
امین خرمی - امروز دیگر در این نکته شکی وجود ندارد که جشنواره تئاتر فجر با پیشوند بینالمللیاش با قدمت بیست و هشت سالهاش در میان خیل جشنوارههای نمایشی که این روزها به مناسبتها و دلایل گوناگون در سراسر کشور برگزار میشود؛ جشنوارهای به مراتب بزرگتر و از حیث تاثیرگذاری به قولی «یک سر و گردن» بالاتر از سایر رویدادهای فستیوالگونه تئاتری در کشور و حتی منطقه است. این حرف تنها یک کلام بیپایه نیست بلکه خیل گروههای متقاضی از سراسرجهان برای شرکت در این رویداد فارغ از اینکه آن گروهها در کشور متبوعشان تا چه حد حرفهای یا نیمهحرفهای هستند نشان دهنده رشد و شناخت گروههای نمایشی بینالمللی از این رویداد تئاتری است که هر ساله در کشور ما به وقوع میپیوندد.
اما اینکه جشنواره تئاتر فجر تا چه اندازه توانسته به اهداف پایهای خود دست یابد و تا چه حد توانسته به رشد و ارتقای تئاتر کشور در دو بعد داخلی و بینالمللی یاری رساند مسالهای است که با وجود کارهای کارشناسانه و مطبوعاتی متنوع که در این راستا به وفور صورت گرفته هنوز پاسخ درخور و شایستهای نیافته که تئاتر ایران به جشنواره فجر اعتبار میدهد یا بالعکس. در همین راستا و برای پی بردن به محسنات و معایب این رویداد در گام اول به سراغ هنرمندانی رفتیم که علاوه بر تجربه بالا در تئاتر کشور امسال یا سال گذشته در این رویداد شرکت داشتند و نظر آنها به صورت کلی درباره کیفیت و ماهیت خود جشنواره فارغ از بدنه اصلی و جاری تئاتر در کشور جویا شدیم. حاصل این گفتوگوها گزارشی است که در ذیل از خاطر شما میگذرد.
هنرمند تئاتر، جراح فکر و اندیشه جامعه
شعار متداول و به نظر همیشگی این جشنواره لااقل تا زمانی که سیاستهای برگزاری آن بنا به تغییرات بنیادی ندارد قرار است «تئاتر برای همه» باشد. این کلام در دید اول متبادر این نکته به ذهن است که برای نیل به این شعار قرار است که نمایشهای مختلف با سبکهای گوناگون برای ارضای سلایق متعدد در این جشنواره و البته جریان کلی کشور به روی صحنه روند تا همان حرف آشنای آشتی مخاطب با تئاتر به هر حال رنگ و بوی شعاری خود را رها کند و به عمل نزدیک شود، البته نباید از خاطر دور داشت که آن شعار محقق نمیشود مگر اینکه برای دستیابی به تنوع موضوعی آثار برای هر سلیقهای اثری تولید شود و لازمه این مهم آن است که هر هنرمند در سبک، شیوه و اندیشه خاص خود فعالیت کند و اثرش را در معرض دید سلایق متفاوت قرار دهد.
اما سیمین امیریان، نویسنده و کارگردان تئاتر در اینباره که تا چه حد جشنواره فجر توانسته در تحقق شعار خود و ایجاد انگیزه رقابت بین هنرمندان موفق عمل نماید معتقد است: «وقتی حرف از رقابت است کار برای تک تک گروهها سختتر از آنچه تلقی میشود صورت میگیرد، چرا که گروههای شرکتکننده برای دستیابی به موفقیت مجبور میشوند که توان و تلاششان را بیشتر و بیشتر کنند و البته در جای خود این دارای اهمیت ویژه و برجستهای است. تا زمانی که کارها دستهبندی نشوند و هر یک در ژانر و گونه خودشان مورد قضاوت قرار نگیرند صحبت بر سر موافقت گروهها و یا مخالفتشان بر سر نحوه داوری بسیار مشکل میشود. همچنین صحبت از بیان تفاوت جشنواره تئاتر فجر طی امسال با ادوار گذشته با این فشردگی تنها میتوان گفت که این رویداد از آغاز تا امروز با پستی و بلندیهایی همراه بوده است اما چه از نظر کمی و کیفی رشد قابل توجهی داشته و این نکته غیر قابل انکار است.»
