هر چه بيشتر به روزهاي برگزاري جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر نزديك ميشويم شاهد تراكم اخبار مهمترين رويداد سينمايي كشورمان هستيم كه بر صفحات خبرگزاريها و روزنامهها به وضوح جايي براي خود دست و پا كردهاند. البته در اين ميان سهم اخباري كه مبتني بر شايعهها و اما و اگرهاي هر جشنوارهاي است را نيز بايد در بين اين حجم خبرها ديد و خم به ابرو نياورد اما با سنجش كلي كم و كيف خبرهاي منتشر شده ميتوان تا حدودي نسبت به تغييرات اعمال شده در اين جشنواره و پيامدهاي مثبت آن در آينده اميدوارتر بود.در پي پرداختن به سلسله گزارشهايي پيرامون اتفاقات جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر و پس از پرداختن به گزارشهاي توقيف شده و آماده اكران در اين دوره جشنواره در همين صفحه ويژه فيلم فجر، در اين مقال بحث انتقادهاي وارد به انتخاب برج ميلاد به عنوان كاخ جشنواره را مدنظر قرار داديم و نظرات دو نفر از صاحبنظران و دستاندركاران سينماي ايران كه البته هر ساله حضور چشمگيري در جشنواره فيلم فجر در دو شاخه مديريتي و توليدي داشتهاند را در اين گزارش مورد استفاده قرار داديم. برج ميلاد، كاخي كه به درد فيلم فجر نميخوردپس از 27 سال، انتخاب كاخي براي جشنواره به عنوان يك مكان بزرگ و البته آبرومند براي ميزباني از ميهمانان بزرگترين رويداد سينمايي و هنري كشور بدون شك حائز اهميت است اما ثابت نبودناين مكان و تنها بسنده كردن به دوران برگزاري اين جشنواره بيشتر نويد اين مسأله را ميدهد كه مسؤولان به فكر طي كردن اين جشنواره با اسم و رسم بينالمللي هستند اما سعي نميكنند كه علاوه بر حرف در عمل نيز خود را به سطحي از استانداردهاي يك جشنواره بينالمللي كه يكي از نكات مهم آن اختصاص مكاني ثابت براي برگزاري و پذيرايي از ميهمانان داخلي، خارجي و اصحاب رسانه در كنار يكديگر است را فراهم كنند و تنها به برگزاري اين رويداد و انجام مأموريتشان از سر رفع وظيفه ميانديشند. در اينباره اكبر نبوي، منتقد برجسته سينما و قائم مقام پيشين بنياد سينماي فارابي با بيان اينكه در مورد خصوصياتي كه يك مكان بايد داشته باشد تا به عنوان كاخ جشنواره شناخته شود، ميگويد:«تاكنون خواست محكم و استواري از سوي مديران براي به دست آوردن مكاني به عنوان كاخ جشنواره برخلاف صحبتهايي كه چندين سال است كه بيان ميشود شكل نگرفته است. همچنين فضا و محيط برج ميلاد بسيار پركاربرد است و بر اين اساس نميتواند به عنوان كاخ ثابت جشنواره فجر به شمار بيايد چرا كه كاخ جشنواره بايد قابليت برگزاري ديگر رويدادهاي مهم سينمايي كشور را نيز در خود داشته باشد.» نبوي همچنين با تأكيد بر اينكه در برگزاري و مديريت جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر با دو نگاه متفاوت مديريتي رو به رو هستيم بيان ميكند: «نگاه اول نگاهي دولتي است كه قرار است خروجي آن رفع توقيف و اجازه اكران به فيلمهايي باشد كه طي ساليان گذشته با دليل يا بيدليل دچار مميزي شدهاند يا اجازه اكران نيافتهاند و همچنين اين حركت خود تبديل به شعاري براي متفاوت بودن برگزاري