
جمعه شب و در ادامه يكي از بخشهاي سريال «در چشم باد» صحنهاي به نمايش در آمد كه سؤالات متعددي را پيش روي مخاطب ميگذارد.اين نوشته اصلاً بنا ندارد عملكرد ضد اخلاقي يا سياسي سربازان سرخ (يا همان فرزندان بلشويكها) را نقد و بررسي كند، اما طرح اين سؤالها را برخود لازم ميداند؛ دست كم براي احقاق حق
(اگر حقي وجود داشته باشد) از سريالهايي كه به حق صحنههاي
اين چنينيشان برش خورده است تا مخاطبان سيماي سالم ايران گمان نكنند كه چيز ناسالمي را به «سلامتي» ميتوان هورت كشيد.1 ـ آيا ميتوان شيشه مشروبات الكلي را در دست يك بازيگر ـ حتي سرباز ارتش سرخ ـ به وضوح نشان داد و تأكيد كرد كه او مينوشد و مينوشد و ...2 ـ آيا ميتوان اين شيشه الكلي را به سمت ديگري ـ سرباز سرخ ديگر ـ تعارف كرد و در جواب «به سلامتي»اش گفت: نوشجان! به سلامتي!3 ـ اگر جواب 2 سؤال بالا مثبت است، چرا سالهاست در سريالهاي خارجي تلويزيون، همه نوشيدنيهاي الكلي، آبميوه يا شربت ترجمه شدهاند و مستيهاي بازيگران پس از نوشيدن، سردردهاي ميگرني تلقي گرديدهاند؟ خارجيها كه براي نوشيدن و به سلامتي گفتن، ارجح از بازيگران داخلياند.4 ـ اگر جواب سؤالهاي 1 و 2 منفي است، بايد پرسيد در جمعه شب 19 آذر ماه، ناظر پخش محترم مشغول چه كاري بودهاند؟ شايد هم بازي زيباي بازيگران، چنان طبيعي بوده كه براي حذف آن، مقداري سنگدلي و هنرنشناسي لازم بوده است.تتمه: دوست عزيزي در كنارم نشسته است و ميگويد سريال زيبايي است؛ حيف است... بله حيف است؛ اما نه براي نقد كردن. سريال زيبايي است كه در آن صحنه، حتي هيچ توجيه سينمايي يا فيلمنامهاي براي نشان دادن آن عمل وجود ندارد. به نظر ميرسد كارگردان محترم فقط خواسته است يك عملي را به سربازان سرخ نسبت دهد؛ اما نتوانسته است كه شعار ندهد.