امروز ديگر بر هيچكس و يا اگر اين آغاز اغراقكننده باشد ميتوان گفت بر هيچ هنرمند نمايش، سينما و تلويزيون پوشيده نيست كه هنري كه توانسته است بزرگترين واقعه مذهبي- تاريخي يا همان تراژدي واقعه عاشورا را در اذهان جاويد نگه دارد هنر تعزيه است و بيشك افرادي كه درخت كهنسال و پرقدمت اين هنر را حراست و آبياري ميكنند تعزيه خوانان هستند كه براي حفظ اين هنر در برابر تمامي آسيبها، موانع و مشكلات ايستادهاند و با تمام كمبود امكانات و كاستيها ساختهاند. پس با همين مقدمه كوتاه ميتوانيم به مقام پر ارج و عظيم هنرمندان تعزيه اعتراف كرد و به مسؤوليت سنگين اين عزيزان در قبال وظيفهشان در جهت انتقال مفاهيم گسترده عاشورا اعتراف كرد.امين خرمي ايام محرم و تاسوعا و عاشوراي امام حسين(ع) و همچنين برپايي ششمين همايش آيينهاي عاشورايي بهانهاي شد تا با تني چند از هنرمندان و اساتيد هنر نمايش ايران درباره هنر تعزيه و جايگاه فعلي آن در ميان هنرهاي نمايشي كشور صحبتي داشته باشيم كه حاصل آن گزارشي شد كه در ذيل از خاطر شما ميگذرد. براي حفظ هنر عاشورايي هنرمندان از جان مايه ميگذارندبايد اذعان داشت كه تعزيه هنوز به صورت جامع و كامل شناخته نشده و اين در حالي است كه اين نمايش آييني و ملي تنها نمايش سنتي ايراني با متن مكتوب است كه به صورت منظوم، همراه با موسيقي و به گونه روايي اجرا ميشود و هدف آن اين است كه هم اجرا كنندگان و هم تماشاگران علاوه بر همراهي با قسمتي از واقعه عاشورا و گسترش فرهنگ عاشورايي از ثواب اين حركت مذهبي و عزاداري با سيد و سالار شهيدان و ياران باوفاي او بيبهره نباشند. پس آنچه در اجراي اين نمايش رخ ميدهد با تئاتر متفاوت است. محمدحسين ناصربخت، پژوهشگر تعزيه، مدرس دانشگاه و مدير انتشارات نمايش درباره هنر تعزيه و شبيهخواني ميگويد:«متاسفانه هنر تعزيه در زمان خود مورد نامهربانيهاي فراواني قرار گرفت و به دليل مخالفت قدرتمردان و ترس از اتحاد مسلمانان اين هنر به روستاها تبعيد شد ولي هنرمندان مخلص اهلبيت مطهر پيامبر(ص) با وجود تمام سنگاندازيهاي دولتمردان تعزيه را حفظ كردند و آن را به عنوان ميراثي معنوي به دست ما سپردند. از همين روست كه من و همكاران و همچنين تمامي هنردوستان و علاقهمندان به هنر ملي كه تعزيه را يكي از پايههاي اصلي نمايش ملي ميدانيم براي حفظ و احياي آن از هيچ تلاشي فروگذار نخواهيم بود. زماني بود كه تعزيه خوانان نميتوانستند به صراحت بيان كنند كه كار تعزيه ميكنند و تعزيه خوان هستند اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي آنها با افتخار اعلام كردند كه ميراثدار نمايش عاشورايي هستند و با افتخار در هر مكاني به اجراي هنرشان ميپرداختند. »لزوم تأسيس بنياد تعزيهاما با وجود گذشت بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي هنر تعزيه همچنان با مشكلات و آسيبهاي فراواني دست و پنجه نرم ميكند و مسؤولان و متوليان هنري كشور آن طور كه شايسته و بايسته تعزيه خوانان ماست از آنها حمايت نميكنند. نبايد فراموش كنيم كه مذهبيترين و ريشهايترين نمايش آييني در ايران تعزيه است اما هنوز يك تالار و يا مكاني مناسب براي اجرا مانند «تكيه دولت» كه در زمان صفويان و قاجاريه وجود داشت در اختيار اين هنر ملي، ايراني و مذهبي قرار ندارد و هنوز اين هنر براي اجرا بايد به ميادين شلوغ و يا پاركها و فضاهاي سبز موجود در سطح شهر پناهنده شود و هم هنرمندان و هم مردم با عذاب شلوغي شهر و محيط اطراف آن به شنيدن داستانهاي عاشورايي تعزيه و مجالس شبيهخواني بپردازند. همچنين محمود عزيزي، نويسنده و كارگردان نام آشناي نمايش سنتي ايراني با بيان اينكه تعزيه خوانها هر چه دارند از محرم است و با عشق به امام حسين(ع) و ياران باوفايش اين هنر را تا امروز زنده نگه داشتهاند، تصريح ميكند:«بايد با تأسيس بنياد تعزيه و آموزشكدهها و پژوهشكدههاي علمي براي از دست نرفتن بنياد تعزيه تلاش كرد تا بتوان به واسطه آنها دانش اساتيد و پيشكسوتان را به جوانان علاقه مند انتقال داد چرا كه بزرگترين آسيب هنرهاي سنتي تا به امروز آموزش سينه به سينه آنها بوده است. ما بايد به خاطر داشته باشيم كه استاد فقيد