گزارش و عکس: حسین فصیحیجانیان تبهکاری که پس از قتل فجیع راننده 65 ساله آژانس 23 روز آزادانه با خودروی مقتول در کشور سفر میکردند با شکایت مرد مالباختهای از آنان سرانجام دستگیر و پس از اعتراف به ارتکاب قتل درگذشته در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شدند. به گزارش خبرنگار «جوان»، اعضای خانواده مرد 65 سالهای به نام «مظفر» نوزدهم فروردین سال 87 مأموران پلیس را از گم شدن پدر خود با خبر کردند، اما تلاش پلیس برای رسیدن به سرنخ از فرد مورد نظر یا خودروی او ناکام ماند تا اینکه شکایت مرد مالباختهای پس از گذشت سه هفته از این اتفاق از اعضای یک باند زورگیری، پرده از راز یک جنایت مخوف برداشت. اعضای باند 23 روز پس از ارتکاب جرم، مأموران پلیس را به سوی جسدی در لواسان هدایت کردند.
جلسه دادگاه، خواندن کیفر خواست قاضی نورالله عزیز محمدی روز گذشته نماینده دادستان را برای خواندن کیفرخواست به جایگاه فرا خواند. صفیزاده گفت:«محسن» متهم است به مباشرت به قتل عمدی مظفر که راننده آژانس بوده که در پوشش مسافر خودرو را کرایه و در یک دعوای ساختگی با همدستان خود راننده را به دلیل مقاومت به قتل رسانده است و با رها کردن جسد او در زیر پل در لواسان، خودروی او را به سرقت بردهاند. کشف جسد با راهنمایی متهمان، بازسازی صحنه جرم و تحقیقات بازپرس که برای دادسرا محرز است، تقاضای صدور حکم مجازات را دارم.
اولیای دم در ادامه جلسه رسیدگی به این پرونده قاضی اولیای دم را به جایگاه احضار کرد. اولیای دم تقاضای قصاص کردند.
آنچه متهم ردیف اول گفت قاضی، محسن، (متهم) ردیف اول را به جایگاه فرا خواند. متهم درباره روز حادثه به قاضی گفت: من یک سال بود که معتاد به شیشه بودم و به دلیل اعتیاد مجبور به سرقت بودم، از همین رو به همراه پیمان و وحید اقدام به زورگیری میکردیم. قاتل گفت:قبل از ارتکاب جنایت چند گوشی تلفن همراه زورگیری کرده بودم که با فروش آن مواد را تهیه و مصرف کردیم. او درباره نحوه سرقت گوشی همراه به قاضی گفت: به بهانه اینکه فرد مورد نظر شماره خواهرم را در گوشیاش ذخیره کرده، گوشی را از او گرفته و فرار میکردیم.
روز واقعه محسن درباره روز حادثه گفت: شب قبل از حادثه در حال مصرف مواد تصمیم به سرقت خودرو گرفتیم. بنابراین چاقویی برای زورگیری خودرو تهیه کردیم و ساعت 5 صبح روز حادثه پیمان با نام ساختگی به آژانس مراجعه و یک خودروی پراید برای رفتن به لواسات کرایه کرد. او در ادامه گفت: به دلیل اینکه تحت تعقیب پلیس بودیم در مسیر با راننده آژانس قرار گذاشتیم و به سمت لواسانات رفتیم. وقتی به لواسان رسیدیم از راننده خواستیم ما را به «برگ جهان» برساند، اما او از خواسته ما امتناع کرد و با آژانس تماس گرفت. راننده در مقابل خواسته مدیر آژانس که دریافت کرایه مضاعف بود، ما را به سمت مقصد برد. قاتل گفت: به دلیل مصرف بیش از حد مواد، کنترل خود را از دست داده بودیم. وقتی به مقصد رسیدیم بر اثر مشاجره ساختگی سر کرایه من با مشت به پیشانی پیرمرد کوبیدم. من در کنار مقتول نشسته بودم و پیمان از پشت سر به او حمله کرد و در حالی که بیهوش شده بود، او را به عقب خودرو کشید. وحید در این هنگام به پشت فرمان خودرو آمد که مقتول به هوش آمد و تلاش کرد که خود را از چنگ ما نجات دهد که من گلویش را فشار دادم و پیمان با ضربات چاقو به سرش ضربه کرد که از هوش رفت. قاتل در ادامه گفت: در مسیر به تشخیص وحید به یک پل رسیدیم و به کمک پیمان او را به زیر پل کشاندیم و از عقب خودرو تکهای موکت برداشته و روی آن انداختیم و از محل متواری شدیم. قاتل در ادامه به قاضی گفت که با انگیزه قتل اقدام به سرقت نکرده است و پس از ارتکاب به جنایت بارها با خودروی قربانی به محل حادثه آمدهاند، اما تصور کردهاند که او به هوش آمده و از محل رفته است. قاتل درباره شکستگی دندههای قربانی به قاضی گفت که شاید هنگام جابهجایی او دچار شکستگی دنده شده باشد. قاتل به قاضی گفت که پس از ارتکاب جنایت به همراه همدستانش و دختر مورد علاقه یکی از اعضای باند راهی شمال کشور شدهاند. قاتل گفت که در مدت 23 روزی که از ارتکاب جنایت گذشت برای تهیه مواد مخدر با خودروی قربانی اقدام به مسافرکشی میکردند.
متهم ردیف دوم چه گفت؟پیمان، جنایتکار 24 سالهای که دارای سابقه زورگیری و سرقت موبایل است پس از آنکه قاضی اتهام را به او تفهیم کرد، پذیرفت که مرتکب عمل مجرمانه شده است. متهم گفت که ما هر سه شیشه مصرف کرده بودیم و با انگیزه سرقت اقدام به قتل کردیم. او گفت که مقتول با مقاومت ما مواجه شد، اما محسن با فشار دادن گلویش او را بیهوش کرد، محسن قاتل راننده است و من پل مورد نظر را شناسایی کردم و پس از آنکه جسدش را رها کردیم به همراه محسن و دختر مورد علاقهام برای تفریح به شمال مسافرت کردیم. او گفت: قبل از مسافرت بارها به محل مراجعه کردیم تا از زنده بودن او اطمینان پیدا کنیم، اما گویا پل را اشتباه گرفته بودیم.
سر دسته باند وحید، متهم 32 ساله و سردسته باند پس از آنکه تفهیم اتهام شد به قاضی عزیز محمدی گفت که اتهام خود را قبول دارد. سردسته باند گفت: من در آگاهی تازه متوجه شدم که 30 سالهام. همسرم را طلاق داده و سالهاست که به شیشه اعتیاد دارم. او درباره نحوه قتل به قاضی گفت که به دلیل مصرف بیش از حد مواد تعادل فکری نداشتم و پس از ارتکاب جنایت و کشیدن جسد قربانی به عقب خودرو من پشت فرمان نشستم و به محلی که جسد را رها کردیم، رسیدیم، اما در حال حاضر درباره جزئیات قتل چیزی به خاطر نمیآورم. در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده، قاضی با احضار صاحب آژانس نسبت به عدم شناسایی حقیقی مراجعان و پیامدهای بعدیاش هشدار داد و خطاب به او گفت که بنابه تجربه شما در این حرفه شناسایی مسافران این گونه خطرناک محرز بوده است.
در پایان در ادامه جلسه رسیدگی، قاضی بار دیگر متهمان را به جایگاه فرا خواند و اتهام را به آنان تفهیم کرد. متهمان اتهامات وارده را پذیرفتند و قاضی و چهار مستشار برای صدور رأی نهایی درباره این پرونده وارد شور شدند.