اين رويداد طي سال جاري شده است. اما مسأله مهم اينجاست كه خود مديران جشنواره و مسؤولان برگزاري فستيوال فيلم فجر هنوز شهامت گفتن اين حرف را پيدا نكردهاند كه به صراحت عنوان كنند با نگاههايي كه پيش از اين بر مميزي آثار حاكم بودهاند مخالف هستند و در زمان حضور آنها ديگر شاهد اينگونه نگاههاي به وجود آمده براي دليل توقيف فيلمها مواجه نخواهيم بود. تنها با اين روش بيان شهامت گونه است كه اتهام تبليغاتي بودن اين حركت از پيشاني جشنواره فيلم فجر پاك خواهد شد.»البته در اين گفتوگو نبوي به انصراف و عدم همكاري برخي هنرمندان با جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر نيز اشاره ميكند و ضمن بيان مخالفت خود با اين رفتار غيرحرفهاي هنرمندان تصريح ميكند:«بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر به عنوان مهمترين رويداد سينمايي كشور كه رنگ و بويي ملي نيز دارد نبايد با قهر يا انصراف بيدليل هنرمندان در بخشهاي مختلف رو به رو شود چرا كه اين حركتها به بدنه اين رويداد آسيب وارد ميكند و به قولي به جاي فرهنگسازي باعث به وقوع پيوستن حركتي غير فرهنگي ميشود.»كدام بهتر است كاخ اجارهاي يا كوخي دائمي؟طبيعي است که کنار هم قرار گرفتن هنرمندان، اهالي مطبوعات و ميهمانان خارجي، ميتواند نتايج خوبي براي هر جشنوارهاي به همراه داشته باشد، اما نكتهاي كه در اين ميان حائز اهميت است اينكه براي بهتر شدن شرايط جشنواره بايد کاخ جشنواره دائمي باشد و بر اين اساس نمي?توان از فضاي اجاره?اي به عنوان کاخ بهره کامل و لازم را برد. همچنين کاخ جشنواره بايد تمامي امکانات لازم را براي کنار هم قرار دادن ميهمانان و ستاد جشنواره در اختيار داشته باشد. اين فضا بايد داراي چهار، پنج سالن با ويژگيهاي لازم سالن سينماي حرفه?اي باشد و سالن?هاي متعدد براي کنفرانس و گرد هم آمدن افراد و برگزاري جلسات و نشست?ها در اختيار داشته باشد (كه البته از اين حيث برج ميلاد نقصي ندارد). اما غلامرضا موسوي، تهيهكننده به نام سينما كه در جشنوارههاي متعدد بينالمللي حضور داشته در مورد تأثيراختصاص کاخ به جشنواره بر بخش بين?الملل اين رويداد سينمايي گفته است كه:«مشکلات بخش بين?الملل جشنواره فيلم فجر به دو مورد عمده بازمي?گردد. يکي از اين مشکلات نزديک بودن زمان برگزاري جشنواره فيلم فجر با جشنواره برلين است. جشنواره برلين يکي از سه جشنواره مهم دنياست که سينماگران ترجيح مي?دهند براي حضور در عرصه بين?الملل و بازار فيلم به جشنواره فيلم برلين بروند بنابراين يکي از اقدامات مهم جان بخشيدن به بخش بين?الملل جشنواره فيلم فجر تغيير زمان برگزاري آن است. همچنين بازبيني متعدد فيلم?هاي خارجي مانع از آن مي?شود که فيلم?هاي خارجي به راحتي در جشنواره فيلم فجر حضور داشته باشند زيرا کمتر کارگرداني را مي?توان يافت که بپذيرد اثرش براي نمايش در جشنواره?اي مميزي شود. به همين دلايل است که در اين سال?ها هيچگاه جشنواره فيلم فجر به طور کامل و درست بينالمللي نبوده و مي?توان بخش بين?الملل آن را در سايه دانست و به طور کلي آن را شبه بين?المللي عنوان کرد.»