نویسنده و کارگردان نمایش «کهربا» که با این اثر در جشنواره تئاتر فجر امسال هم حضور دارد همچنین در صحبتهایی که با ایران تئاتر در مورد وضعیت حال حاضر تئاتر فجر داشته داشته گفته بود که: «تئاتر در کشور نیازمند برنامهریزی طولانی مدت و دقیق است و باید میان دانشگاه، آموزش و حرفه برنامهریزی ایجاد شود. همانطور که یک جراح باید تحصیلات مرتبط و تخصص در حرفهاش داشته باشد، یک هنرمند نیز مستثنا از این امر نیست و نمیتواند بدون آگاهی، تجربه وتحصیلات کار کند. چون هنرمند با جراحی فکر و اندیشه مواجه است. درجه بندی میان هنرمندان باید با برنامهریزی صورت گیرد تا هنرمندان جایگاه خود را دانسته و در حق کسی اجحاف نشود. »
گفتنی است که امیریان در نمایش «کهربا» بیشترین تلاش خود را رسیدن به یک ساختار جدید در نوشتن دانسته و در کنار آن سعی کرده است که نگاهی کلی به جامعه نیز داشته باشد تا بتواند این فرضیه را ثابت کند که درست است که انسانها در جامعه حاضر از هم فاصله گرفتهاند و زندگی خود را دارند، اما با این حال بر یکدیگر تأثیرگذار بودهاند و این تأثیرگذاری به حدی زیاد است که میتواند به تغییر یک جریان در بطن جامعه بپردازد.
شناخت فرهنگهای گوناگون، لازمه تعامل بینالمللی
با وجود تغییر رویکرد در نگرش چند ساله تئاتر فجر اما هنوز این رویداد مدخل ورود به بخش اجرایی تئاتر در کشور شناخته میشود چرا که در طی مدت برگزاری خود محملی را به وجود میآورد تا عدهای بتوانند از طریق آن کارهای خود را در معرض نمایش و دید مخاطب قرار دهند و بر همین اساس است که شرکت در جشنواره تئاترفجر راه کوتاهتری برای اجرای عمومی آثار به شمار میآید و البته در این میان اجرای گروهها در بین خیل آثار حاضر در این فستیوال سبب میشود که تک تک افراد آن گروهها در یک رقابت، خود و تواناییهایشان را در بوته نقد بگذارند و با شناخت نقصهایشان به رفع آسیبهایشان بپردازند. سیامک احصایی درباره ویژگیهای جشنواره تئاتر فجر با تأکید بر اینکه حضور کشورها و اجراهای گوناگون از سراسر دنیا سبب میشود که ما با تئاتر ملل مختلف و اتفاقات اجتماعی آن کشورها بیشتر آشنا شویم میگوید: «این حضور گروهی و بینالمللی سبب میشود که نقاط اشتراک هنری، فرهنگی و اجتماعی ما با سایر گروهها بیشتر خود را نشان دهد و همین باعث ارتباط و گسترش تفاهمات فرهنگی میان ما با تئاترهای جهانی میشود. اگر بخواهم از آسیبهای جشنواره تئاتر فجر صحبت کنم باید بگویم که در طی این 10 سال که من سابقه حضور دراین رویداد را دارم چندان شاهد اتفاقات خاص و تغییرات آنچنانی در این جشنواره نبودهام، البته منظور حرف من به ابعاد کیفی جشنواره نیست بلکه روی سخنم به امکانات سختافزاری و فنی سالنها و البته تعداد محدود سالنهای نمایشی موجود در پایتخت کشور است. »کارگردان نمایش «باغ مرگ» که با این اثر در جشنواره تئاتر فجر امسال نیز حضور دارد در مورد شعار جشنواره یعنی «تئاتر برای همه» نیز در صحبتهایی به ایران تئاتر گفته است که: «شعار تئاتر برای همه را به دو شکل میتوان بررسی کرد: اول اینکه نمایشی که کار میکنیم را همه دوست داشته باشند و دوم اینکه نمایشهای مختلف داشته باشیم که سلایق گوناگون را تحت پوشش قرار دهد. این نکته که ما نمایشهای مختلف را در کنار یکدیگر داشته باشیم، باعث میشود که سلایق افراد را شناسایی کنیم و این برای جامعه تئاتر لازم است که تمامی نیازهای سلیقهای مخاطبان را برآورده سازیم. ما سال گذشته در جشنواره تئاتر فجر شاهد این بودیم و نمایشهای گوناگون با موضوعات مختلف داشتیم که بازدهی خوبی را هم داشت. امسال را نمیتوانم پیش داوری کنم ولی امیدوارم امسال مانند سالهای گذشته این روند ادامه داشته باشد.»
