه سينمايي به موردي استثنايي و به شدت خاص تبديل شده است. از همان روزي که اين نام را بر روي فيلم‌هاي فرهنگي توليدات سينمايي کشورمان پذيرفتيم، بي‌محابا به اين موضوع تن داده‌ايم که تجربه‌هاي ادراکي، شهودي و حتي معنوي نسل جديد فيلمنامه‌نويسان و فيلمسازان کشور قابل توجه براي تمامي مخاطبان نيست و از همين منظر و با جدا‌سازي تدريجي مخاطبان به ظاهر جدي و غير جدي بدنه سينماي کشور به شکلي ناخواسته مسير تجربه آزمايي را براي تثبيت يک نگاه سينمايي نيز براي فيلمسازان داخلي به مسيري خاکستري و بدون پايان تبديل کرده‌ايم.«استشهادي براي خدا» به عنوان آخرين اثر اکران شده عليرضا اميني که اين روزها بر پرده سينماها در حال عرضه به مخاطبان است از همان ابتدا با پذيرش اين تقسيم‌بندي‌ها گويا سعي دارد برخي فضا سازي‌هاي مبهم و عدم توانايي اميني در روايت را توجيه کند. گويا اين عنوان و نيز افزودن عنوان تجربه‌گرايي در عالم سينماي ايران را مي‌توان به عنوان محملي براي عدم اذعان به حتي کوچک‌ترين ضعف‌هاي تکنيکي و حتي نگارشي در ساخت يک اثر دانست بي آنکه اذعان کنيم که حد پايان آن براي يک فيلمساز کجاست و مخاطب و منتقد از چه زماني مي‌تواند احياناً خرده‌اي هم به او بگيرد. به ديگر زبان نبايد از ياد برد تجربه کردن در خلق فضا سازي‌هاي سينمايي به معني تهي کردن ساختار از محتوا و نيز خلق تصاويري مبهم و تنها زيبا نيست بلکه به معني ايجاد گفتمان‌ها و پيوندهاي فکري و احساسي متفاوت اما از جنس مخاطب با اوست.تجربه‌اندوزي تا كجااستشهادي براي خدا داستان راننده بازنشسته قطاري است به نام «فتحي» که پس از 20 سال به روستاي خود بازگشته تا از مردم و همسرش حلاليت بطلبد. 20 سال پيش «نرگس» همسر فتحي به دليل ريزش بهمن به اجبار چند روزي را در كوهستان همراه دو سرباز سپري كرده بود، اين موضوع باعث شد تا مردم روستا به او تهمت‌هاي ناروا نسبت دهند. فتحي كه ديگر تحمل تهمت‌هاي مردم را نداشت پس از آتش زدن مزارع روستاييان همسر خود را ترك كرده و 20 سال ناپديد مي‌شود تا اينكه در اواخر عمرش در حالي كه از بيماري تنفسي رنج مي‌برد و روزهاي آخر زندگي را پشت سر مي‌گذارد به روستا باز مي‌گردد. در اين حال شيخ اميرمحمد روحاني روستا و رحمت گوركن روستا به او خبر مي‌دهند كه همسرش سال‌هاست كه در بالاترين نقطه كوه جايي كه كمتر انساني تاب و توان رفتن به آنجا را دارد يكه و تنها زندگي مي‌كند. فتحي از آنان مي‌خواهد تا او را براي يافتن همسرش و همچنين گرفتن حلاليت از مردم روستا كمك كنند.شيخ اميرمحمد تلاش فراواني مي‌كند تا شايد مردم را راضي كند از گناه فتحي بگذرند اما مردم رضايت خود را منوط به گرفتن رضايت از نرگس مي‌دانند. آنان معتقدند كه نرگس از سويي مظلومانه متهم به بي عفتي شده و از ديگر سو شوهرش بيرحمانه او را تنها گذاشته و 20 سال او را ترك كرده بود.داستان اين فيلم در مقايسه با ديگر تجربيات سال‌هاي نه چندان دور اميني نشان مي‌دهد که اميني در مسير تجربه‌گرايي خود در سينما تنها به اين موضوع از زاويه تکنيک و سخت‌افزار نگاه کرده است و جنس روايت و نوع شخصيت‌سازي داستاني براي او در سير فيلمسازي‌اش نشان از علاقه او به تجربه ندارد.