
بروز وقایع اخیر در سطح کشور و ضرورت شناخت فتنه که بارها از جانب رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته، موضوعی است که در رسانههای مختلف بارها به آن پرداخته شده است، اما موضوعی که بسیار مسلم است، این حجم ارائه مطلب در خصوص فتنههای اخیر و همچنین شناخت جنگ نرم ناکافی بوده است.
از اینرو تبیین هرچه بیشتر این موضوعات بسیار ضروری به نظر میرسد. بنابراین روزنامه «جوان» از این پس در این ستون در خصوص فتنه اخیر و شباهت آن با وقایع دوران حضرت علی(ع) به صورت پاورقی مطالبی ارائه خواهد کرد. یکی از پربسامدترین واژگان در ادبیات اسلامی، واژه «فتنه» است. این واژه، سی بار و مشتقات آن شانزده بار در قرآن کریم به کار رفته است.
مسأله فتنه در سخن امام علی(ع) نیز از بسامد بالایی برخوردار است. سیره آن حضرت نیز مشحون از مبارزات عملی با فتنههای دینی و سیاسی و اجتماعی آن روزگار است. اما به رغم اهمیت این بحث، متأسفانه تا به حال کار قابل عرضهای در این موضوع صورت نگرفته است. همانگونه که میدانیم، یکی از منفورترین کارها در فرهنگ اسلامی، کشتن انسانهای بیگناه است. این مسأله از نگاه اسلام آنقدر بد است که در قرآن آمده است:
انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فیالارض فکانما قتل الناس جمیعاً.
اسلام، کشتن یک انسان بیگناه را معادل و مساوی با کشتن همه انسانها دانسته و مجازات کسانی را که مؤمن بیگناهی را به قتل برسانند، عذاب جاودانه در جهنم تعیین کرده است:
و من یقتل مؤمنا متعمداً فجزاؤه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیماً.
با وجود این، قرآن کریم فتنهگری و فتنهانگیزی در جامعه را شدیدتر و بزرگتر از کشتن انسانهای بیگناه دانسته و میفرماید:
و الفتنه اشد من القتل:
فتنه شدیدتر از قتل است.
والفتنه اکبر من القتل:
فتنه بزرگتر از قتل است.
معنای روشن این آیات آن است که فتنه، از کشتن همه انسانهای روی زمین، شدیدتر، بزرگتر و بدتر است. شاید دلیل این مسأله آن باشد که اگر شخصی، بیگناه کشته شود، به رغم همه زشتی و شناعت این کار، در نهایت چند روزی زودتر به سرای ابدی خود رفته است و به دلیل همین مظلومیتش ممکن است برخی گناهان او نیز بخشوده شود اما پیامد فتنهانگیزی، از دست رفتن ایمان و سعادت حقیقی عدهای از مردم و فاصله گرفتن آنان از جاده حق و حقیقت است. در نتیجه نهتنها فتنهگران و فتنهزدگان، خود تا ابد در آتش جهنم میسوزند که احتمالاً نسلهای آینده خود را نیز منحرف میکنند.
در آیهای دیگر، ضرورت مبارزه با فتنه به این صورت بیان شده است:
و اتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه و اعلموا ان الله شدید العقاب:
از فتنهای که تنها به ستمکاران شما نمیرسد بترسید و بدانید که خداوند سخت کیفر است.
همانگونه که مفسر بزرگی چون علامه طباطبایی تصریح کرده است، مخاطب این آیه، همه امت اسلامی و جامعه مؤمنان است. مضمون آیه این است که همه جامعه اسلامی و همه مؤمنان موظفند با فتنههایی که هرچند در ظاهر مخصوص ظالمان و ستمگران است، مبارزه کنند چرا که آسیبها و آفات فتنه، همگان را در بر خواهد گرفت.
در ذیل آیه علت این توصیه بیان شده است که اگر مسلمانان وظیفه خود را در مقابله با فتنهها انجام ندهند، عذابهای شدید الهی در دنیا و آخرت نصیب آنان خواهد شد؛ عذابهایی چون اختلافهای اجتماعی، ناامنی و قتل و فساد و امثال آن در این دنیا و عذاب جهنم در روز قیامت. ثمره فتنه چیزی جز ضعف اجتماع مسلمانان و ایجاد تفرقه و اختلاف در صفوف آنان و در نتیجه ذلت و خواری حکومت و جامعه اسلامی در برابر دشمنان دین نخواهد بود.
بر همه افراد جامعه اسلامی- بهویژه خواص و نخبگان- لازم است ضمن شناسایی فتنهها و آگاهی دادن به جامعه، تلاش کنند آتش فتنه را خاموش کنند و ریشه آن را بسوزانند.
قرآن کریم به همه مسلمانان دستور میدهد تا رفع کامل فتنه از جهان و تحقق کامل دین الهی در سراسر گیتی، با دینستیزان، مجاهده و مبارزه کنند و لحظهای در این راه درنگ نداشته باشند:
و قاتلو هم حتی لا تکون فتنه ویکون الدین لله:
با آنان بجنگید تا دیگر فتنهای نباشد و دین مخصوص خدا شود.
و قاتلوهمن حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله:
با آنان بجنگید تا دیگر فتنهای نباشد و دین یکسره از آن خدا گردد.
روشن است که این دستور قرآن به مبارزه با فتنه و فتنهگران، لزوماً دستور به «مبارزه سخت» و «جهاد فیزیکی» نیست بلکه «مبارزه نرم» و «جهاد فکری و علمی و فرهنگی» را هم شامل میشود. اصولاً چون فتنهگری در اغلب موارد، جز در آخرین فازهای خود، از سنخ تهاجم فرهنگی و براندازی نرم است، راه مبارزه و جهاد علیه آن نیز از سنخ مبارزه فرهنگی و جهاد فکری و فرهنگی است.
نکته دیگری که لازم است مورد توجه قرار گیرد، این است که فتنههای سیاسی و اجتماعی، همچون بسیاری دیگر از مناسبهای اجتماعی و سیاسی، در دوران گذشته با برنامهریزیهای پیچیده و تو در تو همراه نبود؛ اما امروزه برای ایجاد فتنه در یک جامعه، سالها برنامهریزی میشود. تحقیقات مختلف جامعهشناختی، مردمشناختی و روانشناختی گستردهای درباره جامعه هدف صورت میگیرد.
مهرههای اصلی فتنه از قبل شناسایی میشوند و آموزشهای لازم علمی و روانشناختی را میبینند و آرام آرام در جای خود چیده میشوند.
از طریق مطبوعات، رسانهها، رمانها، کتابهای درسی و غیردرسی و فعالیتهای تفریحی و گردشگری، ترویج مدها و مدلهای جدید، ترویج روحیه مصرفگرایی و مصرفزدگی، سیاهنمایی درباره فعالیتهای انجام شده و مهمتر از همه، از راه ایجاد شبهه در باورها و ارزشهای مورد قبول جامعه هدف و به طور کلی از همه راههای ممکن، میکوشند تا آرام آرام حساسیتهای دینی و ارزشی مردم را تضعیف کنند و بدین ترتیب بسترهای لازم برای براندازی نظام حاکم را فراهم سازند تا با کمترین هزینه بتوانند به هدف خود دست یابند به همین دلیل، مبارزه با فتنه در دوران حاضر نیز کار ساده و سهلی نیست؛ بلکه نیازمند برنامهریزیهای دقیق و فعالیتهای شبانهروزی است.