گفتنی است سیامک احصایی کارگردان نمایش «باغ مرگ» حضور امسال خود در جشنواره با متن نمایش «باغ مرگ» به قلم آتیلا پسیانی را متفاوتترین کار خود در قیاس با ادوار گذشته میداند اصرار دارد که بیش از این و تا پیش از اجرای اثرش در جشنواره چیزی به این گفته هایش در مورد «باغ مرگ» نیفزاید.
غرور، پتکی است که هر افتخاری را خرد میکند
در همین گام اول و گزارش پیش رو لازم به یادآوری است که هر جشنواره با هر بهانهای که در آن آثار هنری برای مخاطب عرضه شود و آن جشنواره یک رویداد تئاتری هم باشد برای بدنه فرهنگی جامعه بسیار مفید است و باید به برخورد افکار و اندیشه هنرمندان پیشکسوت و جوان در دل آن رویداد به دید یک اتفاق مثبت نگریست چرا که ثمره همین همکاری و رد و بدل شدن اطلاعات و تجربیات است که در آینده به اعتلا و رشد هنر منجر خواهد شد.
در این خصوص هادی مرزبان، کارگردان نام آشنای تئاتر ایران با تصدیق این گفتهها که ذکرش در بالا رفت در خصوص برقراری رابطه بین دو نسل جوان و با تجربه تصریح میکند: «برای خلق تفاهم و تعامل درست و هدفمند ابتدا لازم است که پیشکسوتان به تجربه خود و جوانان به تعداد کتابهایی که مطالعه کردهاند غره نشوند، اگر این گام با موفقیت طی شود آن زمان است که این دو نسل میتوانند در کنار یکدیگر به خلق ابعاد بزرگتری در تئاتر کوچک خودمان بپردازند. کم و کاستیهایی تئاتر فجر نیر جملگی بر گردن مسؤولان نیست، چرا که در برخی مواقع این مشکلات در زمان خود برگزاری رویداد به وقوع میپیوندند که این غیر قابل انکار است. »این پیشکسوت و فعال تئاتر که حتی خاطرش نیست درست در چه سالی برای اولین بار در جشنواره تئاتر فجر شرکت کرده است در صحبتهایی در خصوص غیر رقابتی بودن جشنواره به ایران تئاتر نیز گفته است که: «من همیشه به غیر رقابتی بودن جشنواره معتقد بودم زیرا مقوله هنر را مانند وزنهبرداری و کشتی نمیدانم که یک نفر اول شود و دیگری دوم. هنر و اصولاً خلق یک اثر زیبا(که مفهوم هنر است) به دلیل حس زیبایی شناختی، برخوردهای مختلف با دیدگاههای گوناگون با آن میشود. هر اثر هنری در جایگاه خود اول است حتی اگر آن هنرمند اولین بار باشد که در صحنه تئاتر حضور پیدا میکند. من به رقابتی بودن جشنوارهها اعتقادی ندارم. »
در پایان این گزارش ضمن تأکید بر پرداخت به نقش مخاطب در آثار جشنواره تئاتر فجر که در برخی مواقع همراه با نارضایتی مخاطب از موضوعات نمایشی جشنواره بوده در شمارههای آتی ذکر این نکته را لازم میدانم که که هنرمندان و مسؤولان تئاتر ما باید همواره به خاطر داشته باشند که تماشاگر از تئاتر عقیم که فقط تنها قصد گریاندن یا خنداندن وی را دارد گریزان است. چرا که تماشاگر به سالن تئاتر برای آموختن و کشف پاسخ سؤالات ذهنیاش میآید و هنرمندان نیز باید ضمن همراهی با وی مدام برای او ایجاد انگیزه و سؤال نمایند و پاسخگوی سؤالات آنها نیز باشند.