برگزاری همایش بورس کالاهای بخش کشاورزی در تاریخ 19 دی ماه 1388 فرصتی است تا نکاتی در این مورد به استحضار خوانندگان عزیز برسد. بخش کشاورزی، بهرهبرداران و بازار محصولات کشاورزی با محدودیتهای زیادی مواجه هستند. یکی از بزرگترین محدودیتها آب است، دانش کم و خرد بودن اراضی نیز از محدودیتهای بزرگ بعدی است. اما مشکل به اینجا ختم نمیشود. این بخش تا مرحله مصرف نهایی کالا با مشکلات و محدودیتهای فراوان درگیر است. یکی از این مشکلات عدم بلوغ یک بازار متشکل برای مواجهه عینی، علمی، شفاف و عملی دو طرف عرضه و تقاضای محصولات کشاورزی است. بازار کنونی دچار نواقصی است. این بازار دارای مشخصات ذیل است: بخش فاقد تشکلهای پیشرفته در عرضه کالا است. بهرهبرداران عمدتاً خردهپا و بعضاً متقاضیان نیز تشکلهای تجاری صنعتی پیشرفتهای در مقیاس بزرگ ندارند، بنابراین خریداران نیز عمدتاً به صورت متشتت در بازار حضور مییابند. قدرت غالب درنظام توزیع پس از برداشت به دست عواملی غیر از بهرهبرداران بخش است. تفرق در نظام توزیع مشکل فصلی بودن عرضه محصولات را مضاعف میکند و بهرهبرداران توانایی لازم را برای سرمایهگذاری و دسترسی به ابزارهای تنظیم زمانی و مکانی تولید و عرضه مانند ظرفیتهای ذخیرهسازی ندارند. نظام منظمی برای قیمتگذاری وجود ندارد. به دلیل برنامه راهبردی امنیت غذایی نظام کنترلی قیمت و مقدار در بازار توسط دولت حاکم است. برنامه منسجمی تاکنون برای تفکیک نظام حمایت تولیدکننده از مصرف کننده ارائه نشده است. برخی از بنگاهها و نهادهای رسمی(مانند سازمان میادین شهرداری) و غیر دولتی درگیر درفرایند« از تولید نهاده تا مصرف ستاده در خانواده » نقش لازم را در شفافسازی و تشکیل بازار انجام نمیدهند. جای اطاله کلام دراین مختصر نیست که مشخصات دیگری نیز بازار این دسته کالاها را از سایر بازارها متمایز میکند. اگر به نقش بورس کالا خوب توجه شود بسیاری از این نواقص را میتوان با ایجاد بورس کالا برطرف نمود. شاید بهتر باشد قبلاً دلیل عدم موفقیت بازار اختصاصی بورس کالاهای کشاورزی به عرض خوانندگان عزیز برسد. به نظر میآید دلیل اصلی عدم موفقیت در همین مسائل بالا باشد. نکته اساسی مورد غفلت در تشکیل بازار فوقالذکر عدم رعایت اصل لزوم جاسازی و راهاندازی تدریجی و ضرورت فرهنگسازی اجتماعی و اقتصادی قبلی در بین بهرهبرداران و متقاضیان، عدم رعایت اصل ضرورت نهادسازی برای حضور در ساختار جدید نظام تقاطعی عرضه و تقاضا و شکل گیری فضای جدید برای مواجهه و شکلگیری قیمت و مقدار تعادلی به شکل تدریجی است. بنابراین با علم به محدودیتهای فوق، اگر این هدف به شکل تدریجی تواماً در مراحل اولیه در بازار سایر کالاها پیاده میشد مشکل کمبود مراجعه و بهرهوری پایین و تعطیلی بازار اختصاصی پیش نمیآمد و اما با وجود مشخصات فوقالذکر با تشکیل بازار بورس کالا میتوان بر بسیاری از مشکلات عدم بلوغ بازار غلبه نمود. با ایجاد بازار بورس میتوان کانون و مرجع مهمی برای شکل گیری قیمتهای واقعی که بر متغیرهای منطقهای، مکانی و زمانی غلبه کند بهوجود آورد. گزینه دوم در آینده گزینه مرجحی از تأمین تقاضا و یا محل مطمئنی برای عرضه محصول بهوجود میآورد و مانع بزرگی برای تبانی و انحصار در دو طرف عرضه و تقاضا بویژه در طرف تقاضا از سوی بنکداران و سلف خران بهوجود میآید. با ایجاد عوامل جدید با نقش واسط ذخیرهسازی میتوان بر مشکلات خرده پا بودن عرضهکننده و تقاضاکننده غلبه کرد و میتوان پاتوق این عوامل را اجباراً در بازار بورس گذاشت و تنها در این مکان مجوز فعالیت داد. با جذب تشکلهای تعاونی در بازار به ویژه با ایفای نقش تنظیم کننده بازار و ذخیرهساز میتوان بسیاری از عوامل خرده پا از بهرهبرداران را تبدیل به یک بنگاه بزرگ مقیاس عرضه تبدیل و با هویت بورسباز معرفی کرد. با وجود این عوامل کار ساز بازار، مشکل فصلی بودن عرضه و تقاضا حل و به علاوه بخش زیادی از ضایعات در مراحل و فرآیند بازار یابی برطرف میشود. دست بسیاری از واسطهها از بازار قطع میشود و فاصله حاشیه سود در بخش خرده و عمدهفروشی با تولید کم میشود و بخش زیادی از ارزش افزوده نصیب خود کشاورزان عزیز میگردد و کالا دیگر روی دست بهرهبردار نمیماند. با تعریف بازار آتیه نظام سرمایهگذاری در بخش روان میشود. در طرف مقابل نیز متقاضیان از یک بازار شفاف از نظر قیمت، کمیت، کیفیت، با جدول مشخص زمانی و مکانی در نظام عرضه مواجه و بهرهمند میشوند. این بازار مرجع مهمی در بازار داخلی و خارجی میشود و نقش مهم اطلاع رسانی را به عهده خواهد گرفت. با شکلگیری این مرجع، مقدمات خوبی برای اصلاح نظام قیمتگذاری در سایر بازارها بهوجود میآید و عامل مهمی در پر کردن خلأهای بازار سنتی و مانع مهمی در جلوگیری اجحاف به بهرهبرداران خواهد بود و انگیزه خوبی در جهت اصلاح قیمت تمام شده بهوجود میآورد. این بازار مرجع خوبی برای مطالعات و تحقیقات اقتصادی بازار خواهد بود و میتوان در این بازار سریهای زمانی گرانسنگی تهیه کرد. با شکلگیری این بازار و تشکلهای فوقالذکر انگیزههای خوبی برای اصلاح نظام تولید در برابر تولید محصولات سالم، طیب و تجمیع اراضی به منظور وصول به تولید حداکثر و هزینه کمتر به وجود میآید و. . . .