هاشم فياض ديگر امروز در ميان نيست و اگر ديرتر از اين اقدام كنيم بسياري از پيشكسوتان خود را از دست ميدهيم و اسرار و فنون اين هنر براي هميشه در خاك اين سرزمين هنرپرور مدفون خواهد شد، همچنين لازم است كه اقدام جدي و شايستهاي براي تصحيح و چاپ نسخ و مجالس تعزيه از سوي مسؤولان و متوليان هنرهاي آييني و سنتي صورت گيرد. »هنر تعزيه تنها منحصر به امام حسين(ع) نيست يكي ديگر از مهمترين مسائل موجود در راه حفظ و احياي هنر تعزيه جمعآوري، اصلاح و چاپ نسخ متعدد تعزيه در سراسر كشور است كه آنها هم به مانند خود اين هنر اكثراً به صورت سينه به سينه بين اساتيد و شاگردان نقل ميشود و البته در مواردي هم به دليل كمتر مورد استفاده قرار گرفتن فراموش و نابود ميشوند. همچنين نبود اساتيد كافي در شناخت اين مجموعهها در كشور و بهره نگرفتن از شعراي آييني سبب شده كه در برخي موارد در جمعآوري نسخ و اصلاح اشعار آنها اشتباهات فاحشي هم رخ دهد. داوود فتحعلي بيگي، تعزيهشناس، پژوهشگر اين هنر و عضو هيأت ثبت جهاني تعزيه در اين باره خاطرنشان ميكند:«بدون شك لازم است كه در اصلاح و بازنگري نسخ تعزيه از شعراي بنام آييني استفاده شود تا اشتباهات به وجود آمده رفع شوند و نسخ اصلاح شده تا امروز با صحت كامل و بينقص در اختيار گروهها قرار گيرد. همچنين يكي ديگر از اصليترين دلايل نپرداختن تعزيه به زندگي ائمه، به جز امام حسين(ع)، جداي از كم نظير بودن و عظيم بودن فضاي تراژيك و حماسي حادثه كربلا كمياب بودن نسخ تعزيه و تعزيهنويس است. همچنين بايد در زندگي ائمه ديگر نيز بازنگري كامل صورت گيرد و البته نبايد از زندگي بانوان اسلام نيز به سادگي گذر كنيم. »لزوم حركت بر اساس مقتضاي زمانه، رمز ماندگاريهنوز نه تنها فراموش نكردهايم كه خوب به خاطر داريم در زماني كه فيلم و تئاتر به معناي امروزين آن وجود نداشت، تعزيه تنها نمايشي بود كه مخاطبان فراواني را به سمت خود جلب ميكرد و پس از آن بود كه كم كم شاهد بوديم اشكال نمايشي ديگر نيز به وجود آمدند كه جدا از موضوعات مذهبي و زندگي ائمه(ع) مورد پرداخت در تعزيه به صورت مستقيم به زندگي مردم عادي و كوچه و بازار جامعه پرداختند. يعني تعزيه علاوه بر خلق درام و جرياني مذهبي از طريق هنر نمايش خود در بطن زايندهاش عامل به وجود آمدن نمايشهايي ديگر نيز بوده است. در اين ارتباط حميدرضا نعيمي، نمايشنامه نويس، بازيگر و كارگردان ميگويد:«نمايشهايي مانند نقالي، پرده خواني، روحوضي و. . . از جمله هنرهايي بودند كه با ريشهگيري از هنر تعزيه شكل و سامان يافتند اما با به روي كارآمدن رسانههايي مانند تلويزيون، سينما و ورود تئاتر غربي، وظيفه تعزيه از يك سو سنگينتر شد و از سوي ديگر آهسته آهسته به انزوا كشيده شده. اما اين نمايش به دليل قدرت درونياش حتي با وجود انزوا با همان شكل سنتي خود تا امروز به كارش ادامه داده است. تلاش ارگانها هم نبايد حفظ تعزيه با تمام توانشان باشد چرا كه تعزيه براي بقا بايد بتواند بدون حمايت و به وسيله خود مردم كه آن را به وجود آوردند حفظ شود و ارگانها تنها بايد حمايتكننده مردم براي بقاي تعزيه باشند. تعزيه براي بقا بايد از تكرار دست بردارد و با مقتضاي زمان حال كمي در ساختار روايياش تجديد نظر كند تا مانند گذشته براي مخاطبان امروز هم تازگي و جذابيت گذشتهاش را داشته باشد. با اضافه كردن امكانات مدرن مانند «ويدئو پروجكشن» حيات تعزيه تضمين شده نيست. بايد در محتوا، شخصيتها و روايت تعزيه ابداعاتي صورت گيرد و تلاش كرد با حفظ شاكله اصلي شكل بيروني اين هنر را با زمان منطبق كرد.»به جاي مؤخرهبا توجه به گفتههاي بالا ميتوان چنين نتيجه گرفت كه متاسفانه اين هنر در طي ساليان اخير و با گسترش موج طرفداران هنر نمايش مدرن و فاصله گرفتن هنرمندان از هنرهاي سنتي و فقدان پيشكسوتان اين عرصه رو به افول حركت كرده كه احياي آن و حمايت از اين هنر آييني عزم راسخي را از سوي هنرمندان، مسؤولان و حتي محيطهاي آكادميك ما ميطلبد. اميدواريم اين قبيل نوشتهها و اين بيانات از سوي مسؤولين هم مورد توجه قرار بگيرد تا در آيندهاي نه چندان دور شاهد حيات مستمر اين هنر آييني و عاشورايي در كشور باشيم.