استشهادي براي خدا داستان مرگ است اما مرگي که در کنار بسياري از عناصر زندگي تعريف مي‌شود. در ابتداي نمايش آنچه براي مخاطب تعريف مي‌شود پاياني است که منجر به مرگ «فتحي» مي‌شود اما در ادامه با تحليلي محتوايي برخاسته از نوع نگاه تکنيکي کارگردان و خلق تصاويري گنگ و صرفاً زيبا از رسيدن فتحي به کلبه همسرش، اميني مي‌کوشد جريان داشتن بستري از زندگي در مرگ را با تجربه سينمايي خود به نمايش بگذارد و در راه اين تجربه از رگه‌هايي از طنز نيز بهره مي‌برد.تجربه‌هاي تغييرناپذيراز سوي ديگر فاصله زياد زمان ساخته شدن اين فيلم تا زمان اکران عمومي آن مي‌تواند دليلي بر ريتم کند و زبان گاه‌به‌گاه نامألوف فيلم باشد. استشهادي براي خدا با توجه به نوع نگاهي که سازنده آن به فرآيند ساخته شدن آن داشته است به احتمال زياد براي مخاطباني از جنس سال‌هاي توليد آن مي‌توانسته است محلي از دقت و تامل باشد اما راويان استشهاد امروز اميني به واقع بايد در تلاشي دروني به اين درک برسند که ريتم کند فيلم آقاي کارگردان تنها به خاطر همخواني با محتواي اثر است و مکث‌هاي اميني بر روي برخي از تصاوير در واقع تنها شگرد تجربي او براي متوجه کردن مخاطبانش با معاني و مفاهيمي است که او در نظر دارد براي مخاطبان خاص سينمايش بگويد.سينماي اميني نمونه‌اي است کامل از تجربه به خدمت در آمدن تمامي ابزار و لوازم در اختيار نگاه فيلمساز براي انتقال يک مفهوم و انديشه که در اين باره و براي اميني بايد اذعان داشت که نگاه او به سينما از نخستين گام‌هاي وي در فيلمسازي به همين صورت بوده است و به نظر مي‌رسد او در ادامه مسير فيلمسازي خود نيز تنها به استمرار و ثبات اين نگاه مي‌انديشد.از نظر گاه مضمون، استشهادي براي خدا را مي‌توان تجربه اي دانست که در خلق فضاي ضد ژانر و ساختار شکنانه براي مخاطب کمي با ابهام عمل کرده است. نوع نگاه اميني به حضور و باور اعتقادات مذهبي در ميان مردماني که بدنه اثر او را تشکيل مي‌دهند و نشان دادن قرار گرفتن آنها در مسير باور کردن از سر اجبار و اضطرار اين انديشه‌ها، اثر او را به نوعي بيگانگي و ناشناختگي براي مخاطب پيش برده است تا جايي که نمايش او در از ميان برداشتن مرزهاي جغرافيايي و زماني جامعه كوچكي كه نام و نشان خاصي ندارد اما نكبت و بدبختي مردمش را در كام خود فرو برده است حتي در اکراني غير فرهنگي نيز به نظر مخاطباني بيش از اين به خود اختصاص نمي‌داد.اگر چه به اعتقاد تهيه کننده استشهادي براي خدا گاه با تصاوير خود به شاعري مي‌پردازد و ماحصل کار او پخته‌تر از يک اثر سينمايي صرف است اما بد نيست فيلمسازان شاعر مسلک تجربه پرداز اين روزهاي سرزمين ما کمي، لاقل کمي روحيات، باورها و نيز قابليت انديشه و استنتاج مخاطبان خود را نيز از يک پديده اجتماعي مورد توجه قرار دهند و فضاهاي گاه متافيزيک زده و عرفان نماي حاکم بر انديشه شهري را تام و تمام در قالب اثرشان به مخاطب حتي خاص و به اصطلاح فرهنگي سينما بدون هيچ منطق روايي و نيز استنتاج ذهني تحميل نکنند. فراموش نکنيم با همه تقسيم‌بندي‌هاي ما سينما هنري است براي همه مخاطبان و اگر روزي به هر دليلي از اين موضوع وا ماند خود به خود، وجود خود را زير سؤال برده است. اين موضوع را مي‌توان از تمام مخاطبان سينما به صورت حتي «محلي» استشهاد گرفت.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار